نقدی بر سریال "صفا با خانواده" ساختهٔ جدید منوچهر هادی؛
چرا “صفا با خانواده” کمدی نمیسازد؟
در "صفا با خانواده" بسیاری از کاراکترها بیش از آنکه شخصیت باشند، حامل دیالوگ و پیشبرنده روایت هستند. به همین دلیل روابط میان آنها عمق پیدا نمیکند و ظرفیت تولید کمدی نیز کاهش مییابد.
محمد ناصریراد– سریال صفا با خانواده به کارگردانی منوچهر هادی با تکیه بر وقایع و فضای اجتماعی ماههای اخیر کشور ساخته شده و تلاش دارد از دل یک بستر خانوادگی، روایتی کمدی ارائه کند. ایده اولیه ظرفیت قابل توجهی برای تبدیل شدن به یک کمدی موقعیت موفق دارد زیرا بحرانهای اجتماعی، تغییرات ناگهانی در زندگی روزمره و واکنش خانوادهها به این تحولات، همواره بستری مناسب برای خلق موقعیتهای کمیک بودهاند. با این حال، آنچه روی آنتن دیده میشود، بیشتر مجموعهای از اتفاقات پراکنده است تا یک کمدی موقعیت منسجم.
بزرگترین مسئله سریال، ضعف در خلق موقعیت است. کمدی موقعیت زمانی شکل میگیرد که شخصیتها در شرایطی قرار بگیرند که تضاد میان خواستهها، اهداف و محدودیتهایشان به تولید طنز منجر شود. در “صفا با خانواده” موقعیتها اغلب پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند به پایان میرسند و بسیاری از صحنهها بر پایه شوخیهای کلامی، واکنشهای لحظهای و دیالوگهای گذرا استوار هستند. در نتیجه خنده از دل درام زاده نمیشود و بیشتر به صورت مقطعی و ناپیوسته ظاهر است.
مسئله دوم به شخصیتپردازی مربوط است. شخصیتهای کمدی موفق دارای جهانبینی مشخص، ضعفهای فردی، خواستههای روشن و رفتارهای قابل پیشبینی هستند. تماشاگر ابتدا شخصیت را میشناسد و سپس از برخورد او با موقعیت میخندد. در “صفا با خانواده” بسیاری از کاراکترها بیش از آنکه شخصیت باشند، حامل دیالوگ و پیشبرنده روایت هستند. به همین دلیل روابط میان آنها عمق پیدا نمیکند و ظرفیت تولید کمدی نیز کاهش مییابد.
ضعف دیگر اثر، شناخت محدود از سازوکار خانواده ایرانی است. خانواده در کمدی ایرانی مهمترین کارخانه تولید موقعیت است (مقایسه شود با سریال متهم گریخت). اختلاف نسلها، عملیات نظامی غرب و موشک باران، تعارض ارزشها، مسائل اقتصادی، روابط عاطفی و سوءتفاهمهای روزمره، مواد خام کمدی را فراهم میکنند. در این سریال، خانواده بیشتر به عنوان بستری برای عبور داستان عمل میکند تا یک موجود زنده و پویا که بتواند به شکل طبیعی موقعیت تولید کند. بسیاری از گفتگوها و واکنشها به جای آنکه از دل شخصیتها بیرون بیاید، محصول نیاز فیلمنامه به پیشبرد قصه به نظر میرسد که متن آنها به جوکهای ساخته و منتشر در فضای مجازی شباهت دارد.
موضوع مهم دیگر، فاصله گرفتن اثر از رئالیسم است. کمدی موفق حتی در اغراقآمیزترین شکل خود بر پایه منطق رفتاری شخصیتها استوار است. مخاطب باید باور کند که این آدمها میتوانند در جهان واقعی وجود داشته باشند. در سریال “صفا با خانواده” بخشی از رفتارها و تصمیمها از منطق روزمره فاصله میگیرد و همین مسئله موجب میشود تماشاگر به جای همراه شدن با جهان داستان، متوجه ساختگی بودن موقعیتها شود.
اتفاقات اخیر کشور و فضای ملتهب اجتماعی میتوانستند به بستری غنی برای خلق طنزی انسانی، اجتماعی و حتی ماندگار تبدیل شوند. این ظرفیت در سطح ایده همچنان وجود دارد، اما تبدیل ایده به کمدی نیازمند شخصیتهای دقیق و عمیق، روابط باورپذیر و موقعیتهای دراماتیک است. عناصری که ستون فقرات کمدی موقعیت را تشکیل میدهند و در “صفا با خانواده” حضوری کمرنگ دارند.
“صفا با خانواده” بیش از هر چیز از کمبود شخصیت و موقعیت آسیب میبیند. خنده در کمدی محصول دیالوگ نیست بلکه نتیجه برخورد شخصیت با موقعیت است. هرجا این دو عنصر به درستی ساخته شوند، طنز نیز متولد میشود. هرجا این دو عنصر سست باشند، حتی حضور بازیگران توانمند و موضوعات جذاب روز نیز نمیتواند یک کمدی ماندگار خلق کند.


