سووشون؛ از رمان جاودانه تا اقتباسی پرحاشیه
بسیاری از فیلمسازان، منتقدان سیاسی و استادان دانشگاه، «سووشون» را اثری ماندگار در حوزهی ادبیات اقتباسی و بازنمایی تاریخ معاصر ایران میدانند.
پنجاهوشش سال از انتشار رمان فاخر «سووشون» به قلم ماندگار سیمین دانشور میگذرد. اثری که در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاهی ویژه دارد. چهار سال پیش، نرگس آبیار، کارگردان صاحبسبک سینمای ایران، تصمیمی جسورانه گرفت و اقتباس تلویزیونی این رمان ارزشمند را آغاز کرد؛ تصمیمی که همانند گام برداشتن بر لبهی تیز شمشیر بود.
«سووشون» داستانی چندلایه و تمثیلی است که در بستر تاریخی سالهای اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، در دل خانوادهای شیرازی روایت میشود. دانشور در این رمان، هم به نفوذ استعمار در ساختار اجتماعی ایران اشاره دارد و هم در لایههای پنهانتر، نشان میدهد چگونه برخی از ایرانیان شیفتهی غرب، ناخودآگاه در دام سلطهی بیگانگان گرفتار میشوند.همانطور که از نام اثر برمیآید، «سووشون» ارجاعی مستقیم به اسطورهی ملی سیاوش دارد؛ قهرمانی که قربانی پاکی و صداقت خویش شد. یکی از ویژگیهای برجستهی رمان، زاویهدید بیرونی نویسنده است که در لحظاتی ناگهانی، وارد ذهن زری – شخصیت اصلی داستان – میشود و جهان ذهنی و آشفتهی او را برای مخاطب ترسیم میکند.
اقتباس از چنین متنی دشوار است، چرا که حفظ ظرافتهای روایی و ذهنی آن در قالب تصویر، کاری پرریسک به شمار میرود. از زمان آغاز تولید سریال «سووشون» برای نمایش خانگی، حاشیههای فراوانی پیرامون آن شکل گرفت؛ از هزینهی بالای تولید هر قسمت (برآورد شده بین هشت تا ده میلیارد تومان) و تبلیغات گسترده، تا امضای کارتپستالهای سریال در غرفهی خوارزمی در نمایشگاه کتاب و در نهایت توقیف پس آر پخش قسمت اول. حتی از دسترس خارج شدن پلتفرم «نماوا» نیز مزید بر علت شد تا این مجموعه، مسیر پرفراز و نشیبی را طی کند.
با وجود این، بسیاری از فیلمسازان، منتقدان سیاسی و استادان دانشگاه، «سووشون» را اثری ماندگار در حوزهی ادبیات اقتباسی و بازنمایی تاریخ معاصر ایران میدانند. این سریال بهدرستی با مفاهیمی چون هویت ملی، اصالت ایرانی، مقاومت و شهادت گره خورده است. جهانی که نرگس آبیار خلق کرده، جامعهای است درگیر جنگ و قحطی، اما به لطف حضور زری و نگاه زنانهی او، لطافت و شاعرانهگی در تار و پود آن موج میزند. آبیار تلاش کرده است ذهن آشفته و حساس زری را با قاببندیها و فضاسازیهای خلاقانه به تصویر بکشد.پس از رفع توقیف به. از جنگ دوازده روزه، برخی منتقدان معتقدند «سووشون» بهدرستی توانسته است بازتابی از وضعیت معاصر جامعهی ایرانی و نفوذ استعمار نوین را ارائه دهد. همچنین انتخاب بازیگران – بهویژه بهنوش طباطبایی، میلاد کیمرام، فرشته صدرعرفایی و آزاده صمدی – از نگاه بسیاری، در سطحی قابل قبول و استاندارد ارزیابی شده است.از سوی دیگر، طراحی صحنه و فضاسازی متفاوت سریال را میتوان نشانهی جسارت و ایدهآلگرایی آبیار دانست؛ چرا که «سووشون» فراتر از یک روایت تاریخی صرف عمل کرده و به پیوند میان ادبیات، اسطوره و تاریخ ایران جان بخشیده است.
طرف دیگر ماجرا
با این حال، منتقدان سینمایی و روزنامهنگاران دیدگاه متفاوتی دارند. آنان بر این باورند که وفاداری بیش از حد کارگردان به متن رمان باعث شده سریال به جای یک اثر دراماتیک، حالتی مستندگونه به خود بگیرد.به گفتهی برخی منتقدان، سیمین دانشور خود در زمان حیاتش با اقتباس تصویری از رمان مخالفت کرده بود، زیرا بازنمایی ذهن پیچیدهی زری را امری دشوار میدانست. در نتیجه حتی آبیار – با وجود تجربهی موفق در «شبی که ماه کامل شد» – نتوانسته است همان تأثیر را در این اثر تکرار کند.
تکرار بیش از اندازه بر جزئیات، ریتم کند و سکانسهای طولانی از جمله بخشهایی مانند زندان، دیوانهخانه، رقص کولیها یا عروسی دختر حاکم، روایت را خستهکننده کرده است. برای مثال، صحنهی عروسی دختر حاکم که در رمان تنها ده صفحه را در بر میگیرد، در قسمت اول سریال به مدت ۹۰ دقیقه به تصویر کشیده شده است.
همچنین استفادهی مکرر از دوربین روی دست – که کاربران از آن با تعبیر «سندروم دست و پای بیقرار فیلمبردار» یاد کردهاند – موجب آزار بصری مخاطب و سرگیجهی تماشاگر شده است. افزون بر این، مونولوگهای ذهنی با ساختار کتاب همخوانی ندارند و بازی برخی بازیگران نیز به باور منتقدان، چندان متناسب با شخصیتها نیست.انتقاد دیگر، مربوط به گویش شیرازی شخصیتهاست که به گفتهی اهالی این شهر، با لهجهی واقعی شیراز فاصله دارد.
در نهایت، سریال «سووشون» اثری است دووجهی؛ از یک سو با درونمایهی ضد استعماری و پرداختن به هویت ملی اثری ارزشمند و قابل تأمل به شمار میرود، و از سوی دیگر، به دلیل کاستیهای فنی، ریتم کند و روایت سنگین، از جذابیتهای سینمایی فاصله گرفته است.
«سووشون» همچنان در میانهی تحسین و انتقاد ایستاده است؛ اثری که اگرچه نتوانسته تمام انتظارات را برآورده کند، اما بیتردید جسورانهترین اقتباس سالهای اخیر در مدیوم تلویزیون ایران است.
خبرنگار: فرزانه متین




