a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
فیوز

نقد فیلم «فیوز» دیوید مکنزی:

یک شهر، یک بمب، ویک سرقت بی‌نقص!

فیلم «فیوز» را می‌توان یکی از تکنیکی‌ترین آثار «دیوید مکنزی» در عرصه تریلرهای جنائی وسرقت دانست. فیلمی که بیش از آن که بر شخصیت پردازی کلاسیک صرف تکیه کند، بر ساختار تعلیق، طراحی بحران و مدیریت ریتم استوار شده است.

عدنان شاه‌طلایی – فیلم «فیوز» را می‌توان یکی از تکنیکی‌ترین آثار «دیوید مکنزی» در عرصه تریلرهای جنائی وسرقت دانست. فیلمی که بیش از آن که بر شخصیت پردازی کلاسیک صرف تکیه کند، بر ساختار تعلیق، طراحی بحران و مدیریت ریتم استوار شده است. مکنزی در این اثرش، ساختار یک (هایست مووی) یا فیلم سرقت را با الگوی تریلر امنیتی ترکیب می‌کند و نتیجه، اثری می‌شود که مدام میان انفجار تعقیب اضطراب و فریب، در حرکت است.

هسته مرکزی فیلم، ایده هوشمندانه‌ای دارد؛ کشف یک بمب عمل نکرده، جنگ دوم جهانی در قلب لندن، شهر را وارد وضعیت فوق العاده می‌کند و همین بحران، پوششی می‌شود برای اجرای یک سرقت بزرگ در تاریخ سرقت‌های حساب شده جهان. این ایده، مهم‌ترین نقطه قوت فیلم است زیرا «دیوید مکنزی» ازهمان ابتدا «حادثه» را به بخشی از طراحی جنایت تبدیل می‌کند. در بسیاری از فیلم‌های سرقت، خلافکاران از خلاء امنیتی استفاده می‌کنند، اما در«فیوز»‌ خود بحران امنیتی تبدیل به ابزار سرقت می‌شود.

از نظر ساختاری، فیلم بر دو خط موازی بنا شده است؛ نخست عملیات کنترل بمب وتخلیه یک محله کامل درغرب لندن، و دوم اجرای آرام و دقیق
سرقت در دل آشوب عمومی. «دیوید مکنزی» با تدوین سریع نماهای سرقت و هم قرینه بودن با عملیات، سرقت را با مهارت وجابه‌جایی مداوم میان این دو خط، ریتمی عصبی توأم باهیجان و تعلیق خلق می‌کند که که مدام فشار روانی را افزایش می‌دهد. تماشاگر در تمام مدت احساس
می‌کند زمان در حال تمام شدن است. این همان ویژگی مهم تریلرهای مدرن است؛ یعنی تبدیل «زمان» به مهمترین عنصر تعلیق. اما تفاوت «فیوز» با بسیاری از تریلرهای متداول در شیوه میزانسن آن است که شهر را مانند یک موجود زنده، فیلمبرداری می کند؛ خیابان‌های بسته، خودروهای پراکنده پلیس، دوربین‌های مراقبتی مداربسته وقایع را به عنوان شاهد زنده رویدادهای فیلم نشان می‌دهد. درحادثه اصلی، سارقان حرفه‌ای وارد یک رقابت مرگبار خیانت‌آمیز برسر تقسیم الماس‌های دزدیده شده، می‌شوند. همیشه اینگونه کشمکش‌های مترقبه میان سارقان را درفیلم‌هایی با این مضامین دیده بودیم، اما این اتفاق در فیلم «فیوز» متفاوت‌تر و دیدنی‌تر است، بویژه پایان بندی که به اوج می‌رسد.

