خلق جاهطلبانه "پیرپسر" در ۱۹۰ دقیقه ولیزادگان پدیده است
پس از دو دهه که “پیرپسر” تنها با اثر پارک چانووک کارگردان کرهای شناخته میشد؛ اکتای براهنی دست به کپی برداری این نام برای دومین کارگردانی فیلم بلند خود زد. براهنی با کارگردانی “پیرپسر” در سال جاری نه تنها در سطح ملی بر پرده سینماها، بلکه با جوایزی که به فیلم تعلق گرفت ثابت کرد این فیلم در سطح جهانی درخشیده است.
در سومین بخش از نقد “پیرپسر” به گفتوگو با آرش خوشخو منتقد سینما نشستیم که مشروح این گفتوگو را میخوانید:
خوشخو با اشاره به قدمت 30 ساله فرم نشانه شناسی سینمای ایران میگوید: سیستم نشانه شناسی سینما که تا کنون تماشاگر، منتقد و سینماگر اختصاصی این سبک را تربیت کرده؛ ممکن است به نشانههای جامعه شناسی نیز تسری پیدا و حتی نتایجی سیاسی در بر داشته باشد. از همین رو است که “فرم” باید در خدمت پیام و در قدمت معنا قرار بگیرد.
“پیرپسر” خارج از سیستم نشانه شناسی سینمای ایران دسته بندی میشود
خوشخو با اشاره به سینماگرانی که به طور تخصصی در حیطه ساخت فیلم بر مبنای نشانه، پیام، طعنه و برداشتهای فرامتن کار میکنند میگوید: جذابیت “پیرپسر” زمانی به اوج میرسد که خارج از سیستم نشانه شناسی سینمای ایران دسته بندی میشود؛ مخاطب در “پیرپسر” با درامی واقعی روبرو میشود که فیلمساز به جای اینکه نیرو خود را صرف نشانهها و تحلیلهای فرامتن سیاسی و اجتماعی کند؛ تمام انرژی را به پای نمایش شخصیتها و روابط خرج کرده و از همین رو یک تراژدی کامل خلق شده است.
خوشخو با اشاره به فراز و فرودهای “پیرپسر” میگوید: تکاملی که در تراژدی و درام “پیرپسر” وجود دارد ا تمام نقایص اما پا به پای ادبیات جلو آمده؛ به عبارت دیگر در بسیاری موارد تراژدی و درام در کتاب و رمانها بهتر از فیلمها شکل میگیرند. در حالی که “پیرپسر” با حفظ جنبههای رمانگونه، داستانی و ادبی از باقی فیلمهای سینمایی اجتماعی متمایز شده و از این منظر به فیلمی حائز اهمیت تبدیل شده است.
داستانهای مدرنیته توانایی جلب تماشاگر را ندارند
خوشخو با اشاره به روابط جنون آمیز انسانی در داستان “پیرپسر” میگوید: از سوی دیگر “پیرپسر” به فهم این نکته دست پیدا کرده که داستانهای آپارتمانی مدرنیته که از قضا کم فراز و نشیب هستند؛ دیگر توانایی جلب تماشاگران را ندارند. از همین بابت براهنی دست به خلق تراژدی جنون آمیزی زده که میتواند تماشاگر را 190 دقیقه میخکوب کند.
خوشخو با بیان این که “پیرپسر” به نتیجه خوبی رسیده میگوید: وقتی در ابتدای کار، فیلمی 190 دقیقهای مقابل مخاطب قرار میگیرد؛ یعنی تماشاچی با پروژهای جاه طلبانه روبرو است. طراحی صحنه آناهیتا تیموریان که بخش خارقالعادهای از این پروژه بود نیز لایق تبریک و تمجید است.
“پیرپسر” متعلق به تهران معاصر است
خوشخو با بیان این که “پیرپسر” جایی در سینمای اعتراضی محمد رسولاف، جعفر پناهی و سعید روستایی در پلههای پایینتر ندارد میگوید: با توجه به این که رد پای جامعه امروز در “پیرپسر” وجود دارد؛ یعنی فیلم متعلق به تهران معاصر و حتی پس از سال 1400 است. با این تفاوت که جامعه در این فیلم در خدمت داستان قرار گرفته است.
خوشخو با بیان این که نمایی از تهران سال 1401 در “پیرپسر” هویدا است ادامه میدهد: اگرچه بند ناف “پیرپسر” با جامعه بریده نشده و از همین رو به هیچ عنوان در زمره فیلمهای نمادگرایانه، سیاسی معترض و طعنهدار قرار نمیگیرد؛ اما راه برای برداشتها و تعویلهای اجتماعی معاصر ایران نیز باز است.
مخاطب به بازی زیرپوستی عادت کرده
خوشخو بازی پورشیرازی را کاری بزرگ میداند و میگوید: در وضعیتی که مخاطب به بازی زیرپوستی عادت کرده؛ پورشیرازی با موفقیت کامل در ترسیم یک هیولا ظاهر شد که این ظهور حتما لایق تبریک است چرا که هنرپیشه، با تمام وجود به نقش آفرینی پرداخته است.
خوشخو با اشاره به بازی دیگر بازیگران میگوید: با توجه به این که حاتمی در سالهای اخیر، بازیهای متفاوتی در کارنامه خود ندارد؛ در “پیرپسر” نیز توانایی خارقالعاده خود را از نمایش همزمان زنانگی، شکنندگی و زیبایی بر صحنه آورده است. بهداد نیز که مدتهاست به عنوان بازیگری قابل قبول کار میکند؛ در “پیرپسر” هم به همین شیوه ظاهر شده است. ولیزادگان که کار را به بهترین نحو انجام داد؛ در هیچ صحنهای زیر سایه بازیهای صاحبنام خود قرار نگرفت و از همین رو میتواند به عنوان پدیده شناخته شود.
خوشخو “پیرپسر” را تجربهای موفق در سینما میداند که بیجهت مورد خشم و غضب برخی از منتقدان قرار گرفته است.




