a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
کلانتری ۱۱

تلوزیون علیه واقعیت

به گزارش پایگاه خبری سینماآفیس به نقل از روزنامه سازندگی، تلویزیون با دوران طلایی خود در دهه‌های گذشته فاصله معناداری گرفته است.

ریشه‌یابی این افول در دو بخش کلی «محتوا» و «فرم» قابل بررسی است. از سریال‌های مناسبتی گرفته شده تا سریال جدید مهران مدیری. ضعف‌های محتوایی؛ بحران دراماتیک و گسست از واقعیت یکی از جدی‌ترین معضلات، ضعف در سناریو و پیرنگ داستانی است.

بسیاری از سریال‌ها با ایده‌های تکراری، کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی ساخته می‌شوند. شخصیت‌پردازی‌ها غالباً «سیاه و سفید» هستند؛ قهرمانان بیش از حد معصوم و ضدقهرمانان به‌طور غیرواقعی شرور ترسیم می‌شوند. این فقدان خاکستری بودن شخصیت‌ها، باعث می‌شود مخاطب نتواند با آن‌ها همذات‌پذیری کند.

از سوی دیگر ساختار نادرست فنی و فرمی سریال‌ها بیش از حد به ضعیف‌تر شدن محتوا کمک می‌کند. ما با یک نوع شتاب‌زدگی از منظر فرمی و ساختاری روبه رو هستیم. اکثر آثار دچار نوعی «تولید انبوه و بازاری» شده‌اند.

«کلانتری ۱۱»، نماد بحران کیفیت در تولیدات تلویزیونی ایران

سریال «کلانتری ۱۱» که این روزها از شبکه دو سیما پخش می‌شود، نمونه‌ای بارز از مشکلات ساختاری، هنری و ایدئولوژیک رسانه ملی است. این مجموعه پلیسی-اجتماعی که با محوریت سرگرد حسن جهانی (با بازی تینو صالحی) در یک کلانتری خیالی به نام «چهل‌رود» روایت می‌شود، ادعا دارد مسائل واقعی جامعه مانند محیط زیست، ایمنی معادن، کمبود آب و مسئولیت اجتماعی پلیس را بازتاب دهد.

اما در عمل، اثری ضعیف، کلیشه‌ای، فاقد عمق دراماتیک و دور از استانداردهای حرفه‌ای تلویزیون به شمار می‌رود. این سریال نه تنها سرگرم‌کننده نیست، بلکه به مثابه آینه‌ای از افول کیفیت در تولیدات تلویزیونی دولتی عمل می‌کند.

از منظر ساختاری و فیلمنامه، «کلانتری ۱۱» دچار پراکندگی روایی شدید است. داستان‌ها اغلب اپیزودیک و مستقل هستند؛ هر قسمت معضلی اجتماعی را مطرح می‌کند (مثل آلودگی محیط یا مشکلات معدنی) و پلیس با رویکردی قهرمانانه اما سطحی آن را حل می‌کند. این فرمول، که دهه‌هاست در سریال‌های پلیسی تکرار می‌شود، هیچ نوآوری ندارد. پژوهش سه‌ساله ادعایی نویسندگان (محسن جهانی و گروه) در عمل به جمع‌آوری پرونده‌های واقعی و بازسازی ساده آن‌ها منجر شده، نه خلق درام پیچیده.

شخصیت‌ها فاقد لایه‌های روان‌شناختی‌اند: سرگرد جهانی قهرمانی بی‌نقص، اخلاقی و همیشه درست است که بیشتر به سخنران ایدئولوژیک شبیه است تا افسر واقعی پلیس. همکارانش هم تیپ‌های تکراری‌اند؛ مأمور جوان پرشور، مأمور باتجربه بداخلاق اما مهربان، و مظنونانی که اغلب از طبقات پایین جامعه انتخاب می‌شوند.

بازیگری و کارگردانی هم نقطه ضعف عمده است. تینو صالحی در نقش اصلی، بیش از آنکه بازی کند، «حضور» دارد. دیالوگ‌های طولانی و شعاری او، که اغلب مستقیم مسائل را به صورت مستقیم تبلیغ می‌کند، حس طبیعی بودن را از بین می‌برد. دیگر بازیگران هم عموماً ضعیف و تصنعی‌اند؛ سکانس‌های احساسی مصنوعی و اغراق‌آمیز اجرا می‌شوند.

