به بهانه اکران فیلم اجاره نشینها در یک مهر ماه ۱۳۶۶؛
وقتی یک ساختمان، تصویر یک جامعه میشود
«اجارهنشینها» فیلمی نیست که صرفاً برای خنداندن مخاطب ساخته شده باشد. خنده در این فیلم اغلب از دل یک موقعیت جدی و حتی بحرانی بیرون میآید. همین جاست که فیلم از یک کمدی معمولی فاصله میگیرد.
فرزانه متین- «اجارهنشینها» اولین ساختهی داریوش مهرجویی بعد از پیروزی انقلاب، یکی از آن فیلمهایی است که هر بار تماشایش میکنیم، به نظر میرسد هنوز حرفی برای گفتن دارد؛ فیلمی که اگرچه در ظاهر یک کمدی درباره ساکنان یک ساختمان فرسوده است، اما در لایههای زیرین خود تصویری دقیق و قابل تأمل از جامعهای ارائه میدهد که آدمهایش در کنار یکدیگر زندگی میکنند، اما هر کدام منافع، خواستهها و نگاه خودشان را دارند. داریوش مهرجویی در «اجارهنشینها» توانسته است از یک موقعیت ساده و حتی روزمره، جهانی بسازد که هم خندهدار است و هم تلخ و مهمتر از همه، همچنان برای مخاطب امروز قابل لمس به نظر میرسد.
ساختمان در «اجارهنشینها» فقط یک لوکیشن نیست؛ خودش یکی از شخصیتهای اصلی فیلم است. ساختمانی که به دلیل بیتوجهی و اختلاف میان ساکنان، روزبهروز بیشتر در معرض فروپاشی قرار میگیرد و هر چه جلوتر میرویم، این ساختمان تبدیل به تصویری از جامعهای میشود که هرکس میخواهد سهم بیشتری از آن داشته باشد، اما کمتر کسی حاضر است مسئولیت نگهداری و نجاتش را بر عهده بگیرد. همین ایده ساده، مهمترین نقطه قوت فیلم است؛ مهرجویی بدون آنکه بخواهد مستقیماً شعار بدهد، رفتار آدمها را در برابر یک بحران مشترک قرار میدهد و از دل همین موقعیت، طنز شکل میگیرد.
یکی از ویژگیهای مهم «اجارهنشینها» شخصیتپردازی آن است. هیچکدام از آدمهای فیلم صرفاً تیپ نیستند و هرکدام ویژگیهایی دارند که باعث میشود بتوانیم آنها را به خاطر بسپاریم. عباس آقا، مهندس، شیرین، مش قربون و دیگر ساکنان ساختمان، هرکدام نماینده بخشی از جامعه هستند، اما مهرجویی آنها را به شخصیتهایی زنده تبدیل کرده است. بازی بازیگران نیز در همین مسیر قرار دارد و هماهنگی میان آنها باعث شده ریتم کمدی فیلم تا پایان حفظ شود.
نکته مهم دیگر، نوع استفاده مهرجویی از زبان طنز است. «اجارهنشینها» فیلمی نیست که صرفاً برای خنداندن مخاطب ساخته شده باشد. خنده در این فیلم اغلب از دل یک موقعیت جدی و حتی بحرانی بیرون میآید. همین جاست که فیلم از یک کمدی معمولی فاصله میگیرد. مخاطب میخندد، اما پشت این خنده، نوعی نگرانی هم وجود دارد؛ نگرانی از اینکه چرا آدمها وقتی مسئلهای به منافع شخصیشان مربوط میشود، نمیتوانند به یک راهحل جمعی برسند.
مهرجویی همچنین به خوبی توانسته از فضای محدود یک ساختمان، موقعیتهای متنوعی خلق کند. تقریباً همه اتفاقات مهم فیلم در همین فضای محدود رخ میدهد، اما فیلم هرگز احساس تکرار و یکنواختی نمیکند. ساختمان هر بار شکل تازهای به خود میگیرد و بحرانهای کوچک، به بحرانهای بزرگتر تبدیل میشوند. این روند تدریجی، یکی از دلایلی است که فیلم هنوز هم میتواند مخاطب را با خود همراه کند.
«اجارهنشینها» را میتوان نمونهای موفق از پیوند کمدی با نقد اجتماعی دانست؛ فیلمی که به جای آنکه جامعه را از بیرون قضاوت کند، آدمها را در موقعیتی قرار میدهد که خودشان ضعفها و تناقضهایشان را آشکار کنند.
شاید به همین دلیل است که بعد از گذشت سالها، بسیاری از موقعیتهای فیلم همچنان آشنا هستند. دعوا بر سر مسئولیت، فرار از هزینه، منفعت شخصی، ناتوانی در تصمیمگیری جمعی و امید به اینکه دیگری مشکل را حل کند، محدود به زمان ساخت فیلم نیست.
قدرت «اجارهنشینها» در همین ماندگاری است. فیلمی که در زمان خودش یک کمدی اجتماعی پرمخاطب بود، امروز نیز میتواند به عنوان اثری درباره فرهنگ جمعی، مناسبات اجتماعی و رفتار انسانها در برابر بحران دیده شود. مهرجویی در این فیلم نشان میدهد که برای ساختن یک کمدی ماندگار، الزاماً به داستان پیچیده نیاز نیست؛ گاهی یک ساختمان، چند آدم با خواستههای متفاوت و بحرانی که همه را درگیر میکند، کافی است تا تصویری از جامعه ساخته شود؛ تصویری که هم میخنداند و هم بعد از تمام شدن فیلم، مخاطب را به فکر فرو میبرد.




