a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
ما در دستِ چهره‌های پرکارِ کم‌فکر| گور پدرمردم؛ گور پدر فرهنگ!

ما در دستِ چهره‌های پرکارِ کم‌فکر

گور پدرمردم؛ گور پدر فرهنگ!

اوضاع معیشت روز به روز خراب می شود، شاید حق با آنهاست، شاید اینان هم مثل خیلی از ما از آینده و بی پولی می ترسند، پس می گویند: گور پدر مردم؛ گور پدر فرهنگ.

امید فاخر

در روزگاری که جامعه با بحران معنا و سرگشتگی فرهنگی و اقتصادی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، به‌سختی می‌توان از کنار برنامه‌هایی گذشت که در ظاهرسرگرم‌کننده اما در باطن تولید ابتذال می‌کنند. ماجرای شوهای تازه با اجرای مهران غفوریان و سیامک انصاری و توهین‌های مستقیم و غیرمستقیم آنان و مهمانان‌شان به نمادهای تاریخی، از درفش کاویانی تا شیر پاسارگاد؛ صرفاً یک لغزش زبانی یا یک شوخی خارج از عرف نیست؛ اما در این یادداشت کاری به آن سطح ماجرا ندارم. بحث اصلی جای دیگری است: نظام تولید محتوا در این برهه زمانی چگونه آدم‌های کم‌فکر و پرکار را به آنتن هل می‌دهد و چگونه این چرخه، فرهنگ را مستهلک می‌کند؟

نخست آن‌که چهره‌هایی مانند غفوریان و انصاری به‌خوبی سازوکار روزگار رسانه‌ای امروز را فهمیده‌اند؛ در زمانی که بسیاری کنار کشیده‌اند، باید بیشترین بهره‌برداری ممکن را کرد. این بهره‌برداری نه از مسیر خلاقیت، تفکر یا حتی یک هویت مشخص هنری، بلکه از مسیر بهره‌کشی از شهرت است؛ درست شبیه هفت تیرکشی قورباغه در شهر هرت. شهرتی که با هر کار سطحی و کپی‌شده و هر شوخی دم‌دستی هم می‌تواند بازتولید شود. آنها فرصت و تمایل ندارند که بدانند محتوایی که تولید می‌کنند چه آسیب‌هایی دارد و چگونه فرهنگ عمومی را به لجن می‌کشد. در منطق کار بی‌وقفه، اینان و رقیبانشان حتی فرصت مکث برای سنجیدن عیار عمل خود را ندارد؛ چه برسد به فهم پیامدهای بلندمدت فرهنگی. این جماعت درواقع محصول یک اقتصاد رسانه‌ای‌اند که خودنمایی و پول را جایگزین خلاقیت و احترام کرده است.

مسئله دوم به نبود انتخاب بازمی‌گردد. وقتی معیار، نه کیفیت محتوا بلکه قرارداد کلان است، همه‌چیز پذیرفتنی می‌شود. در چنین فضایی حتی اگر این گروه بهره بردار اندکی آبروی حرفه‌ای برای خود قائل باشد، در پایان پروژه ویدئویی برای توجیه منتشر می‌شود تا بگوید «منظور ما این نبود» یا «حرف‌ها را اشتباه برداشت کردند». این چرخه از پیش طراحی‌شده است: ابتدا توهین، سطحی‌نگری یا ابتذال تولید می‌شود، سپس اعتراض شکل می‌گیرد، بعد توجیه می‌آید و در نهایت همان توجیه هم تبدیل به بخشی از شو می‌شود. این یک تکنیک تجاری و بیزنس است، نه یک خطای فرهنگی. در غیاب انتخاب هنری، قرارداد چرب است که انتخاب می‌کند.

مسئله سوم اما ریشه‌ای‌تر است. زمانی درباره بیک ایمانوردی می‌گفتند همزمان در چند فیلم نقش‌آفرینی می‌کند و شب و روز ندارد. امروز این وضعیت تبدیل به یک الگوی نظام‌مند شده است؛ سلبریتی‌هایی که روزی مجری‌اند، روزی بازیگر، روزی در نمایش حضوری دارند و روزی در یک مسابقه کمدی. این حجم از کار نه نشانه تلاش بلکه نشانه فقدان هویت حرفه‌ای است. وقتی بازیگر و برنامه ساز تکلیف خود را نمی‌داند، وقتی نمی‌داند بازیگر است یا مجری یا سرگرم‌کننده یا کمدین، زمان است که او را مدیریت می‌کند، نه او زمان را. این افراد نه فرصت خواندن طرح و سناریو دارند، نه فرصت مطالعه، نه فاصله‌گیری از کار؛ حتی فرصت شناختن خود. اصلا کی حمام می روند و کی غذا می خورند؛ نتیجه چیزی نیست جز فردی پرکار و کم‌فکر؛ آدمی که تنها سرمایه‌اش شهرت و کولی گرفتن است و همان را هم خرج می‌کند تا تمام شود.

اگر از لایه توهین، ایدئولوژی‌پراکنی و سطحی‌سازی فرهنگ بگذریم، به هسته اصلی مسئله می‌رسیم: طبقه‌ای از این دست چهره‌ها شکل گرفته که بدون مسئولیت اجتماعی و بدون درک فرهنگی، تنها بر مدار پول می‌چرخند. آنان همان‌قدر که به ستایش و تشویق حساس‌اند، به نقد و خشم مردم بی‌تفاوت‌اند. زیرا منطق کارشان فهمیدن نیست؛ امضای قراردادهای متعدد است. این افراد نه قصد فهم گذشته را دارند، نه دغدغه آینده را. آنان فقط می‌خواهند در لحظه باشند، دیده شوند و پول بسازند.

این چهره‌های دستمالی شده به ظاهرهنری را بیش از اندازه جدی نگیریم. این‌ها نه پروژه فرهنگی هستند و نه دشمنان آگاه تمدن. آنان صرفاً موتورهای خالی هستند که با سوخت منفعت حرکت می‌کنند. زمانی که بورس‌شان سقوط کند، اگر اندکی تفکر در وجودشان مانده باشد، تازه می‌فهمند چه کرده‌اند؛ و بسیاری‌شان حتی آن‌وقت هم نمی‌فهمند.

این ماجرا بیش از آن‌که نشان‌دهنده سقوط یک برنامه باشد، آینه‌ای است از فروپاشی معیارهای شغلی است، جایی که کم‌مایگی و ابتذال، نه خطا بلکه روش تولید است.

البته باز خیلی سخت نگیریم، اوضاع معیشت هم روزبه روز خراب می شود، شاید حق با انهاست، شاید انها هم مثل خیلی از ما از آینده و بی پولی می ترسند، پس می گویند: گور پدر مردم؛ گور پدر فرهنگ

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۰۹/۰۹ ۰۵:۱۱
شماره خبر : 103195
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=103195
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.