a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
بدنام

چرا «بدنام» یکی از ناامیدکننده‌ترین سریال‌های نمایش خانگی است؟

با پخش قسمت دوم، به‌روشنی آشکار شد که «بدنام» بر ایده‌ای دم‌دستی، کلیشه‌ای و از منظر اخلاقی مسئله‌دار استوار است؛ ایده‌ای که بدون هیچ‌گونه محدودیت سنی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

به گزارش سینما آفیس، سریال «بدنام» که این روزها به یکی از آثار پرحاشیه‌ی شبکه نمایش خانگی تبدیل شده، از محصولات پلتفرم فیلیمو است؛ اثری که بیش از هر چیز، آشفتگی ذهنی سازندگانش را بازتاب می‌دهد. این مجموعه نه در محتوا و نه در فرم، حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد و از همان ابتدا بر پایه‌ی ایده‌هایی مصرف‌شده و کلیشه‌ای بنا شده است.

توقیف قسمت نخست، که بیش از آنکه ضرورتی بیرونی باشد، به حربه‌ای تبلیغاتی برای افزایش کنجکاوی مخاطبان شباهت داشت و باعث شد بسیاری با اشتیاق منتظر ادامه‌ی سریال بمانند. اما با پخش قسمت دوم، به‌روشنی آشکار شد که «بدنام» بر ایده‌ای دم‌دستی، کلیشه‌ای و از منظر اخلاقی مسئله‌دار استوار است؛ ایده‌ای که بدون هیچ‌گونه محدودیت سنی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

آنچه «بدنام» را بیش از پیش به ورطه‌ی سقوط می‌کشاند، شباهت آشکار آن به فیلم شایسته‌ی «پیرپسر» ساخته‌ی اکتای براهنی است؛ شباهتی که بیش از آنکه به اقتباسی خلاقانه شبیه باشد، یادآور برداشتی سطحی و نازل از آن اثر است. در عین حال، مجموعه در امتداد آثار پیشین حامد عنقا، از جمله «آقازاده» و «گناه فرشته»، همچنان در مسیر تطهیر طبقه‌ی آقازاده‌ها حرکت می‌کند. حضور بازیگران تکراری، لوکیشن‌های لوکس، خودروهای گران‌قیمت و روایت فسادهای اداری، این احساس تکرار را تشدید کرده است.

داستان از اساس با مشکلات جدی مواجه است. سریال می‌کوشد با ایجاد تعلیق، مخاطب را همراه خود نگه دارد، اما در تحقق این هدف ناکام می‌ماند و روایتش از ریتم و کشش لازم برخوردار نیست. زبان روایی «بدنام» نیز به‌جای آنکه در خدمت درام باشد، بیش از اندازه در خدمت اهداف ایدئولوژیک و جهان‌بینی سازندگان قرار گرفته است. «بدنام» از منظر مضمونی نیز شباهت بسیاری به سریال‌های ترکی و فیلم‌فارسی‌ دارد؛ آثاری که عشق‌های مثلثی، خیانت و مناسبات قدرت را به فرمول اصلی روایت تبدیل کرده‌اند. این الگو سال‌هاست تازگی خود را از دست داده و دیگر نمی‌تواند مخاطب امروز را غافلگیر کند.

فارغ از محتوای تکراری و آزاردهنده، فرم سریال نیز به‌شدت غیرحرفه‌ای است. فیلم‌برداری، تدوین، میزانسن‌ها و حتی طراحی بصری در بسیاری از صحنه‌ها از ضعف‌های جدی رنج می‌برند و به جای تقویت روایت، بر آشفتگی آن می‌افزایند.

شخصیت‌پردازی نیز از دیگر نقاط ضعف مجموعه است. اغلب شخصیت‌ها صرفاً نماینده‌ی یک تیپ اجتماعی هستند و از هرگونه پیچیدگی و عمق روان‌شناختی بی‌بهره‌اند. افزون بر این، بسیاری از آن‌ها دچار تناقض‌های حل‌نشده‌اند. نمونه‌ی بارز آن، شخصیت اسماعیل با بازی سینا مهراد است؛ شخصیتی که خود را روشنفکر، کتاب‌خوان، شاعر، موزیسین و مخالف سرمایه‌داری معرفی می‌کند، اما هم‌زمان در رفاه کامل زندگی می‌کند، سوار خودرویی گران‌قیمت است و برای پرداخت بدهی یلدا از پدرش درخواست پول می‌کند. این تناقض‌ها نه آگاهانه طراحی شده‌اند و نه در روند داستان توجیهی برای آن‌ها ارائه می‌شود.

ناامیدکننده‌ترین سریال‌های نمایش خانگی

در سوی دیگر، شخصیت زن‌ستیز داستان با بازی حسن پورشیرازی، یادآور غلام در فیلم «پیرپسر» است. اگرچه در آن فیلم این شخصیت با ظاهری ژولیده و تصویری چرک و نکبت‌بار به نمایش درمی‌آمد، در «بدنام» همان کاراکتر با ظاهری آراسته و مرتب بازآفرینی شده است. با این حال، نمی‌توان از بازی قابل‌قبول پورشیرازی چشم‌پوشی کرد؛ به‌ویژه در قسمت سیزدهم که توانسته احساسات متناقض شخصیت را با ظرافت در چهره و بازی خود به نمایش بگذارد.

در حالی که هنوز پخش «بدنام» به نویسندگی حامد عنقا به پایان نرسیده، خبرها از آغاز تولید سریال تازه‌ی او با عنوان «رادیو سیتی» برای شبکه نمایش خانگی حکایت دارد؛ اثری که باید دید آیا می‌تواند از تکرار الگوهای پیشین فاصله بگیرد یا بار دیگر همان مسیر آشنا را دنبال خواهد کرد.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۴/۱۵ ۰۱:۵۳
شماره خبر : 105165
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105165
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.