به بهانه سالروز تولد یکی از شاخصترین بازیگران سینما؛
امین تارخ؛ بازیگری در مرز سکوت و احساس
صدا یکی از ابزارهای اصلی بازی تارخ بود؛ در کنار آن، نگاههای نافذ و شیوه بیان دیالوگها، بهویژه در نقشهایی که شخصیت با پنهانکاری و ناگفتههای فراوان روبهرو بود، اهمیت زیادی داشت.
فرزانه متین– امین تارخ از معدود بازیگرانی است که جایگاهش در میان برجستهترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تثبیت شده است؛ بازیگری که توانست میان نقشهای مدرن و کلاسیک پلی بزند. این بازیگر تئاتری، هرگز به پشتوانه سابقهاش در تئاتر، به سمت بازیهای اغراقآمیز نرفت و همواره نوعی کنترل و ظرافت را در بازیهایش حفظ کرد. قدرتی که در بیان و صدایش داشت، به شخصیتهایش وزن و اقتدار میداد. صدا یکی از ابزارهای اصلی بازی تارخ بود؛ در کنار آن، نگاههای نافذ و شیوه بیان دیالوگها، بهویژه در نقشهایی که شخصیت با پنهانکاری و ناگفتههای فراوان روبهرو بود، اهمیت زیادی داشت.
اکتهای تارخ اغلب بر پایه کنترل شده شکل میگرفتند؛ به همین دلیل ترس، غرور، اندوه و خشم، بدون آنکه مستقیماً بیان شوند، در لایههای زیرین بازیاش بهوضوح دیده و احساس میشدند. او معمولاً احساسات شخصیت را به شکل مستقیم به مخاطب تحمیل نمیکرد، بلکه اجازه میداد این احساسات از خلال نگاه، مکث، لحن و زبان بدن آشکار شوند. از این رو، در اینجا به چهار نقش ماندگار او میپردازیم:
بوعلی سینا در سریال «بوعلی سینا»
سریال «بوعلی سینا» به کارگردانی کیهان رهگذر در سال ۱۳۶۴ از شبکه دو سیما پخش شد و یکی از مهمترین نقشهای امین تارخ در کارنامه تلویزیونیاش به شمار میرود. او توانست چهرهای تاریخی و مکتوب را از قالب یک شخصیت صرفاً تاریخی خارج کند و به انسانی قابل لمس و باورپذیر تبدیل کند.
در این سریال هیچگونه بازی پرطمطراق و اغراقآمیزی از تارخ نمیبینیم. شخصیت او آرام است و بیان کلامی یکی از مهمترین نقاط قوت بازیاش محسوب میشود. با وجود آنکه زبان سریال فاخر و دیالوگها سنگین است، تارخ با تغییر ریتم، مکثهای درست و کنترل لحن، این دیالوگها را باورپذیر میکند. او صرفاً نقش یک حکیم را بازی نمیکند، بلکه وجوه انسانی شخصیت را نیز به نمایش میگذارد.
خویشتنداری مهمترین امتیاز بازی تارخ در این نقش است. او نشان میدهد که چگونه میتوان تنها با ترکیب چهره، نگاه، بیان و کنترل حرکات، شخصیتی تاریخی را ساخت و به آن هویت انسانی بخشید.
شوذب در سریال «معصومیت از دست رفته»
یکی از پیچیدهترین و مهمترین بازیهای امین تارخ در سریال «معصومیت از دست رفته» به کارگردانی داوود میرباقری شکل گرفت. شوذب مردی است گرفتار میان عشق، قدرت، جاهطلبی و لغزش اخلاقی؛ شخصیتی که تارخ فروپاشی تدریجی او را به تصویر میکشد.
این تغییر ناگهانی اتفاق نمیافتد، بلکه تارخ مرحله به مرحله سقوط شخصیت را نشان میدهد. اگر در ابتدای سریال نوع بیان، حرکات و رفتار او کنترلشده و آرام است، با ورود شوذب به مناسبات قدرت، دیگر از آن آرامش اولیه خبری نیست. شخصیت تغییر کرده و بازی تارخ نیز متناسب با این تغییر، بهتدریج دگرگون میشود.
