کف های روی آب
نگاهی به فیلم «چشم بادامی»
فیلم به خوبی به مسئلهی کیپاپ( موسیقی پاپ کرهای) و کیپاپرها( طرفداران این نوع موسیقی) در ایران و در میان نوجوانان میپردازد.
محبوبه جان نثاری– فیلم «چشم بادامی» از عشق دوران نوجوانی میگوید؛ عشق پر شور و هیجانی که سراسر وجودت را میگیرد و تو را تسخیر میکند؛ تا جایی که خودت و دنیای اطرافت را فراموش میکنی و همهچیز میشود او و فقط او! تمام روحت پر میشود و همهی ذهنت به سلطهاش درمیآید؛ عشقی که در بزرگسالی به احتمال زیاد به سخرهاش میگیری؛ خودت را به خاطرش سرزنش میکنی و به آن حال و روزهایت غش غش میخندی! فیلم فکر شده و دغدغه مند «چشم بادامی» به کارگردانی ابراهیم امینی که اولین کارگردانی اوست، موضوعی به روز دارد که در پرداخت، گفتن و روایت کردنش نه از ریتم میافتد و نه شتاب زده عمل میکند.
فیلم روایت عاشقی و از خود بیخود شدن مائدهی نوجوان است از شهر بااصالت شیراز، که از دردی به نام عشق در رنج است؛ عشق به خوانندهای چشم بادامی که در سراسر دنیا واله و شیدا کم ندارد و مائده در میان آنها گم است!
فیلم به خوبی به مسئلهی کیپاپ( موسیقی پاپ کرهای) و کیپاپرها( طرفداران این نوع موسیقی) در ایران و در میان نوجوانان میپردازد. موضوعی که در این چند سال اخیر تب دیدن فیلم های کرهای و بعد از آن موسیقی کرهای و بازیگران و سلبیریتیهای آنها را به نقل مجالس برخی نوجوانان تبدیل کرده و نباید و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
فیلمنامه خوب و قوی کار شده و جز یکی دو ایراد کوچک شاید اشکال دیگری نتوان برآن گرفت و قدرت و خوبی اثر بر این موارد میچربد مانند عدم لهجه بازیگران جز مادر که آن هم در جایی لهجه دارد و در جایی دیگر ندارد، و همینطور سکانس بیمارستان روانی که اتاق مائده در آن جا بیشتر شبیه زندان است تا اتاقی در بیمارستان، و همچنین نامشخص بودن منطق تابش نوری قرمز رنگ بر صورت پدر مائده هنگام بستری کردن او در بیمارستان. خانوادهی مائده گاه در نبرد و گاهی در مدارا با این رنج، با او به پیش میروند. اما پدربزرگ با او همراهی و همدلی میکند، تا آنجا که شاید بتواند مائده را به خود بیاورد، بیدارش کند و او را از اوهام و خیال به واقعیت پرتاب کند که مائده: دنیا از این کفهای روی آب به خود زیاد دیده! از این شهره ها در عالم فراواناند! اما این دنیا تو را کم دارد؛ تو را؛ مائده را.


