رضا صدیق :
محدث اگر نبود، «شاخ بیسر» نمیشد
درباره تئاتر بازخوانی نمایشنامه ادیپ شهریار؛مهمترین نقطه ضعف اجرا اما در تئاتر «شاخ بیسر» گستره صحنه است. پهنای صحنه به دلیل نوع سالنی که اجرا در آن قرار گرفته، باعث شده تا مخاطبی که گوشه راست یا چپ نشسته است، میزانسنهای مخالف را در صحنه نتواند بخوبی ببیند.
تئاتر «شاخ بیسر» برای آنها که توامانی پرفورمنس و منولوگ را در بستر تنیدگی قصهای با زیرلایه روانشناختی با آثار کلاسیک تئاتر دوست دارند، تماشاییست. اثری که فرم خود را به شکلی برونگرا در درون ذهن پرسوناژ اصلی بنا کرده و مخاطب را بخشی از سلولهای ذهن پرسوناژ اصلی در اوهام لحظات پیش از مرگش قرار میدهد. بخشی که تکیه بر همان جمله اصیل دارد که پیش از مرگ کل زندگیات را میبینی و اما این دیدن، در تئاتر «شاخ بیسر» تماشای فرمی با پرفورمنس عناصریست که کابوسوار شخصیت را به واقعیت نهان دست نیافتنی در ذهنش رهنمون میکند. صحنه، چونان خانهای متروک در پستوی ذهن بنا شده و هسته اصلی روایت بر رابطه پرسوناژ با «مادر» بنا شده است. جزییات هوشمندانه طراحی صحنه و نور در متروکی خانه و تنیدگی با عیان شدن رازهای «مادر»، بستری مهیاست برای خلق لحظاتی مهیب و گاه جانفرسا.
مهمترین نقطه ضعف اجرا اما در تئاتر «شاخ بیسر» گستره صحنه است. پهنای صحنه به دلیل نوع سالنی که اجرا در آن قرار گرفته، باعث شده تا مخاطبی که گوشه راست یا چپ نشسته است، میزانسنهای مخالف را در صحنه نتواند بخوبی ببیند و «اجبار» فیزیکال سالن، باعث شده تا جزییات دقیق طراحی صحنه با این پهنه گسترده، باعث شود که گاهی چشمان مخاطب پرفورمنس چهار بازیگر را از دست بدهند.
نقطه قوت مهم اجرا اما در کنار طراحی و مهندسی نور و خود ساخت جزییات و هوشمندی صحنه، در قدرت ارائه بازی بازیگران «شاخ بیسر» است؛
سه پرسوناژ فرعی با بازیهای دیدنی مهشید خدایی، علیرضا حقپرست و مهدی یگانه، هر سه در ساخت محیط و اتمسفر پیرامونی پرسوناژ اصلی (دکتر ادیب» در بهترین حالت اجرایی و در خدمت فرم عمل میکنند و بستری میسازند تا فرزین محدث، یکی از سختترین و سنگینترین اجراهایش را ارائه بدهد.
محدثی که هنوز در مدیوم تصویر قدرت اجرایش دیده نشده است، در «شاخ بیسر» اجرایی نفسگیر ارائه میدهد؛ یک ساعت و نیم اجرا در بالاترین شکل ارائه ووکال و صدا، پر اکت و میزانسنترین شکل ارائه فیزیک و بدن، در پرتنشترین شکل ارائه تناقضات احساسی همزمان و بدون لحظهای مکث یا جای تنفس و مجال. این شکل اجرای فرزین محدث که گویی روی صحنه هر لحظه از ذرات جانِ خود برای نقش مایه میگذارد تا پرسوناژ جانی بیشتر بگیرد، مهیب و خیره کننده است.
«شاخ بیسر» با اجرای محدث تکمیل میشود. اجرایی که چهره یک بازیگر جا افتاده و پخته است و با حضور همه جانبهاش، سه پرسوناژ دیگر را نیز در خلق موقعیتهای روایت و فرم، حل میکند. تماشای تئاتر «شاخ بیسر» با بازی فرزین محدث، فارغ از فرم و روایت، تجربهای بصریست که تماشای آن شبیه یک تراپی نفسگیر است.
عجیب است که چرا از این استعداد بازیگری که سالها در صحنه تئاتر نفس زده و حالا در «شاخ بیسر» در اوج پختگی نقشی چشمگیر بازی کرده است، در مدیوم تصویر به خوبی استفاده نمیشود. با تماشای «شاخ بیسر» مخاطب حرفهای به خوبی متوجه میشود که توانایی فرزین محدث، در خلق تیپ و حتی شخصیتهای پیچیده در چه اندازه و سطح است. پس از تماشای «شاخ بیسر» است که میتوان متوجه شد، نبود بروز و فقدان بهره بردن ازین حد استعداد فرزین محدث در مدیومهای تصویری (چه سینما و چه سریال)، در جای درست (و نه نقشهایی که تا به امروز به او دادهاند)، چقدر بهشدت به چشم میآید.
بیراه نیست اگر گفته شود، «شاخ بیسر» نبود و نمیشد، اگر محدث در این نقش چنین غیورانه و با تمام جانش نمیایستاد.
تحلیلگر فرهنگ.



