نگاهی به فیلمی که وطن را از دریچه طنز و نقد اجتماعی به تصویر کشید:
«ای ایران»؛ سرزمین آرزوهای ناصر تقوایی
فرزانه متین- ناصر تقوایی از آن دسته فیلمسازانی بود که در آثارش، همواره نگاهی انتقادی به جامعه و مناسبات قدرت داشت. او که با ساخت فیلمهایی چون «آرامش در حضور دیگران»، «ناخدا خورشید» و «کاغذ بیخط» جایگاه ویژهای در سینمای ایران پیدا کرد، در سال ۱۳۶۸ فیلم «ای ایران» را ساخت؛ اثری که در کارنامه او تجربهای متفاوت به شمار میآید و با نگاهی طنزآمیز، به یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران میپردازد.
داستان فیلم در روزهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ در یک شهر کوچک شمالی میگذرد؛ جایی که سرگرد مکوندی، با بازی اکبر عبدی، بهعنوان فرمانده نظامی منطقه تلاش میکند اقتدار خود را حفظ کند. او که نماینده نظامی رو به زوال است، در برابر تغییرات اجتماعی و سیاسی قرار میگیرد و هرچه فضای شهر ملتهبتر میشود، تناقضهای رفتاری و ضعف مدیریتش بیشتر آشکار میشود.
تقوایی با انتخاب یک شهر کوچک و محدود کردن بخش عمدهای از اتفاقات به فضای مدرسه، تصویری فشرده از جامعهای در حال دگرگونی ارائه میدهد؛ جامعهای که در آن، مناسبات پیشین قدرت دیگر نمیتوانند مانند گذشته ادامه پیدا کنند.
یکی از ویژگیهای مهم «ای ایران»، استفاده از طنز برای پرداختن به موضوعی جدی است.
تقوایی بهجای آنکه روایتی حماسی و مستقیم از انقلاب ارائه دهد، با نگاهی هجوآمیز به رفتار صاحبان قدرت و واکنش مردم میپردازد. سرگرد مکوندی شخصیتی است که میکوشد با تکیه بر عنوان و موقعیت نظامی خود، نظم گذشته را حفظ کند؛ اما شرایط تازه نشان میدهد که اقتدار او بیش از آنکه بر توانایی و مشروعیت استوار باشد، به ترس و اطاعت وابسته بوده است. از این منظر، سقوط اقتدار او نهفقط سرنوشت یک شخصیت، بلکه نشانهای از فروپاشی ساختاری بزرگتر است.
مدرسه در فیلم، فراتر از یک مکان آموزشی، به صحنهای برای نمایش مناسبات قدرت تبدیل میشود. تقوایی از همین فضای محدود استفاده میکند تا رابطه میان آموزش، اطاعت، نظم و آزادی را به پرسش بکشد.
در چنین فضایی، سرود «ای ایران» نیز معنایی فراتر از یک قطعه موسیقایی پیدا میکند. سرود به نشانهای از پیوند جمعی و احساس تعلق به سرزمین تبدیل میشود؛ مفهومی که میتواند مستقل از قدرت سیاسی و فراتر از اختلافهای اجتماعی باقی بماند.
«ای ایران» همچنین از نظر بازیگری و لحن روایی، اثری قابل توجه است. اکبر عبدی با خلق شخصیتی که میان جدیت نظامی و رفتارهای مضحک گرفتار شده، به شکلگیری فضای کمیک فیلم کمک میکند. با این حال، طنز تقوایی صرفاً برای خنداندن مخاطب نیست؛ خنده در این فیلم اغلب از دل تناقضها و موقعیتهایی شکل میگیرد که در پس ظاهر خندهدارشان، واقعیتی تلخ نهفته است.
اکنون که ناصر تقوایی از میان ما رفته است، بازگشت به «ای ایران» فرصتی برای مرور نگاه مستقل او به تاریخ و جامعه است. فیلمی که در آن، وطن نه به معنای ستایش بیچونوچرای قدرت، بلکه بهعنوان مفهومی متعلق به مردم مطرح میشود. شاید ماندگاری «ای ایران» نیز در همین نکته باشد: تمایز میان سرزمین و صاحبان قدرت؛ تمایزی که تقوایی با زبان طنز و سینما به تصویر کشید و به مخاطب سپرد تا درباره آن فکر کند.



