a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
برای یک زندگی معمولی

نقد فیلم برای یک زندگی معمولی؛

دفاع از زنان با چاشنی تحقیر آنان

فیلم یک ایده‌ی کش آمده‌است که در سراسرش در همان نقطه صفر آغاز ایده باقی می‌ماند و تا پایان هیچ پیشرفتی دریافتن سعید و مهمتر از آن علت رفتن او صورت نمی‌گیرد.

محبوبه جان نثاری– فیلم «برای یک زندگی معمولی» با بازی نرگس محمدی در نقش سارا با تهیه‌کنندگی علی اوجی و کارگردانی و نویسندگی عباس رافعی به‌تازگی اکران آنلاین شده‌است. تهیه‌کننده اثر چند سال پیش نیز فیلمی به‌نام «شوهر ستاره» را با همین موضوع و ایده‌ناظر ساخته بود و ظاهراً آنقدر شیفته فیلم قبلی خود است و یا شاید شیفته‌ی چند جایزه‌ای که آن فیلم برده که دوباره همان موضوع را دقیقاً با همان اشکالات ساختاری و محتوایی، حالا با شخصیت‌هایی به‌ظاهر جدید، تهیه‌کنندگی کرده‌است.

فیلم «شوهر ستاره» با رفتن به یک‌باره شوهر دوم ستاره پایان می‌یافت؛ حالا فیلمساز آن پایان را در ابتدای فیلم تازه خود قرار داده است. سارا یک روز از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که همسرش، سعید، نیست. و در تمام طول فیلم دریغ از کوچک‌ترین سرنخی که بفهمد او کجاست و بالاتر از آن علت ترک خانه و زندگی و شغل و تنها فرزند نوجوان‌شان، شیوا، برای شخصیت اصلی و بیننده تبدیل به سوالاتی بی‌جواب می‌شود.

فیلم یک ایده‌ی کش آمده‌است که در سراسرش در همان نقطه صفر آغاز ایده باقی می‌ماند و تا پایان هیچ پیشرفتی دریافتن سعید و مهمتر از آن علت رفتن او صورت نمی‌گیرد. «برای یک زندگی معمولی» اساساً فاقد یک داستان «معمولی» است. نه شخصیت‌پردازی دارد و نه علت و انگیزه‌ای رفتار آدم‌ها در آن مشخص است و نه اوج و فرود دارد.

حتی سطح اختلافات سعید و سارا و نوع رابطه آنها با یکدیگر در آن مشخص نمی‌شود. نوع ارتباطات سعید با زن همسایه و زن کارمند بانکی که قرار بوده سعید کاری برای او انجام دهد و او هم در قبالش، وامی برای او تهیه کند، همه و همه مبهم و گنگ باقی می‌مانند.

شخصیت سارا با ظاهری امروزی و در دل پایتخت و نه شهر یا روستایی دور افتاده، همچون یک زن تماماً بی‌سواد دهه‌ی سی و چهل شمسی ترسیم می‌شود. زنی بسیار منفعل و کودن که از فعالیت های سیاسی همسرش و اینکه او اهل شعر گفتن بوده، نیز بی‌خبر است. زنی که در فیلم به بهانه خانه‌داری و آشپزی، نتوانسته هیچ شغل یا دل مشغولی دیگری داشته باشد و حالا در نبود همسرش در خرج و برج و کرایه خانه وامانده است. و درمانده از این موضوع دست از پیدا کردن شوهرش می‌کشد و دست به کار جدیدی می‌زند: پرورش زالو و فروش آن.

در معرفی فیلم می‌خوانیم که «موقعیتی که نه تنها زنان ایرانی بلکه زنان بسیاری از کشورهای عربی هم با آن روبرو می‌شوند. آنها در بزنگاه های خود را متکی به مردها می‌دانند درحالی‌که هیچ تکیه‌گاهی بهتر از خودشان ندارند.»

متاسفانه هنر فیلمساز در دفاع از حقوق زنان برابر شده با تحقیر خانه‌داری و آشپزی کردن آنها برای اهل خانواده. آیا حالا که سارا مشغول به کار شده، دیگر برای خود و دخترش آشپزی و خانه‌داری نمی‌کند؟ مگر اینها با یکدیگر منافاتی دارند؟! آیا زنان شاغل ایران و کشورهای عربی، خانه‌داری نمی‌کنند؟ داستان فیلم دم‌دستی و دور از واقع است و خانه‌داری یک زن در این فیلم وسیله‌ای می‌شود برای تحقیر او و تنها هنر فیلمساز برای دفاع از زنان ایران و عرب همین است! اگر دغدغه و داعیه‌دار دفاع از حقوق زنان هستیم در مقام فیلمساز باید داستان و قصه‌ای باورپذیر برای این دفاع ترسیم کنیم وگرنه دفاع بد، بدترین حمله به آنان است.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ۰۵:۲۱
شماره خبر : 105071
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105071
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.