” بدنام ” الگویی ضعیف از ” پیرپسر “
نکته تأمل برانگیز، رفتار ساترا و کلیه نهادهای نظارتی است. فیلم «پیرپسر » با ساختاری به مراتب اخلاقی تر، بدون عبور از خطوط قرمز فرهنگی در شبکه نمایش خانگی با محدودیت مواجه شد و پخش نشد اما «بدنام » با محتوای رادیکا ل تر عقد پسر، صیغه پدر، ابهام شرعی فرزند، روابط ممنوعه مجوز گرفت و پخش شد.
فهم پارادوکس میان فیلمسازی همچون «اکتای براهنی » به عنوان کارگردانی مستقل و حامد عنقا به عنوان یکی از چهره های اصلی آثار نمایشی صد ا وسیما در گذشته نه چندان دور و مشاور هنری چهره های سیاسی رد ه بالا کشنده است. آنچه در حوزه سینما موجب سرخوردگی نسل جوان فیلمساز و خلاق شده، همین تفاوتها و نمایشی ازاستاندارد دوگانه است.
«پیرپسر» چالش عمیقتری با عرف و قدرت پدرسالاری مطرح می کند و از خط قرمزهای شرعی و عرفی عبور نمی کند. بدنام اما گاهی با نزدیک شدن به برخی خطوط قرمز که با احکام فقهی تعارض دارد؛ رابطه دختر با پسر و بعد با پدر مجوز دریافت می کند.
استاندارد دوگانه این است که کمیسیون فرهنگی مجلس در قبال بدنام سکوت کرد، شاید چون ممکن است که در مقابل صد ا وسیما و یا سایر نهادهایی که به این سریال مجوز دادند، قرار بگیرند. طبیعی است که اصل سانسور و توقیف های فلهای و سلیقه ای زیرسوال هستند، اما موضوع عجیب آنجایی است که سطح اعتراض به فیلم پیرپسر به سمتی هدایت شد که ممکن بود، اکتای براهنی همچون سعید روستایی با احکام سخت مواجه شود، اما ناگهان در قبال دیگر آثار چنین سختگیری و ممیزی هایی اعمال نمیشود. سوال مهم اینجاست که چرا اصولاً در قبال یک اثر تا این اندازه محدودیت اعمال میشود؟ نه اینکه چرادیگر آثار مجوز پخش میگیرند.
این استاندارد دوگانه زمینههای نازیبایی را در جامعه سینمایی و هنری تولید میکند. بیتردید یکی از مباحثقابل تأمل در فضای فرهنگی از گذشته تاکنون، رویکرددوگانه و متناقض در بررسی و صدور مجوز برای آثار نمایشیاست.
درباره بدنام و پیرپسر نیز ماجرا چنین شکلی دارد. از یکسو، پیرپسر که ساختاری منسجم تر دارد و از منظر اخلاقی، رویکردی انتقادی اما چارچوب مند را دنبال میکند، در مسیر اکران و نمایش در شبکه نمایش خانگی با موانع جدی و ممنوعیت روبه رو می شود و اجازه توزیع در شبکه نمایش خانگی را ندارد. دلیل این امر معمولاً بهبرداشتهای خاص از محتوای اجتماعی یا فضای تلخ فیلم نسبت داده میشود. از سوی دیگر، سریالی مانند «بدنام» با وجود اینکه از لحاظ محتوایی بسیار رادیکال تر و تندتر است، به راحتی امکان تولید و پخش گسترده در پلتفم های نمایش خانگی را پیدا میکند.
این تناقض در شبکه نمایش خانگی نشان دهنده یک بام و دو هوا است. به نظر میرسد آثاری که توسط افراد شناخته شده تر در سیستمی خاص! تولید می شوند، از نوعی حاشیه امن برخوردارند. در این ساختار، اثری که تلاش م یکند فرم هنری و اخلاقی خود را حفظ کند، شاید به دلیل نداشتن وابستگی های ویژه، توقیف می شود، امااثری با هدف صرف تجاری که حتی ممکن است پا رویبرخی خطوط قرمز هم بگذارد، مجوز م یگیرد. این رویه به عدالت فرهنگی آسیب می زند.
منبع: روزنامه سازندگی


