a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
محمدرضا خردمندان

درگفتگو با محمدرضا خردمندان: کارگردان “ناتور دشت” :سینما برای من از یک تصویر آغاز می شود،نه از دغدغه

خبرنگار سینماآفیس-یکی از آثار متفکری که در حال حاضر در سینما بر روی پرده است، فیلم ناتور دشت به‌ کارگردانی محمدرضا خردمندان است. همچنین وی به همراه حمید اکبری از نویسندگان این فیلم هستند. در ابتدا نام اثر به دلیل شباهتش با رمان  جی.دی سلینجر تماشای فیلم را کنجکاو برانگیز می‌کرد اما باید گفت که ناتور دشت هیچ ربطی به رمان مذکور ندارد و با الهام از یک ماجرای واقعی ساخته شده است.

هادی حجازی فر، میرسعید مولویان و علی مصفا از بازیگران اصلی این فیلم به شمار می‌روند. داستان در مورد گم شدن دختری در روستای رحمت آباد از توابع شهرستان کلاله در استان گلستان است که فضای مجازی نقش مهم و مثبتی را در این ماجرا ایفاء می‌کند. در واقع می‌توان گفت که رسانه‌ی مجازی به عنوان یک شخصیت در کنار سایر بازیگران حضور پررنگی دارد.

فیلم از فضاسازی و شخصیت پردازی‌های خوبی بهره گرفته است، فیلمنامه تقریبا بی‌نقص است و می‌توان اظهار داشت ناتور دشت از آثار درخشان و تامل برانگیز سال‌های اخیر در سینمای اجتماعی‌ست، در این زمینه گفت‌و‌گوی کوتاهی با محمدرضا خردمندان داشته‌ایم که در زیر می‌‌خوانید:

سینماآفیس: ازآنجا که شما با توجه به فیلم اول‌تان، «بیست و یک روز بعد» فیلمساز دغدغه مندی هستید، آیا ساخت چنین فیلمی هم از دغدغه‌هایتان محسوب می‌شد؟

سینما برای من اینگونه نیست که چون دغدغه‌ای دارم پس برای آن یک فیلم بسازم. سینما برای من از یک تصویر جذاب،  یا خاطره ای فراموش نشدنی و یا موقعیتی دراماتیک آغاز می‌شود و در طول مسیر و پرداختن به آن تصویر، سر و کله‌ی دغدغه‌ها پیدا می شود. مثلا بیست و یک روز بعد برای من از یک تصویر آغاز شد. پسری روی ریل قطار ایستاده و می‌خواهد قطاری را نگه دارد. همین. حالا این که این پسر کیست و چرا می‌خواهد قطار را نگه دارد، کم کم دغدغه‌ها پیدا می‌شود.

 سینماآفیس: چه شد به سراغ ساخت فیلمی با اقتباس از یک ماجرای واقعی رفتید؟ 

فیلم قبلی من هم اقتباسی از واقعیت زندگی خودم بود. آمپولی بود به اسم «زومتا» که هر 21 روز باید برای مادرم می‌خریدیم. ماجرای یسنا و تصویرهای نابی که از خلال جستجوهای مردمی منتشر می‌شد به شدت سینمایی بود. تصاویر جذاب محیط روستایی، مزرعه‌های بلند قامت، کایت سواران ، سگ‌های جستجوگر، هلی کوپتر، مردم، کیسه خواب‌ها، چراغ قوه‌ها و… این‌ها بهانه‌ای بود برای پرداختن به یک قصهٔ انسانی. آدم‌هایی که ظاهرا دنبال گمشده‌ای می‌گردند اما در واقع خودشان را گم کرده‌اند.

سینماآفیس: تا چه حد در ساخت فیلم به سلسله وقایع وفادار بودید و کدامیک از خرده پیرنگ‌ها از تخیل‌تان نشات گرفته بود؟

ما به سر و ته قصه وفادار بودیم. ایده‌هایی هم از واقعیت ماجرا گرفتیم. مثل معلولیت پدر یسنا که برایش داستانی ساختیم و یا ماجرای قرص خواب و چرخاندن یسنا در ماشین و یا ایده‌ی بلاگر روستایی و یا آن‌هایی که دنبال زیر خاکی آمده بودند! اما تمام شخصیت‌های داستان و کشمکش بین آن‌ها مخلوق ذهن ما و خیال ما بود.

