«قاتل میان ماست» روی پرده سینماتک؛ روایتی سورئال در ادای دین به مهرجویی
بعدازظهر روز گذشته در سینماتک موزه هنرهای معاصر، فیلم کوتاه «قاتل میان ماست» به نویسندگی و کارگردانی پرویز جاهد و همچنین فیلم گفتوگوی پرویز جاهد با داریوش مهرجویی به نمایش درآمد.
فرزانه متین– بعدازظهر روز گذشته در سینماتک موزه هنرهای معاصر، فیلم کوتاه «قاتل میان ماست» به نویسندگی و کارگردانی پرویز جاهد و همچنین فیلم گفتوگوی پرویز جاهد با داریوش مهرجویی به نمایش درآمد.
برای نخستین بار، فیلم گفتوگومحور پرویز جاهد با داریوش مهرجویی با محوریت اقتباس ادبی در سینمای ایران پخش شد. در این فیلم، مهرجویی صادقانه درباره اقتباس در سینمای ایران و آثار خود سخن گفت و به این پرسش پرداخت که چرا در سالهای اخیر آثار اقتباسی کاهش یافتهاند. او بر این باور بود که کتابهای مناسب برای اقتباس بسیار کم شدهاند. همچنین مهرجویی تأکید کرد که سینما از متن بیرون میآید و مهمترین مؤلفه در ساخت یک اثر، فیلمنامه است. وی در ادامه، خاطراتی از فیلمهای «گاو» و «مهمان مامان» تعریف کرد.
پس از پایان این فیلم ۶۰ دقیقهای، فیلم کوتاه داستانی «قاتل میان ماست» به نویسندگی و کارگردانی پرویز جاهد و تهیهکنندگی صادق صمدی به نمایش درآمد. در میان حاضران، کارگردانانی چون خسرو معصومی، محمدعلی سجادی، شهرام مکری و
مهرشاد کارخانی در کنار چندین منتقد از جمله محمد آقازاده،دانیال هاشمی پور،امیر حسین بهروز،محسن مومن زاده،وحید فرازان حضور داشتند.
ایده نخستین فیلم «قاتل میان ماست»
این فیلم کوتاه درباره یک پیک موتوری است که در طول یک روز عادی، هنگام مراجعه به یک آپارتمان با صحنهای هولناک و دلخراش مواجه میشود؛ صحنهای که نمیداند واقعی است یا خیالی. هر بار که بازمیگردد، همهچیز تغییر کرده و کسی او را باور نمیکند. از صبح تا شب، مرز میان حقیقت و وهم بهطرزی مبهم درهم میریزد و او را در دنیایی کابوسوار و رازآلود گرفتار میکند. این اثر سورئال و تلخ از سوی پرویز جاهد، ادای احترامی به داریوش مهرجویی است.
پس از پایان فیلم، فرانک آرتا، مدیر سینماتک موزه هنرهای معاصر، از پرویز جاهد و صادق صمدی دعوت کرد تا درباره این فیلم صحبت کنند. جاهد در ابتدای سخنان خود گفت:«من این فیلم کوتاه را به داریوش مهرجویی تقدیم میکنم؛ شاید تلنگری به حافظه تاریخی ما باشد، چرا که عادت داریم خیلی زود همهچیز را فراموش کنیم. امیدوارم مهرجویی و تصویرشان همیشه در ذهن ایرانیان باقی بماند. طی صحبتی که با آقای صمدی داشتم، قرار بود ایشان یک فیلم کوتاه بسازند و از من فیلمنامه خواستند. داستان این فیلم همیشه در ذهنم بود و بعد از این فاجعه تلخ احساس کردم بهنوعی با این اتفاق مرتبط است. فیلمنامه را به آقای صمدی دادم، اما ایشان خواستند من کارگردانی آن را بر عهده بگیرم و خودشان پشت این فیلم ایستادند؛ حتی نقش اصلی را نیز بازی کردند. با حمایتهای ایشان، فیلم ساخته شد. این سومین فیلم کوتاه داستانی من است و سایر فیلم هایم مستند بوده اند؛ این فیلم داستانی است و برای من تجربهای بزرگ محسوب میشود. ضمن آنکه فیلم گفتوگوی من با داریوش مهرجویی نیز برای نخستین بار به این شکل نمایش داده شد و پیش از این فقط بخشهایی از آن در فضای مجازی منتشر شده بود.»
در ادامه، صادق صمدی گفت:«وقتی آقای جاهد فیلمنامه را مطرح کردند، برای من بسیار جالب بود. افراد بینظیری در تاریخ سینما وجود دارند که متأسفانه قدرشان را نمیدانیم و زمانی متوجه عظمت آنها میشویم که دیگر در کنارمان نیستند. افرادی چون داریوش مهرجویی ریشهاند؛ ریشههای درخت تنومند ادب، فرهنگ و هنر ایران. این فیلم هیچ ادعایی ندارد و شبیهسازی هم صورت نگرفته است؛ تنها ادای احترامی است به استاد بزرگ، آقای مهرجویی. از اهالی هنر خواهش میکنم قدر بزرگان در قید حیات را بدانیم تا بعدها دچار حسرت نشویم.»
