به بهانه فیلم مبتذل و سخیف خانم والده:
مروری بر زنپوشی در آثار سینمای جهان
پوشیدن لباس زنانه توسط مردان یکی از موقعیتهایی است که سینما در دورههای مختلف بارها به سراغ آن رفته است؛ گاهی برای ساختن یک موقعیت کمیک، گاهی برای پنهان کردن هویت یک شخصیت و گاهی برای روایت داستانی که در لایههای زیرین خود، پرسشهایی درباره جنسیت، هویت و نگاه جامعه به انسان دارد. به همین دلیل نمیتوان همه فیلمهایی را که در آنها یک مرد لباس زنانه میپوشد، در یک دسته قرار داد.
در برخی آثار، این اتفاق صرفاً یک تمهید داستانی برای خنداندن تماشاگر است و در برخی دیگر، به بخش مهمی از مضمون فیلم تبدیل میشود.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، «بعضیها داغشو دوست دارند» ساخته بیلی وایلدر در سال ۱۹۵۹ است. جک لمون و تونی کرتیس در نقش دو نوازنده ظاهر میشوند که پس از شاهد بودن یک جنایت، برای فرار از دست تبهکاران، لباس زنانه میپوشند و به یک گروه موسیقی زنانه میپیوندند. حضور این دو مرد در لباس زنانه، موقعیتهای کمیک فراوانی ایجاد میکند، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که این تغییر ظاهر چگونه میتواند مرزهای معمول جنسیت را به بازی بگیرد. بازی جک لمون، بهخصوص در مواجهه با هویتی که ناچار شده به آن وارد شود، همچنان یکی از نقاط درخشان این کمدی کلاسیک است.
در سال ۱۹۸۲، سیدنی پولاک با ساخت «توتسی» یکی از ماندگارترین نمونههای این موضوع را به سینما آورد. داستین هافمن در نقش مایکل دورسی، بازیگری که به دلیل رفتار دشوارش نمیتواند کاری پیدا کند، خودش را به شکل زنی به نام «دوروتی» درمیآورد و در یک مجموعه تلویزیونی مشغول به کار میشود. اما موفقیت او در این نقش، باعث میشود که فیلم از یک موقعیت کمدی ساده فاصله بگیرد و به تصویری انتقادی از رفتار جامعه با زنان تبدیل شود. مردی که برای به دست آوردن شغل مجبور به زن شدن شده، تازه متوجه میشود زنان در محیط کار با چه تبعیضها و آزارهایی مواجهاند.
«خانم داوتفایر» ساخته کریس کلمبوس در سال ۱۹۹۳، نمونهای دیگر از استفاده سینما از زنپوشی برای ساختن یک کمدی خانوادگی است. رابین ویلیامز در نقش پدری که پس از جدایی از همسرش نمیتواند به اندازه کافی فرزندانش را ببیند، خود را به شکل یک زن سالخورده درمیآورد و به عنوان پرستار وارد خانه میشود. در اینجا لباس زنانه بیش از آنکه موضوع اصلی فیلم باشد، ابزاری برای رسیدن شخصیت به فرزندانش است؛ هرچند فیلم در نهایت درباره مسئولیت خانوادگی، طلاق و رابطه والدین و فرزندان حرف میزند.
در «ماجراهای پریسیلا، ملکه صحرا» ساخته استفان الیوت، ماجرا شکل متفاوتی پیدا میکند. سه اجراگر نمایشهای درگ با اتوبوسی به نام پریسیلا راهی سفری در استرالیا میشوند. این بار لباس زنانه بخشی از زندگی و اجرای شخصیتهاست و فیلم تلاش میکند جامعهای را نشان دهد که این افراد در آن، همزمان با آزادی فردی و طرد اجتماعی روبهرو هستند. فیلم به همین دلیل از نمونههای مهم سینمای مرتبط با فرهنگ درگ محسوب میشود.
«قفس پرنده» ساخته مایک نیکولز در سال ۱۹۹۶ نیز از همین موقعیت برای ساختن یک کمدی اجتماعی استفاده میکند. فیلم داستان زوجی همجنسگرا را روایت میکند که برای روبهرو شدن با خانوادهای محافظهکار، مجبور میشوند شکل متفاوتی از زندگی خود را نمایش دهند. در اینجا نیز ظاهر، هویت و تصویری که افراد از خود به جامعه ارائه میکنند، به موضوع اصلی طنز تبدیل میشود.
اما در میان نمونههای قدیمیتر، «گلن یا گلندا» ساخته اد وود در سال ۱۹۵۳ جایگاه متفاوتی دارد. این فیلم که از تجربههای شخصی خود وود نیز تأثیر گرفته، زنپوشی را صرفاً یک موقعیت خندهدار نمیبیند و تلاش میکند درباره تمایل برخی مردان به پوشیدن لباس زنانه و واکنش جامعه به این رفتار صحبت کند. فیلم اگرچه از نظر سینمایی اثری بحثبرانگیز و بسیار نامتعارف است، اما به دلیل موضوعش بعدها به یکی از آثار کالت سینما تبدیل شد.
در سوی دیگر، «بازی گریه» ساخته نیل جوردن در سال ۱۹۹۲ قرار دارد که اساساً نمیتوان آن را فیلمی درباره «مرد زنپوش» به معنای کمدی این اصطلاح دانست. شخصیت دیل، با بازی جی دیویدسن، یک شخصیت تراجنسیتی است و فیلم از این طریق به موضوع هویت، عشق، جنسیت و قضاوت اجتماعی وارد میشود. اهمیت فیلم دقیقاً در همین تفاوت است: لباس زنانه در اینجا یک نقاب موقت برای پیشبرد داستان نیست، بلکه بخشی از هویت شخصیت است.
از این منظر، زنپوشی در سینما را نمیتوان صرفاً یک عنصر نمایشی یا ابزاری برای خنداندن مخاطب دانست. این موقعیت در طول تاریخ سینما از یک شوخی ساده به ابزاری برای نقد مناسبات اجتماعی و حتی طرح پرسشهایی درباره هویت انسان تبدیل شده است. گاهی مردی که لباس زنانه میپوشد، قرار است ما را بخنداند؛ گاهی قرار است از دست کسی فرار کند و گاهی قرار است ما را وادار کند درباره این پرسش فکر کنیم که آنچه «زنانه» یا «مردانه» مینامیم، تا چه اندازه حاصل قراردادهای اجتماعی است.




