در گفتگو با طاها احمدی:
بازیگری، علاقه اصلی من در دنیای هنر است
به گزارش خبرنگار سینماآفیس طاها احمدی، از بازیگران مستعد و جوان کشور، فعالیت حرفهای خود را در سینما با فیلم کوتاه «ایگلو» به کارگردانی امید صدیقی آغاز کرد.
او سپس با بازی در نمایش «اتاق هملت» به یکی از بازیگران شناختهشده تئاتر تبدیل شد و با ایفای نقش افلیا در تئاتر «هملتZ» در جشنواره استانی کاندیدای بهترین بازیگر شد.
احمدی در حال حاضر قرار است نمایش جدیدی با نام «و» را روی صحنه ببرد. از این رو، با وی درباره چالشهای نقش افلیا، کاندید شدن و فعالیتهای پیش رو گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
۱. نمایش «هملت Z» در مردادماه سال جاری در تئاتر لبخند روی صحنه رفت.
انتخاب شما برای ایفای یکی از نقشهای اصلی این نمایش، یعنی افلیا، چگونه صورت گرفت و بابک محمودزاده بر چه اساسی شما را برای این نقش انتخاب کرد؟
در اولین کاری که بابک محمودزاده میخواست کارگردانی کند من در کنارش بودم و ما تبدیل به یک گروه شدیم. بابک پیش از این که متن را دراماتوژی کند ( متن هملت ماشین هاینر مولر) ، بامن تماس گرفت و راجع به ایدهای که داشت با هم صحبت کردیم، کلی گفت و گو کردیم . او میدانست که من علاقمند به این هستم که خودم را به چالش بکشانم و نقش زن یعنی افلیا رابه من سپرد تا بازی کنم.
بعد از چند ماه بالاخره بابک روی متن کار کرد، طراحی کارگردانی را انجام داد و تمرینهایمان را آغاز کردیم که کلی چالش داشتیم ،اوایل تمرین آنچه که من و خود بابک مدنظرمان بود در نمیآمد و با کلی سختی و تمرینات متفاوت و کارهای که انجام دادیم باعث شد که اجرا را به یک مرحلهای برسانیم که در نهایت با بازخورد خوب مخاطبان روبه رو شدیم.
۲. ظاهراً در جشنواره استانی برای بازی در این نمایش نامزد دریافت جایزه شدید، اما به دلیل زنانه بودن نقش افلیا، حواشی و بحثهایی به وجود آمد. درباره این اتفاق و واکنشهایی که با آن مواجه شدید، بیشتر توضیح میدهید؟
واقعیت این بود که جشنواره سه داور داشت و دو داور نیز این کار و نقش افلیا را دوست داشتند اما داور سوم که سنشان بالاتر از بقیه بود معتقد بر این بود که این نوع نقش غیر متعارف است و به دید هنری به آن نگاه نمیکرد و میگفت چرا یک مرد باید نقش افلیا را بازی کند؟ چرا سبک نمایش باید بدین گونه باشد؟ اصلا چرا یک دختر این نقش را بازی نکرد؟ و…
البته آن دو داور عزیز به من گفتند این جایزه حق تو بود. درکل بازیگری چیزیست که شما از کالبد خودتان باید جدا شوید نه تنها از شخصیتتان. یعنی در کاراکتر افلیا این اتفاق افتاد که ما سعی کردیم یک انسان را از کالبد خودش جدا کنیم و وارد کالبد دیگری کردیم و جنسیت دیگر معنایی در این اجرا نداشت. اما چون این سبک، سبک جدیدی در ایران است یک سری به آن ایراداتی گرفتند البته که نقد باعث پیشرفت اجرا میشود و نقدهایی هم که شده خیلی درست بوده ولی این که چه دلیلی داشته یک مرد نقش زن را بازی کند، نگاه پوسیدهای در برابر این اجرا و کاراکتر است که بدین منظور نخواهند جایزه بدهند.
در حقیقت من جایزهام را از مردم و افرادی که این اجرا را تماشا کردند چه در جشنواره و چه در سی شبی که در سالن لبخند اجرا داشتیم، گرفتم. تماشاگران بیرون از سالن در مورد نقش و اجرا با من صحبت میکردند و از کامنتهایی که از آنها گرفتم برای من از صد تا جایزه ارزشمندتر بود.
به هرحال یکی از افتخارات من در دنیای بازیگری که از سال 1399، به صورت حرفهای وارد آن شدم این بود که توانستم در کالبد یک زن زیست کنم و از همه چیز برایم حائز اهمیت تر بود. این افتخاری بود که زنانگی را زیست کنم و مشکلاتی که برای زنان به وجود میآید را درک کنم البته نه در جامعهی ایران بلکه در هر جامعهای. بالاخره زنان در هر کجا با یک سری مسائل دست و پنجه نرم میکنند اما در ایران این چالشها و مشکلات بیشتر است و این مساله را سختتر میکند. من اولین مردی شدم که در ایران نقش تاریخی افلیا را بازی کرده است که باعث افتخار من است که در بهترین شکل آن را به نمایش گذاشتم. دوستانی که قبلا این نقش را بازی کردهاند و مخاطبانی که اجرای هملت و کاراکتر افلیا را دیده بودند ، نظرات مثبتی نسبت به این نقش داشتند.
