a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
شهرنوش پارسی‌پور

بانوی ادبیات معاصر در غربت چشم از جهان بست

شهرنوش پارسی‌پور، نویسنده، مترجم، تهیه‌کننده و فعال اجتماعی ایرانی، امروز در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو درگذشت.

مرگ شهرنوش پارسی‌پور تنها خاموش شدن یک نویسنده نیست؛ پایان زندگی زنی است که بخش مهمی از تاریخ ادبیات معاصر ایران را با قلم و سرنوشت خود نوشت. نویسنده‌ای که نه فقط داستان می‌نوشت، بلکه زندگی‌اش نیز به روایتی از مبارزه، سانسور، زندان، تبعید و پایداری تبدیل شد.

پارسی‌پور در تهران متولد شد و از نوجوانی نوشتن را آغاز کرد. پس از تحصیل در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نخستین رمانش، «سگ و زمستان بلند»، را منتشر کرد؛ رمانی که نوید ظهور نویسنده‌ای متفاوت را می‌داد. او مدتی در تلویزیون ملی ایران به عنوان تهیه‌کننده برنامه «زنان روستایی» فعالیت داشت، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان و بازداشت شماری از نویسندگان و روشنفکران استعفا داد؛ تصمیمی که چندی بعد با نخستین بازداشت و ۵۴ روز زندان همراه شد.

پس از انقلاب، با امید به ساختن آینده‌ای تازه به ایران بازگشت، اما این امید چندان دوام نیاورد. مرداد ۱۳۶۰ بازداشت شد و بیش از چهار سال و نیم، بدون محاکمه، در زندان ماند. آزادی نیز پایان رنج‌های او نبود. کتاب‌هایش زیر ذره‌بین سانسور قرار گرفتند، بار دیگر بازداشت شد و سرانجام چاره‌ای جز ترک وطن نیافت. از اوایل دهه هفتاد خورشیدی در آمریکا ساکن شد و تا واپسین روزهای زندگی، با وجود همه دشواری‌های مهاجرت اجباری، نوشتن و ترجمه را ادامه داد.

کارنامه ادبی او با آثاری چون «طوبا و معنای شب»، «زنان بدون مردان»، «عقل آبی» و «شیوا» گره خورده است. او از معدود نویسندگانی بود که توانست تجربه زن ایرانی را با زبانی شاعرانه، نمادین و گاه آمیخته با رئالیسم جادویی به ادبیات فارسی وارد کند. شخصیت‌های آثارش، در جست‌وجوی آزادی، هویت و رهایی، هنوز نیز برای خواننده امروز زنده و باورپذیرند.

«زنان بدون مردان» شاید شناخته‌شده‌ترین اثر او باشد؛ رمانی که پس از انتشار در ایران توقیف شد، اما راه خود را به جهان باز کرد. ترجمه‌های متعدد این اثر، اقتباس سینمایی موفق شیرین و نشاط قرار گرفتن ترجمه تازه انگلیسی آن در فهرست اولیه جایزه بوکر بین‌المللی ۲۰۲۶، نشان داد که ادبیات پارسی‌پور از مرزهای جغرافیا عبور کرده است.

آنچه بیش از هر چیز در زندگی او به چشم می‌آید، پیوند ناگسستنی قلم و مسئولیت اجتماعی است. او در تمام این سال‌ها، حتی در مهاجرت اجباری، نسبت به سرنوشت ایران بی‌تفاوت نماند. در روزهای پرالتهاب اخیر نیز حملات نظامی به ایران را محکوم کرد و از رنج مردمی گفت که قربانی جنگ می‌شوند. برای او، دفاع از انسان و آزادی، هیچ‌گاه با خشونت و ویرانی سازگار نبود.

من «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» را سال‌ها پیش خوانده‌ام؛ دو رمانی که در زمان انتشار، ادبیات داستانی ایران را تکان دادند. امروز که به آنها بازمی‌گردم، بیش از آنکه به جنجال‌های پیرامون انتشارشان بیندیشم، به جسارت نویسنده‌ای فکر می‌کنم که حاضر شد بهای اندیشه و استقلال قلمش را با زندان، ممنوعیت و سال‌های طولانی غربت بپردازد.

شهرنوش پارسی‌پور از میان ما رفت، اما آنچه از او باقی می‌ماند، تنها چند رمان مشهور نیست؛ میراث او، ایمان به قدرت ادبیات در برابر فراموشی و استبداد است. نویسندگانی از این دست، با مرگ از صحنه روزگار کنار می‌روند، اما از حافظه فرهنگی یک ملت حذف نمی‌شوند.

یادش گرامی.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ۰۶:۳۴
شماره خبر : 105159
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105159
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.