a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

امید فاخر :

امیرحسین فتحی و تراژدی بازیگری رابطه‌ای در«شغال»

امید فاخر– در سینمای ایران، همواره بحث حضور بازیگرانی که از مسیر روابط خانوادگی یا نفوذ مالی وارد عرصه شده‌اند، موضوعی چالش‌برانگیز بوده است. باران کوثری، گلشیفته فراهانی و لیلا حاتمی و حتی درسطحی به مراتب پایین‌تر، کسانی مثل ساعد سهیلی نمونه‌هایی هستند که با حمایت خانواده و حضور اولیه در سینما راه خود را پیدا کردند، اما تفاوت این افراد با بسیاری دیگر در این است که توانستند استعداد و حضور خود را به اثبات برسانند؛ حضورشان صرفاً بر پایه رابطه نبود، بلکه تلاش و ظرفیت هنری نیز پشت آن وجود داشت. این تجربه نشان می‌دهد که حمایت خانواده یا ارتباطات می‌تواند سکوی پرتاب باشد، اما تضمینی برای کیفیت هنری یا جذابیت بازیگری نیست.

مشکل اصلی زمانی ظهور پیدا می‌کند که حضور بازیگر صرفاً معامله‌ای است؛ جایی که رانت، نفوذ یا پول، جایگاه بازیگری را تعیین می‌کند. این نوع بازیگران، نه تنها به هویت داستانی و جهان اثر کمکی نمی‌کنند، بلکه حتی حضورشان می‌تواند روند روایت را مختل کند.

نمونه اخیر، بازی امیرحسین فتحی در سریال «شغال» است؛ فردی که با پشتوانه خانوادگی و نفوذ پدر وارد عرصه شد، اما در عملکرد بازیگری ناکامی آشکار دارد. در صحنه‌هایی که حضور بازیگر باید به شکل مستقیم هویت داستانی را شکل دهد، فتحی به بی‌معناترین شکل ممکن شخصیت را ارائه می‌دهد. حرکات او اغلب بی‌هدف است، کنترل لب و نگاهش ناپایدار است و دیالوگ‌ها را با ادای خام و بدون درک عاطفی بیان می‌کند. این عدم تسلط نه تنها به شخصیت آسیب می‌زند، بلکه توانایی روایتگری صحنه را نیز تضعیف می‌کند.

مشکل بازیگران رابطه‌ای صرفاً محدود به امیرحسین فتحی نیست. حتی بازیگران شناخته‌شده‌ای که سال‌ها در سینما حضور داشته‌اند، گاهی در دام کلیشه‌ها یا عدم رشد هنری می‌افتند؛ مانند نمونه مهدی سلطانی در همین سریال که ذره‌ای از توانمندی‌های نقش‌های پیشین خود فاصله نگرفته و به همان کلیشه‌های همیشگی متکی است. این وضعیت نشان‌دهنده فقدان نگاه حرفه ای و هدایتگر کارگردان است، اما نمی‌تواند ضعف ذاتی بازیگری را نادیده بگیرد. در واقع، وقتی بازیگری بر اساس سفارش یا نفوذ انتخاب می‌شود، حتی بهترین کارگردان هم نمی‌تواند جای خالی استعداد و تمرین را پر کند.

بازیگران پولی یا سفارشی، مشکل دیگری را در تولید اثر ایجاد می‌کنند؛ آنها نه تنها نقش خود را بی‌اعتبار می‌کنند، بلکه به نوعی روند جمعی بازیگری و تمرکز بر کیفیت روایت را هم تضعیف می‌کنند. این پدیده، سینما را به بازاری تبدیل می‌کند که در آن ارتباطات و معاملات مالی، جای استعداد و تمرین را می‌گیرد. نتیجه، اثری است که از نظر دراماتیک و هنری ضعیف و ناقص به نظر می‌رسد و مخاطب حرفه‌ای را ناامید می‌کند. حتی اگر فیلم یا سریال موفقیت تجاری پیدا کند، کیفیت هنری آن تحت‌الشعاع انتخاب‌های غیراستاندارد بازیگری قرار می‌گیرد.

به عبارت دیگر، حضور بی‌ضابطه بازیگران رابطه‌ای، سفارشی و پولی، نه تنها کیفیت فردی آنها را زیر سؤال می‌برد، بلکه ساختار تولید سینمایی را نیز آسیب‌پذیر می‌کند.

در این میان، مهم‌ترین وظیفه کارگردان، شناسایی و پرورش استعدادهای واقعی و جلوگیری از ورود بازیگرانی است که کیفیت کار را قربانی ارتباطات یا پول می‌کنند. در غیر این صورت، سینما نه تنها از ظرفیت هنری خود فاصله می‌گیرد، بلکه مخاطب و اعتبار حرفه‌ای خود را نیز از دست خواهد داد.

تجربه حضور امیرحسین فتحی در «شغال» نمونه‌ای روشن از پیامدهای انتخاب غیرکارشناسی بازیگران است؛ پدیده‌ای که همواره باید با انتقاد و تحلیل جدی مواجه شود تا سینما، به عنوان عرصه هنر و حرفه، بتواند مسیر رشد و کیفیت را حفظ کند.

مشکل تنها محدود به او نیست؛ حتی پولاد کیمیایی که از خانواده‌ای با نفوذ هنری می‌آید، گاهی حضورش به جای تقویت روایت، بیشتر شبیه پر کردن فضای صحنه است تا خلق شخصیت زنده و واقعی؛ همین طور دارا حیایی و نفس بازغی و …

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ ۱۰:۵۳
شماره خبر : 103481
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=103481
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.