سینماآفیس: با توجه به این که در فیلم شما وجوه و نکات مثبت فضای مجازی پررنگ است، ممنون می‌شوم در این مورد توضیح دهید و این که فیلترینگ تا چه حدی به این مسائل ضربه وارد کرده است؟

ماجرای یسنا نمایش اقتدار فضای مجازی بود. شما فقط تصور کنید فضای مجازی به کمک خانواده یسنا نمی‌آمد و آن موج انسانی شکل نمی‌گرفت. آیا الان یسنا در آغوش خانواده اش بود؟ آنچه سارقین کودک را به شدت ترساند و غافلگیر کرد همین حضور گسترده و رسانه ای شدن چهره ی یسنی بود که تمام اهداف سارقین را بر هم زد و مجبورشان کرد بچه را رها کنند. البته که فضای مجازی تیغ دولبه است. همانطور که می تواند نجات بخش باشد می تواند جانی را هم بستاند. مثل ماجرای آزاده نامداری . در موردفیلترینگ اما باید بگویم از آن مسایل خنده دار ماست. مثل ماجرای ماهواره در دهه هفتاد و هشتاد.  مثل سال ها جدل حضور خانم ها در استادیوم. چیزی که خنده دار است این بخش ماجراست که یک دیواری بین مردم وفضای مجازی کشیده شده و یک عده که نمی دانم چه کسانی هستند(فیلترشکن فروش ها) کنار این دیوار نشسته اند و می گویند اگر می‌خواهی آن ور دیوار بروی، باید پولش را به  من بدهی! یعنی مشکلی نیست که تو بروی آن سوی دیوار! مشکل این است که باید حق حساب من را بدهی! یک زورگیری یا خفت گیری سودآور! واقعا اینها چه کسانی هستند ؟ چه گردش‌مالی عجیبی پشت آن است؟

 

🔺به هنگام ساخت فیلم با چه موانعی روبه رو شدید؟

موانع طبیعی! فیلمبرداری ما در  زمستان افتاد و همه ی مزارع درو شده بود ومن خیلی استرس این را داشتم. می خواستم با  الهام از جغرافیای منطقه‌ی کلاله فضا بسازم . بچه ها به سختی یک تکه مزرعه درو نشده پیدا کردند .

🔺آیا انتخاب این تیم بازیگری از انتخاب‌های اولیه تان بود و یا این که تغییرکرد؟تا چه حد کاراکترها از نظر خودتان در خدمت اثر بودند؟

بله تقریبا. هادی حجازی و میرسعید مولویان انتخاب های اول بودند.

 

یکی دونفرشرایط‌شان جور نشد و جایگزین شدند. من از کست بازیگران راضی بودم. همه کاملا در خدمت نقش هایشان بودند. خوشبختانه هیچ کس به ما نه نگفت.

 

🔺فیلم ناتور دشت در جشنواره در میان سایر آثار،از فیلم های بسیار خوش ساختی بود و از ساختار فنی و‌محتوایی قابل قبولی برخوردار بود،اما موردبی مهری جشنواره قرار گرفت،نظرتان در این مورد چه بود؟

بهتر است بگوییم بی مهری داوران! چون جشنواره سیمرغ بهترین فیلم ازنگاه ملی را به این فیلم اختصاص داد. این نشان می دهد که مدیریت جشنواره فیلم را دوست داشته اند.البته که این دست اتفاقات همیشه می افتدو تلخی و شیرینی اش هم مربوط به همان زمان است و نباید در آن برهه‌ی زمانی ماند. امایک خاطره بامزه از یکی از داوران محترم بگویم که در ذهنم ماند. ایشان آمده بود به یک برنامه اینترنتی که موضوعش انتقادات به داوری فیلم ها بود. مجری از او بابت نادیده گرفتن ناتوردشت پرسید. او در جواب گفت ناتور دشت فیلم بدی است . اشکالی هم ندارد. بنده خدا نظرش را می گفت.  اما ناگهان چیزی گفت که من شوکه شدم . گفت چه معنی می دهد یک نفر کلیه اش رابفروشد؟ اینجا من شوکه شدم. شما کل ناتور دشت را نگاه کنید. اگر یک نفررا پیدا کردید که می خواهد کلیه اش را بفروشد من به شما جایزه می دهم!

ناتوردشت همانطور که در جشنواره فیلم محبوبی شد در اکران مردمی هم‌محبوب تماشاگرانش شد. کلا در این زمینه زمان همه چیز را ثابت می کند.

انتهای خبر/.

 

 

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۰۸/۰۵ ۱۲:۲۳
شماره خبر : 102260
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=102260
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.