پرویز جاهد ضمن تشکر از عوامل تولید و نام بردن از آنها، درباره عنوان فیلم گفت:«سینما یک کار جمعی است و نباید به نام یک نفر تمام شود؛ باید سهم همه را در نظر گرفت. عنوان اولیه فیلم «کابوسهای عصرگاهی» بود که ارجاعی به فیلم Meshes of the Afternoon اثر مایا درن داشت. به پیشنهاد دوست عزیزم، آقای محسن مؤمنزاده، عنوان «قاتل میان ماست» انتخاب شد؛ عنوانی که یادآور صحبتهای مونا مهرجویی در مراسم بزرگداشت داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر بود. با مونا مهرجویی تلفنی صحبت کرده بودم و خیلی دوست داشت این فیلم را ببیند، اما متأسفانه نتوانست حضور پیدا کند.»
محمد آقازاده، روزنامهنگار و منتقد پیشکسوت سینما، نیز پشت تریبون قرار گرفت و گفت:«شاید در این مکان من کمترین شایستگی برای صحبت کردن را داشته باشم، چون مدتهاست رابطهام را با سینمای ایران قطع کردهام؛ آن هم به دلیل عشقم به این مدیوم. خوشحالم که بعد از مدتها افراد علاقهمند به این نوع آثار را میبینم و کسانی چون پرویز جاهد که با سینما زندگی میکنند. سالهاست در خانه نشستهام و از سر دلم مینویسم. مهری که در دهه ۶۰ از خود بهجا گذاشتم، چه خوب و چه بد، در تاریخ مانده است.
عدهای میپرسند چرا مصاحبههایت با داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و دیگران را منتشر نمیکنی و من پاسخ میدهم که آنگونه سینما باورناپذیر میشود، در حالی که ذات سینما باورپذیر است. اگر سینما را از ما بگیرند، زندگی همان هرجومرجی میشود که در این فیلم دیدیم. جنایت فقط کشتن آدم نیست؛ وقتی دلار به چنین قیمتی میرسد و گرانی بیداد میکند، یعنی هر روز شاهد نوعی خونریزی هستیم.»
گفتوگوهای پرویز جاهد درباره اقتباس ادبی
پرویز جاهد در ادامه درباره گفتوگوهایی که طی حدود ۱۴ سال گذشته با فیلمسازان انجام داده بود، گفت:«با کارگردانانی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، بهمن فرمانآرا، بهروز افخمی و برخی دیگر درباره اقتباس مصاحبه کردم. همچنین با نویسندگانی چون محمود دولتآبادی، محمد بهارلو، زندهیاد شیوا ارسطویی و مصطفی مستور گفتوگو داشتم. بسیار دوست داشتم با زندهیاد ناصر تقوایی نیز مصاحبه کنم که متأسفانه شرایطش فراهم نشد. آقای تقوایی استاد من در دانشکده سینما و تئاتر و استاد راهنمای پایاننامهام بودند، اما بهدلیل انتشار مصاحبهام با ابراهیم گلستان، دلخوریای پیش آمد.»
او سپس از روزهای پایانی زندگی مهرجویی گفت:«در لندن میزبان مسعود کیمیایی بودم و همزمان مهرجویی در استراسبورگ حضور داشت. کیمیایی تلفنی با مهرجویی درباره مهاجرت مشورت میکرد، چرا که پس از وقایع ۱۴۰۱ قصد مهاجرت داشت. هر دو خسته و دلزده از شرایط جامعه بودند. مهرجویی پشت تلفن گفت که در حال انجام کارهای مهاجرت است تا بماند، اما اینکه چرا بازگشت، واقعاً نمیدانم و باید از مونا مهرجویی و نزدیکان خانواده پرسید. در دورهای که ایشان خارج از ایران بودند، از برخورد توهینآمیز برخی ایرانیان خارج از کشور بسیار متأسف شدم. در خیابان دنبالش میرفتند و با دوربین میپرسیدند چرا چیزی نمیگویی، اما همانها بعدها مرثیهخوان قتل او شدند. فیلمساز فعال سیاسی نیست؛ هنرمند است. مهرجویی با فیلمهایش حرفهایش را زد. امروز فضا دو قطبی شده و همهچیز سیاسی شده است؛ حتی قتل مهرجویی. تنها کاری که از من برمیآمد، ساخت این فیلم و ادای دین کوچکی به این استاد بزرگ سینما بود. منتظرم قاتلان واقعی داریوش مهرجویی و همسرشان هرچه زودتر به جامعه معرفی و مجازات شوند.»
عکاس :فاطمه مهدوی