کارگردانی فاقد ریتم است: سکانس‌های تعقیب و گریز ابتدایی و فاقد تنش سینمایی، نورپردازی فلت تلویزیونی قدیمی، و تدوین غیرحرفه‌ای که تداوم داستانی را رعایت نمی‌کند. شهر خیالی «چهل‌رود» هم هیچ هویت بصری یا جغرافیایی مشخصی ندارد و بیشتر به استودیوهای قدیمی شباهت دارد تا فضای واقعی ایران.

از دیدگاه جامعه‌شناختی، سریال بیش از آنکه مشکلات جامعه را نقد کند، آن‌ها را «مدیریت» ایدئولوژیک می‌کند. مسائل واقعی مثل فساد احتمالی در سطوح بالاتر، ناکارآمدی ساختاری، بی‌اعتمادی عمومی به نهادها، یا ریشه‌های اقتصادی-اجتماعی جرم (فقر، نابرابری، مهاجرت) به حاشیه رانده می‌شوند. در عوض، هر مشکل به یک «فرد منحرف» یا «بی‌اطلاعی» تقلیل می‌یابد که پلیس با تکیه بر «ارزش‌های اسلامی-ایرانی» حلش می‌کند.

این رویکرد، واقعیت پیچیده جامعه ایران با تورم، بیکاری، مهاجرت نیروی متخصص، و بحران‌های زیست‌محیطی عمیق را ساده‌سازی و تحریف می‌کند. پلیس اینجا نه نهاد پیچیده با محدودیت‌ها و خطاهای انسانی، بلکه تجسم کمال اخلاقی و حلال همه مشکلات است. این تصویرسازی، فاصله عمیق بین روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را بیشتر می‌کند و باعث بی‌اعتباری بیشتر رسانه ملی می‌شود.

کیفیت تولید سریال هم فاجعه‌بار است. در مقایسه با سریال‌های نمایش خانگی (حتی آن‌هایی که انتقاد داریم مثل آثار حامد عنقا)، «کلانتری ۱۱» از نظر جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه، لباس و حتی صداگذاری عقب‌مانده به نظر می‌رسد. اما مشکل اصلی فقدان خلاقیت و اولویت‌بندی ایدئولوژی بر هنر است. سکانس‌هایی مثل حمله به کلانتری (که ظاهراً به مسائل روز اشاره دارد) بیشتر شعاری و فرصت محور به نظر می‌رسند تا بخشی ارگانیک از داستان.

این سریال نماد «تلویزیون دولتی» در دوران رقابت با پلتفرم‌های خصوصی است. مخاطب امروز، با دسترسی به آثار جهانی و ایرانی باکیفیت‌تر، دیگر با این سطح از شعارزدگی و سطحی‌نگری قانع نمی‌شود. کاهش مخاطب، تماشای اجباری یا طنزهای مجازی درباره سریال. از منظر فرهنگی، چنین آثاری به جای تقویت سرمایه اجتماعی، به تضعیف آن کمک می‌کنند؛ چون مردم را با «واقعیت جایگزین» روبرو می‌کنند که با زندگی واقعی‌شان همخوانی ندارد.

در پایان، «کلانتری ۱۱» نه یک اثر هنری، بلکه یک محصول تبلیغاتی-تربیتی ضعیف است. برای احیای تلویزیون نیاز به فیلمنامه‌نویسان خلاق، کارگردانان حرفه‌ای، و مهم‌تر از همه، اجازه پرداختن صادقانه به مشکلات بدون سانسور و شعار است. تا وقتی کیفیت فدای ایدئولوژی شود، آثاری مثل این ادامه خواهند یافت و تلویزیون بیش از پیش به حاشیه خواهد رفت. جامعه ایرانی شایسته محتوای به مراتب بهتر از این است.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۲/۱۵ ۰۳:۴۸
شماره خبر : 104688
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104688
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.