نمایش«عروس انار»:
روایتی نمادین از چرخهی ظلم و خرافه
نمایش «عروس انار» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی این روزها در تماشاخانهی ایرانشهر، سالن استاد ناظرزاده کرمانی روی صحنه است.
سارا توکلی– نمایش «عروس انار» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی این روزها در تماشاخانهی ایرانشهر، سالن استاد ناظرزاده کرمانی روی صحنه است؛ نمایشی که از دل اسطوره و قصه برخاسته اما در عمق خود به بازتابی از جامعه و روابط انسانی امروز تبدیل میشود. اثری که جهاناش نه مذهبی است و نه مناسکی، بلکه با استفاده از عناصر اسطورهای، روایتی انتقادی از مردم، قدرت، سکوت و سرکوب زن ارائه میدهد؛ جهانی نمادین که نشان میدهد چگونه تکرار تاریخی شکل میگیرد وقتی مردم خود تماشاگر آناند.
نمایش در فرم، تلفیقی از حرکت، موسیقی زنده و تصویرسازی بصریست. طراحی لباسها و نور در خدمت مضمون کار قرار گرفتهاند؛ نور در لحظههایی با تغییر شدت و رنگ، ضرباهنگ صحنه را هدایت میکند و گاهی ترکیب سایه و رنگ، حس خفقان، زمین، درخت و خون را همزمان تداعی میکند. این پویایی در کنار میدان بازی بازیگران، به صحنه عمق و ریتم میدهد و نشان میدهد کارگردان میان بدن، فضا و نور رابطهای آگاهانه برقرار کرده است.
بازیگران در اجرای گروهی زحمت زیادی کشیدهاند. هماهنگیها در بسیاری از لحظهها خوب است، هرچند در چند بخش از حرکتهای فرمی یا گامهای آوازی، نوسان و عدم سینکبودن دیده میشود، اما انرژی زندهی اجرا آن را پوشش میدهد. چند میزانسن پرتنش و برخورد فیزیکی نیز طولانیتر از حد لازماند و تا حدی از ریتم اثر میکاهند، با این حال موسیقی و آوازهای زنده دوباره صحنه را جاندار میکنند. استفاده از سازهای مدرن نیز در کنار فضای اسطورهای نمایش، فاصلهگذاری آگاهانهای ایجاد کرده که در برخی لحظهها به عمق معنایی کار افزوده است.
در روایت، عشق میان دو نسل تکرار میشود؛ پدر و مادری که روزی عاشق هم بودند، و اکنون فرزندانشان در همان مسیر قدم گذاشتهاند. تاریخی که در قالب عشق بازتولید میشود و نشان میدهد زخمها در سکوت نسل به نسل منتقل میشوند و در میان همهی لحظهها، دیالوگهای چند شخصیت در ذهن میماند: درخت با صدایی آرام میگوید: «اهالی خودشون انتخاب کردهان!»، ناظمخان فریاد میزند: «ناظم خان میره، یه ناظم خان دیگه میاد! تو! تو که رنج میکشی! تو باید برای خودت کاری کنی!»، پندار میگوید: «من این درخت رو از ریشه درمیارم»، و گلک پاسخ میدهد: «خب… مردم یکی دیگه به جاش میکارن.» جملههایی که چرخهی رنج، ناآگاهی و تکرار را آشکار میکنند.
«عروس انار» یادآور این است که ظلم و خرافه، تا وقتی مردم بخواهند، تکرار میشوند؛ درختی که هر بار قطع میشود و باز کاشته میشود، استعارهایست از چرخهی سکوت و مسئولیتگریزی ما.