محله پرحادثه شهر لندن در این فیلم مکنزی صرفا یک‌ موقعیت نیست، یک سیستم عصبی عظیم است که یکباره دچار اختلال شده است. دوربین نیز همیشه در حال حرکت است. ‌انگار کادر تصویر هم امنیت و استقرار روانی ندارد. «دیوید مکنزی» برخلاف بسیاری از همتایان اکشن‌کار و آثار پرهیجان‌ساز که تعلیق را تنها با انفجارها وصدای عظیم می‌سازند؛ از عنصر «تاخیر اطلاعات» استفاده می‌کند. اغلب اوقات، این جریان باعث می‌شود حس ناامنی تماشاگر دائما حفظ شود، او اطلاعات را اندک اندک وارد روایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد مخاطب کاملا بر موقعیت مسلط شود. این تکنیک، یکی از مهم‌ترین ویژگی، تریلرهایی بامضمون سرقت موفق معاصر است.

به لحاظ بازیگری نیز فیلم فیوز برتیپ‌سازی حساب شده بنا شده است. «آرون تیلر جانسون» در نقش افسر خنثی سازی بمب، شخصیتی مرموز و تحت فشار خلق می‌کند؛ مردی که انگار مدام در آستانه سقوط عصبی قرار دارد. در مقابل، «تئو جیمز» با خونسردی وکنترل، تصویر مُجرمی را می‌سازد که بحران را بخشی از نقشه خود می‌بیند. «گوگو امباتا» در نقش رئیس پلیس ناحیه پرخطر بمب در شهر، بهترین بازی زیر پوستی از وظیفه‌شناسی یک پلیس زن را به نمایش می‌گذارد. او نماینده سیستمی است که همزمان باید شهر، رسانه‌ها و ترس عمومی را مدیریت کند.

اما مهم‌ترین مسأله درباره این فیلم، نگاه جامعه شناسانه آن به مفهوم سرقت است. که در این فیلم، جرم دیگر کنشی فردی یا احساسی نیست؛ بلکه شکلی از مدیریت و مهندسی بحران است. سارق‌ها دقیقا مانند یک تیم امنیتی عمل می‌کنند، برنامه ریزی، کنترل زمان، تحلیل واکنش عمومی و استفاده از هرج و مرج شهری. این همان نکته‌ای است که فیلم را از یک تریلر معمولی جدا می‌کند. فیلمساز نشان می‌دهد امروزه جنایت، بخشی از ساختار پیشرفت و فناوری‌های جامعه است. «فیوز» در مقایسه با فیلم درخشان قبلی «دیوید مکنزی» به نام « اگر سنگ از آسمان ببارد»
که در آن‌ «جف بریجز» پلیس کابوی و دو سارق با بازی «کریس پاین» و «بن فوستر» بازی کرده بودند، تفاوت رویکردی مکنزی بر آرامش و سکوت‌های ممتد، با زوزه باد در گستره جاده‌های تکزاس در هم می‌آمیخت، متمرکز بود. خشونتی که به آرامی زیر پوست جامعه غیر شهری، حرکت می‌کرد.

فیلم فیوز‌ اکنون‌، نقطه مقابل آن‌ فیلم درخشان دیگر مکنزی قرار می‌گیرد. اگر فیلم‌ قبلی مبتنی برفشار و فرسایش بود؛ اینجا همه چیز مبتنی بر سرعت و تراکم فشارهای روانی ‌و انفجار نه یک‌ بمب؛ بلکه یک نظم شهری است. با این حال هردوی این فیلم‌ها در یک نقطه به هم می‌رسند.

مکنزی جرم را فقط هیجان صرف نمی‌بیند. او همیشه پشت حساسیت‌های اجتماعی را نشانه می‌گیرد و ساختار اجتماعی را جستجو می‌کند. در فیلم «اگر سنگ از آسمان ببارد» بحران اقتصادی، انسان‌ها را به سرقت می‌کشاند اما در«فیوز» پیچیدگی جامعه امنیتی مدرن، خود به بستری برای جنایت، تبدیل می‌شود.

در هر حال «دیوید مکنزی» نشان می‌دهد درک دقیقی از تریلر در موقعیت‌های متفاوت، یکی شهری و دیگری جاده‌ای دارد و به‌ این دلیل است
که این دو فیلم را می‌توان دوسوی متفاوت از یک جهان دانست.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۳/۲۰ ۱۱:۵۵
شماره خبر : 105050
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105050
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.