الهام کوهی :
لو انگلهای بیپایان مصطفی کیایی
دلیل اینکه زوایه دوربین در اکثر قریب به اتفاق پلانهای سریال هزار و یک شب لو انگل است چیست؟
الهام کوهی– سریال پرستاره هزار و یک شب به کارگردانی مصطفی کیایی اقتباسی آزاد از داستان هزار و یک شب شهرزاد است که در دو جهان موازی مدرن و اساطیری روایت میشود هرچند در این دوقسمت ارتباط بین این دو جهان مشخص نشده و در قسمت دوم ارتباط ما با جهان اساطیری قطع میشود.
لو انگلهای بیدلیل
کیایی احتمالا به دلیل اینکه میخواسته حس ترس و عظمت و تهدید را به مخاطب القا کند بیشتر پلانها را با زاویه دوربین لو انگل گرفته است اما این تصمیم نه تنها تداعی کننده اتمسفر سرد و عجیب داستان نیست که باعث کاهش تاثیرگذاری آن نیز شده و فضای داستان را بسیار سنگین میکند. از طرف دیگر انتخاب زاویه لو انگل باید زمانی باشد که کارگردان میخواهد به کاراکتر خود ابهت و عظمت دهد و وقتی برای همه کاراکترها از این زاویه دوربین استفاده میشود و کارگردان تفاوتی بین کاراکترها قائل نیست و حتی کاراکترهای منفی خود را هم به همین شکل نمایش میدهد استفاده از این زاویه دوربین کارایی خود را از دست میدهد.
زاویههای لو انگل پیدرپی باعث یکنواختی بصری فیلم شده و به خصوص در قسمت دوم آزاردهنده میشوند و باعث میشود جلوههای ویژه اغراقآمیز و مصنوعی جلوه کند. دوربین در اکثر سکانسها به جای نزدیک شدن به شخصیت و استفاده از زاویه آی لول برای همذاتپنداری مخاطب با انتخاب زاویه اشتباه به شخصیت ابهتی ناخواسته میدهد و او را از مخاطب دور میکند.
یک اشتباه بزرگ
بزرگترین اشتباه کارگردان در انتخاب زاویه دوربین این است که وقتی داستان از نظر روایی به های انگل نیاز دارد، کیایی از لو انگل استفاده کرده است. این اشتباه فاحش در انتخاب زاویه دوربین باعث میشود مخاطب حسی کاملا متضاد از کاراکترها و داستان بگیرد. به طور مثال وقتی شخصیتی تحت فشار است و باید زاویه دوربین هایآنگل شود تا تصویر این فشار و استرس را به مخاطب القا کند زاویه لو انگل به او عظمت و ابهت داده و حسی کاملا متضاد را به بیننده القا میکند. این موضوع به خصوص در سکانسهایی مانند سکانس آخر قسمت اول که باید با زاویه دوربین تحت فشار بودن کاراکتر آشیان به تصویر کشیده شود یا سکانسهای مربوط به تحت فشار بودن پدر آشیان از طرف طلبکارها بیشتر به چشم میخورد و لو انگل بودن زاویه دوربین در زمانی که باید های انگل شود اذیتکننده میشود.
به عنوان سخن پایانی سریال هزار و یک شب نه تنها فقط به خاطر انتخاب اشتباه زاویه دوربین که به خاطر روایت آشفته و خرده روایتهای زیاد و بی هدف و دیالوگهای کلیشهای و شعاری و عدم ارتباط دو جهان داستانی اساطیری- مدرن یک عقبگرد برای مصطفی کیایی است.


