نوستالژی موز و طعم شجاعت؛
چرا باید «باغ کیانوش» را دید؟
«باغ کیانوش» همانطور که شروعی قوی و جذاب دارد، تا انتها به لحن خود وفادار است و مخاطب را خسته نمیکند و با پایانی لذتبخش نشان میدهد فیلمی است حالخوبکن.
فرزانه متین– یکی از فیلمهایی که این روزها تماشای آن به دل مینشیند و بستری برای گفتگو بین والدین و فرزندان فراهم میکند، «باغ کیانوش» به نویسندگی و کارگردانی «رضا کشاورز حداد» است. این اثر که با اقتباس از کتابی به همین نام، به قلم «علیاصغر عزتی» است، به همت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شده و بیشک یکی از بهترین خروجیهای این نهاد در سالهای اخیر بوده است.
عنصر خیال، سوار بر داستان است. موتیفهایی چون شجاعت، مواجهه با سوگ و ترس، و تقویت روحیه حماسی در نوجوانانِ مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق، در فیلم پررنگ است.
«باغ کیانوش» با این که دو سال و نیم گذشته به اکران رسید و هماکنون در پلتفرمها موجود است، از آثاری است که با توجه به شرایط حاکم بر جامعه همچنان تازگی دارد و داستانش کهنه نشده است. تماشای آن علاوه بر این که حس پیروزمندانه مخصوصاً برای کودکان و نوجوانان دارد، به نوعی یک نوستالژی هم محسوب میشود.
این فیلمِ ماجراجو، روایتگر نوجوانهایی است که به خاطر پیدا کردن موز در باغ کیانوش، درگیر اتفاقات خطرناکی از جمله سقوط دو خلبان بعثی در روستا و تعقیب و گریز آن دو نفر میشوند.
موز؛ میوهای محال در دهه شصت
زمانی که بچهها با ذوق و شوق فراوان صحبت از موز میکردند، این اشتیاق کاملاً در چشمانشان نمایان است؛ اما این فکرِ پیدا کردن موز از کجا به سرشان زده است؟ شب عروسی یکی از اعضای روستا، حمزه و عباس (دو بازیگر نوجوان در فیلم) با چشمان خود دیدهاند کیانوش با بازی شهرام حقیقتدوست برای این مراسم موز آورده است؛ اما در روستا کسی موزی نکاشته است.
از یکسو، کیانوش که آدم ترسناکی است و کسی تا به حال پا در باغش نگذاشته، نگاهها را معطوف به خود میکند که حتماً وی در باغِ مخوفش موز کاشته است و حالا بچهها میخواهند به هر ترتیب که شده، وارد باغ وی شوند.
زمانی که هر کدام از آنها تصورات خیالی خود را از مزه موز بیان میکنند، ناگهان خنده بر لب مخاطب مینشیند؛ چرا که با آن همذاتپنداری میکند.
موز، نمادی از اوج حسرت برای چیزهای معمولِ امروزی که در دل بچههای دهه شصت است، در فیلم به خوبی به تصویر کشانده شده است.
پیوند عمیق ادبیات و سینما
رضا کشاورز حداد در مقام نویسنده، به کتاب وفادار است؛ اما سعی کرده از چاشنی خلاقیت هم استفاده کند. این پیوند ادبیات و سینما که مدتهاست در دست فراموشی بوده، با فضاسازیِ مابینِ آن، روح تازهای به کالبد اقتباس بخشیده است. بازیها و اتمسفر حاکم بر فیلم، در خدمت این درام عمیق است.
«باغ کیانوش» قصهگوست و مخاطب آن صرفاً نوجوانان محسوب نمیشوند، بلکه بزرگسالان نیز پا به پای کودکان و نوجوانان به تماشای فیلم مینشینند. جلوههای ویژه و صحنههایی که به شکل بازی کامپیوتریاند، توانستهاند با فضای چهل سال گذشته همخوانی داشته باشند و در خدمت قصه باشند.
فیلم یک قهرمان ندارد، بلکه در مقابل دشمن، همه قهرمان هستند. به نمایش گذاشتن گوشهای از زندگی مردمان در زمان جنگ که مربوط به جنوب کشور نمیشود، به نوعی هم ریسک محسوب میشود و هم یک فرصت متفاوت و بدیع.
«باغ کیانوش» همانطور که شروعی قوی و جذاب دارد، تا انتها به لحن خود وفادار است و مخاطب را خسته نمیکند و با پایانی لذتبخش نشان میدهد فیلمی است حالخوبکن. این اثر در سی و ششمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، به عنوان بهترین فیلم برگزیده شد.


