«صدای هند رجب» و بازتاب وجدان جمعی جهان
این فیلم در جشنوارههای بینالمللی با استقبال گسترده روبهرو شد و بهعنوان یکی از آثار شاخص سال درباره جنگ معاصر شناخته شد.
فرزانه متین– هر جنگی در هر نقطهای از جهان، زخمی عمیق بر روح و روان کودکان بر جا میگذارد؛ زخمی که مرز و جغرافیا نمیشناسد. در میان آتش و ویرانی، این کودکاناند که نه نقشی در آغاز درگیری دارند و نه سلاحی در دست، اما بهای سنگین آن را میپردازند. « صدای هند رجب» ساختهی کوثر بن هنیه، کارگردان تونسی تبار برای شنیده شدن همین صداهای خاموش، اثری در حائز اهمیت در این باره به تصویر کشانده است.
این فیلم ۸۵ دقیقهای، برخلاف بسیاری از آثار جنگی که بر صحنههای میدانی و تصاویر پرهیاهو تکیه دارند، در فضایی تقریباً تکلوکیشن روایت میشود؛ عمدهی داستان در مرکز تماس امدادگران هلال احمر میگذرد. همین انتخاب فرمی، تنش و اضطراب را نه از مسیر تصویرهای خشن، بلکه از طریق صدا، مکث، انتظار و گفتوگو منتقل میکند. مخاطب در یک فضای بسته حبس میشود؛ همانگونه که هند در خودرویی محاصرهشده گرفتار شده بود. این محدودیت مکانی، بهجای آنکه ضعف باشد، به نقطه قوت فیلم بدل شده و حس خفگی، اضطرار و درماندگی را تشدید میکند. بنهنیه با استفاده از آرشیو تماسهای واقعی هند، روایت را به واقعیت گره میزند و اجازه میدهد صدای لرزان یک کودک، بار درام را بر دوش بکشد. در اینجا سینما از بازنمایی مستقیم خشونت فاصله میگیرد و به تجربهای شنیداری ـ عاطفی تبدیل میشود؛ تجربهای که تماشاگر را وادار میکند به جای تماشای جنگ، آن را «بشنود» و لمس کند.
ارتش اسرائیل ، رجب، خانوادهاش و دو امدادگری را که برای نجات او اعزام شده بودند، با همدستی قدرتمندترین دولتها و نهادهای جهان به قتل رسانده است.
این فیلم در جشنوارههای بینالمللی با استقبال گسترده روبهرو شد و بهعنوان یکی از آثار شاخص سال درباره جنگ معاصر شناخته شد. با این حال، نکتهای که توجه رسانهها را جلب کرد، موضعگیری کارگردان در قبال یکی از جوایز جشنواره برلین بود؛ بنهنیه جایزه «ارزشمندترین فیلم» را در شهر برلین که همزمان با جشنواره فیلم برلین برگزار میشود، نپذیرفت و فیلماش را به نشانهی اعتراض به پوشش و حمایت سیاسی بین المللی از جنگ نسل کشی اسرائیل در غزه رد کرد و این تصمیم را در راستای اعتراض و همدلی با وضعیت انسانی غزه عنوان کرد. این کنش، خود امتداد همان رویکرد فیلم است: سینما نه صرفاً بهعنوان هنر، بلکه بهعنوان موضع اخلاقی. «صدای هند رجب» بیش از آنکه داستان یک کودک باشد، بازتاب وجدان جمعی است؛ روایتی که نشان میدهد جنگ تنها ویرانی خانهها نیست، بلکه تخریب هویت، آینده و امکان زیستن است. تکلوکیشن بودن فیلم، زمان فشرده ۸۵ دقیقهای و تمرکز بر صدا، همه در خدمت همین پیاماند: گاهی یک صدا، در یک اتاق بسته، میتواند رساتر از هزار تصویر جنگی باشد.


