a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
بی‌سر و صدا

الهام کوهی :

نگاهی به فیلم «بی‌سر و صدا» به بهانه اکران آنلاین؛ داستانی دو‌پاره!

اصلی‌ترین مشکل «بی‌سر و صدا» این است که داستان‌های فرعی آن در خدمت خط اصلی نیست و هیچ اتصالی به داستان اصلی ندارد و اگر این داستان‌های فرعی را از فیلم جدا کنیم صدمه‌ای به پیرنگ اصلی نمی‌خورد.

فیلم سینمایی بی سر و صدا به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مجیدرضا مصطفوی که پس از کلی حاشیه و ممیزی و اصلاحات و پس از دو سال تاخیر در اردیبهشت سال جاری اکران و در بیستم آبان‌ماه به صورت آنلاین از پلتفرم فیلیمو منتشر شد، داستان زندگی مردی میان‌سال به نام سیامک با بازی پیمان معادی را روایت می‌کند که به همراه زن و پسر نوجوانش در حاشیه شهر زندگی می‌کند و تلاش دارد خود و خانواده‌اش را از آن شرایط بد نجات دهد اما هر بار به تعبیر خودش «بدشناسی» اجازه این تغییر را نمی‌دهد.

یک سوژه جذاب و داستان خاص

مصطفوی در بی سر و صدا سراغ ایده‎ای بکر رفته که تا به آن پرداخت نشده و سعی کرده بدون کلیشه‌سازی و با نگاه انسانی به آن نگاه کند. شخصیت‌پردازی سیامک با بازی خوب و به اندازه پیمان معادی ظرفیت خلق حس همدلی و نزدیکی عاطفی با مخاطب را دارد. جلوه‌های بصری فیلم در خدمت داستان بوده و مصطفویی لوکیشن‌ها یا به اصطلاح  دگرجاهایی انتخاب کرده که در فیلم‌های دیگر کمتر این قاب‌ها را می‎‌بینید. فیلم در خلق صحنه‌های بصری زیبا موفق بوده و موقعیت‌های بکری را خلق کرده که بستر مناسبی برای خلق داستان می‌سازد.

دو داستان مجزا از هم فیلم با حمله ملخ‌ها به مزرعه شروع می‌شود. یک شروع عالی که در ادامه اخته می‌ماند و استفاده‌ای از آن نمی‌شود درست مانند سوختگی و خارش بدن سیامک که در ادامه فیلم فراموش می‌شود و کارکردی ندارد بسیاری از خرده پیرنگ‌ها و اتفاقات و شخصیت‌های فیلم هم به این دام می‌افتند.

اصلی‌ترین مشکل «بی‌سر و صدا» این است که داستان‌های فرعی آن در خدمت خط اصلی نیست و هیچ اتصالی به داستان اصلی ندارد و اگر این داستان‌های فرعی را از فیلم جدا کنیم صدمه‌ای به پیرنگ اصلی نمی‌خورد. بارزترین مثال آن هم داستان فرعی پسر سیامک و شخصیت سمیر است که اگر از داستان حذف شود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. تنها نقطه اشتراک داستان سیامک با داستان سمیر این است که آن‌ها پدر و پسر هستند و البته با وجود اینکه پدر و پسر هستند هیچ ارتباط عاطفی قوی نیز بین آن‌ها وجود نداشته و به وجود هم نمی‌آید. در مورد رابطه مادر(با بازی هانیه توسلی) و پسری این ضعف بیشتر نیز می‌شود. بازی هانیه توسلی در نقش مادر به قدر منفعل و بی‌خیال است که وقتی پسرش شب به خانه نمی‌آید هم هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد.

پیرنگ فرعی نه تنها با پیرنگ اصلی هیچ نقطه اشتراکی پیدا نمی‌کند حتی در ژانر و نوع داستان‌پردازی هم با داستان اصلی فرق دارد. انگار که این دو داستان را دو شخص کاملا متفاوت نوشته و با وصله و پینه به هم وصل کرده باشند.

همین ضعف و دوپاره بودن فیلم و پرش از سیامک و مشکلات آن به سمیر و عشق نوجوانی‌اش و جلو بردن دو داستان بی‌ربط به هم به موازات هم مخاطب را بین دو داستان سرگردان می‌کند و اجازه نمی‌دهد تماشاگر روی داستان اصلی تمرکز کرده و با آن ارتباط برقرار کند.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۰۳ ۱۲:۱۱
شماره خبر : 103878
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=103878
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.