چشمها مهمترین ابزار بازی تارخ در نقش شوذب هستند. نگاههای او در مواجهه با ماریا و خمیره، میل، تردید، احساس گناه و وسوسه را منتقل میکنند. تارخ کاری میکند که مخاطب بهتدریج بفهمد چرا و چگونه شوذب سقوط میکند.
در پایان با شخصیتی روبهرو هستیم که نه خیر مطلق است و نه شر مطلق؛ بلکه شخصیتی خاکستری است که هم عاشق است، هم جاهطلب و قدرتطلب و هم گرفتار احساس گناه. در نهایت نیز قربانی انتخابهای خودش میشود. تارخ تمام این تناقضها را بدون شلوغ کردن بازی و زیادهروی در اکتها، مانند قطعات یک پازل کنار هم میچیند.
طاهر در فیلم سینمایی «دلشدگان»
«دلشدگان» در فهرست آثار مهم کارنامه سینمای ایران قرار دارد و امین تارخ با ایفای نقش طاهر، حضوری شاعرانه و متفاوت در این فیلم به جا میگذارد. او توانست خود را با زبان شاعرانه، میزانسنها و جهان بصری خاص علی حاتمی هماهنگ کند.
در «دلشدگان»، فضا و موسیقی نقش مهمی در شخصیتپردازی طاهر دارند. از آنجا که دیالوگهای حاتمی وزن و آهنگ خاص خود را دارند، تارخ توانست این دیالوگها را بدون تصنع و اغراق بیان کند. بازی او در این فیلم بیش از هر چیز بر سکوت و نگاه استوار است؛ نگاههایی که حالوهوای یک عاشق را منتقل میکنند.
تارخ توانست در جهان شاعرانه «دلشدگان» حل شود و با سبک و زبان سینمایی علی حاتمی هماهنگ بماند؛ بیآنکه تلاش کند با بازی اغراقآمیز، خود را به رخ بکشد.
دانیال در فیلم سینمایی «سرب»
امین تارخ در فیلم «سرب» به کارگردانی مسعود کیمیایی، نقش دانیال، جوانی یهودی را بازی میکند که درگیر ماجرای مهاجرت و تعقیب و گریزهای فیلم میشود. ترس و اضطراب، بخش جداییناپذیر رفتار این شخصیت است و تارخ این احساسات را بیشتر از طریق زبان بدن و نگاه منتقل میکند.
دانیال هم قربانی است و هم انسانی گرفتار ترس. مهمترین لحظات بازی تارخ را میتوان در مواجهههای او با نوری، با بازی هادی اسلامی، دید.
بازی تارخ در جریان ردوبدل شدن دیالوگ میان این دو شخصیت، ظرافت بیشتری پیدا میکند. او در این نقش، بهجای آنکه ترس را صرفاً با بیان و دیالوگ نشان دهد، اجازه میدهد این ترس در نگاه، بدن و رفتار شخصیت نفوذ کند.
تارخ با کنترل دقیق میمیک، بدن و بیان، در کنار دیگر بازیگران قدرتمند «سرب»، حضوری پرقدرت دارد و یکی از بازیهای قابلتوجه خود را در سینمای کیمیایی به ثبت میرساند.
امین تارخ علاوه بر حضور مؤثر در سینما، تلویزیون و تئاتر، نقش مهمی در تربیت نسلهای بعدی بازیگران نیز داشت. تأسیس «کارگاه آزاد بازیگری» و آموزش بسیاری از بازیگران توانای سینما و تلویزیون ایران، بخش مهم دیگری از میراث اوست؛ میراثی که باعث میشود تأثیر تارخ بر بازیگری ایران تنها به نقشهایی که ایفا کرد محدود نماند.