۳. نقش افلیا در این اجرا از اهمیت ویژهای برخوردار است.
از نگاه شما، چه عواملی باعث برجسته شدن این نقش در نمایش شده است؟ ایفای این نقش با چه چالشهایی همراه بود و برای رسیدن به شخصیت اوفلیا با چه دشواریهایی روبهرو شدید؟
من یک فیزیک مردانه و ورزشی داشتم و حدود 80 کیلو وزنم بود که برای ایفاء نقش افلیا تقریبا 12،13 کیلو وزن کم کردم و عضله سوزی کردم تا بتوانم حداقل از لحاظ جسمانی به یک زن نزدیک باشم و این برایم جزو سختترین مسائل بود از لحاظ ذهنی نیز سعی کردم بارها بارها لباس زنانه بپوشم، آرایش کنم و وارد جامعه شوم تا بتوانم زن بودن را در وجود خودم حس و لمس کنم.
حتی لباس زنانه میپوشیدم و سوار اسنپ میشدم از یک لوکیشن به یک لوکیشن دیگر میرفتم. زنانه صحبت میکردم تا صدا و لحن زنانه را بهتر ادا کنم. به هرحال تمامی این موارد یک بازه زمانه چند ماههای داشت که در روزهایی از زندگی، زن بودن را زندگی کنم.
۴. در حال حاضر مشغول چه فعالیتهایی هستید؟
در حال تمرین نمایش «و» به کارگردانی خودم، نویسندگی پیام دریا نورد و تهیه کنندگی سروش سلطانی هستم. قرار این بود که اجرا را در بهمن ماه سال گذشته روی صحنه ببریم که به دلیل مشکلاتی که برای کشور عزیزمان پیش آمد، امکانش فراهم نشد اما به امید خدا امسال به بهترین شکل این نمایش در آذرماه روی صحنه خواهیم برد.
موتیف اصلی «و» در مورد هوش مصنوعی است. اگر بخواهم بیشتر توضیح دهم در مورد رابطهی زن و مردی است که از طریق هوش مصنوعی و مشکلاتی که در آن برهه زمانی از لحاظ اقتصادی و زندگی شخصی برایشان به وجود میآید.
در کل هوش مصنوعی، خلاقیت و قدرت تصمیم گیری را از انسانها گرفته تا جایی که انسان هر کاری که میخواهد انجام دهد از هوش مصنوعی مشورت میگیرد وماهیت انسانی را از آنها بگیرد، این مشکل بسیار بزرگیست که امروزه با آن مواجهه هستیم. این تئاتر از آذرماه ساعت 9 شب در سالن مهرگان بر روی اجرا میرود.
۵. با توجه به تجربهتان در هر دو زمینه بازیگری و کارگردانی، به کدامیک علاقه بیشتری دارید؟ این دو تجربه چه تفاوتهایی برای شما دارند و کدامیک امکان بیان دیدگاهها و دغدغههای هنریتان را بهتر فراهم میکند؟
من به هیچ عنوان دغدغهی کارگردانی ندارم و این ایدهای بود که دو سال پیش درذهنم به وجود آمده بود. هوش مصنوعی من را کلافه کرده است از این جهت که مردم هر کاری که میخواهند انجام دهند با هوش مصنوعی مشورت میکنند و انگار هیچ ایده و اطلاعی از کاری که میخواهند انجام بدهند، ندارند و این مساله در حال رشد است.
این که در مورد یکسری مسائل از هوش مصنوعی کمک گرفته شود، اشکالی ندارد اما این که میخواهید ورزش کنید، مطالعه کنید، کتاب بخوانید و… از هوش مصنوعی میپرسند یا اگر مشکلی با خانواده دارند، یک موجود سومی را داخل میکنند در حالی که ما نمیدانیم آن چیست،هیچ عقبه و تاریخی ندارد اصلا میتواند به ما کمک کند یا این که میخواهد ما را به بیراهه ببرد؟
به هرحال با کارگردانی باعث شد از طریق صحنه و هنر، حرفم را بزنم. دغدغهی اصلی من بازیگری است و علاقهی اصلیام در دنیای هنر فقط بازیگریست.
البته چیزی را که باید اضافه کنم این است: وقتی کارگردانی میکنم یک سری مسائل را در بازیگری بیشتر میتوانم درک کنم، این که حداقل من در بازیگریام به پیشرفت بهتری برسم و وقتی شما چیزی را از بیرون خلق میکنید ، متوجه میشوید دغدغهی کارگردان چیست و به عنوان یک بازیگر وقتی میخواهید با یک کارگردان دیگر کار کنید بیشتر درک میکنید که چگونه رفتار کنید، چطور آن نقش را به مرحلهای برسانید که هم کارگردان و هم خودتان راضی باشید.
در «و» قطعا نگاه و دیدگاه من و حرفی که به مخاطب میخواهم بزنم کارگردانیست نه بازیگری اما در مجموع من دوست دارم از طریق بازیگریام، آن دغدغه را بیان و اجرا کنم.







