های کپی؛ یک اثر پوچ
فیلم «هایکپی» به کارگردانی علیاکبر ثقفی، بیش از آنکه به واسطه کیفیت سینمایی خود مورد توجه قرار گیرد، به دلیل بازگشت مرتضی عقیلی به سینمای ایران پس از چند دهه خبرساز شد. در کنار او بازیگرانی چون ابوالفضل پورعرب، یوسف صیادی، آرش نوذری و کاظم نوربخش نیز حضور دارند؛ ترکیبی از چهرههای قدیمی و جدید که روی کاغذ میتوانست کنجکاوی مخاطب را برانگیزد. اما نتیجه نهایی فاصله زیادی با انتظارات ایجادشده دارد.
فرزانه متین- فیلم «هایکپی» به کارگردانی علیاکبر ثقفی، بیش از آنکه به واسطه کیفیت سینمایی خود مورد توجه قرار گیرد، به دلیل بازگشت مرتضی عقیلی به سینمای ایران پس از چند دهه خبرساز شد. در کنار او بازیگرانی چون ابوالفضل پورعرب، آناهیتا درگاهی، مهسا کامیابی، یوسف صیادی، آرش نوذری و کاظم نوربخش نیز حضور دارند؛ ترکیبی از چهرههای قدیمی و جدید که روی کاغذ میتوانست کنجکاوی مخاطب را برانگیزد. اما نتیجه نهایی فاصله زیادی با انتظارات ایجادشده دارد.
داستان فیلم درباره دو دوست قدیمی است که سالها پیش با زنی در یک زمین شریک بودهاند. پس از گذشت چند دهه و مهاجرت آن زن به آمریکا، فرزند او برای مطالبه سهم خود به ایران بازمیگردد و این اتفاق گذشته و اختلافات قدیمی را دوباره زنده میکند. ایده اولیه شاید اندکی ظرفیت تبدیل شدن به یک کمدی قابل قبول را داشته باشد، اما فیلمنامه کودکانهی آن هرگز موفق نمیشود از این ظرفیت استفاده کند و روایت در همان سطح یک طرح خام باقی میماند.
بزرگترین مشکل «هایکپی» ضعف آشکار در فیلمنامه است. شخصیتها عمق ندارند، روابط میان آنها پرداخت نشده و بسیاری از اتفاقات بدون مقدمه و منطق روایی رخ میدهند. گویی فیلمساز بیش از آنکه نگران انسجام داستان باشد، تلاش کرده مجموعهای از موقعیتهای کمیک را کنار هم بچیند. نتیجه، روایتی آشفته است که نه تعلیق ایجاد میکند و نه احساس درگیری عاطفی در مخاطب به وجود میآورد.
طنز این اثر نیز عمدتاً بر شوخیهای گروه الف و تکراری استوار است. بسیاری از موقعیتهای خندهدار فیلم بیشتر یادآور کمدیهای بازاری سالهای دور هستند تا یک اثر سینمایی امروزی.
در بخش بازیگری نیز فیلم از ظرفیتهای خود به خوبی استفاده نمیکند. مرتضی عقیلی که بازگشتش مهمترین برگ برنده تبلیغاتی فیلم محسوب میشود، بیش از آنکه در خدمت یک نقش پیچیده و جذاب قرار گیرد، به نمادی از نوستالژی تبدیل شده است. ابوالفضل پورعرب نیز با وجود سابقه درخشان خود، در قالب شخصیتی ظاهر میشود که مخاطب نمیتواند حضور او را در چنین اثر سخیفی تحمل کند. سایر بازیگران هم اغلب در نقشهایی تیپیکال و تکبعدی گرفتار شدهاند.
«هایکپی» در نهایت نمونهای از فیلمی است که بیش از حد به نام بازیگران و مثلا حس نوستالژی متکی است. فیلم به جای آنکه خاطرهای تازه برای مخاطب بسازد، بیشتر بر خاطرات گذشته بازیگرانش تکیه میکند؛ و این برای یک اثر سینمایی، امتیاز بزرگی محسوب نمیشود. دیدن فیلم، فیلمفارسیهای دههی ۳۰، ۴۰ را یادآوری میکند که البته خیلی از آن فیلمها برتر از «های کپی» هستند.
«های کپی» که در گیشه شکست خورد به تازهگی از پلتفرم فیلمنت در دسترس مخاطبان است.


