a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
مریم منصوری

از کارون تا تهران؛ سفر در جهان تلخ و شاعرانه مریم منصوری

به گزارش خبرنگار سینما آفیس، مریم منصوری، نویسنده و کارگردان تئاتر، با نگارش دو نمایشنامه‌ «آمده بودیم اینجا بمیریم» و «برف زمین را گرم می‌کند» که به‌تازگی توسط انتشارات مهرگان خرد منتشر شده‌اند، بار دیگر توجه‌ها را به ظرفیت مغفول‌مانده‌ی نمایشنامه‌نویسی تالیفی در ایران جلب کرده است.

نمایشنامه‌ی تالیفی، بخش مهمی از ادبیات نمایشی و تئاتر به شمار می‌رود، اما سال‌هاست در فضای تئاتر ایران مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. سلطه‌ی کلیشه‌های رایج و اجرای مکرر ترجمه‌های متعدد از آثار خارجی، موجب شده تئاتر ایران در خلق جهان بومی و روایت‌های ریشه‌دار عقب‌نشینی کند و بسیاری از سوژه‌ها و صداهای ایرانی مهجور بمانند.

منصوری در نخستین نمایشنامه‌ی خود، «آمده بودیم اینجا بمیریم»، به زوایای تلخ و فراموش‌شده‌ی زندگی مردم خرمشهر در دوران جنگ تحمیلی می‌پردازد. در حوزه‌ی سینما و تلویزیون، فیلمسازان بسیاری از منظرهای گوناگون به خرمشهر پرداخته‌اند؛ آثاری چون «بلمی به سوی ساحل» که از نخستین فیلم‌های مستقل درباره‌ی فتح خرمشهر است، «روز سوم» که روزهای پایانی مقاومت مردم و اشغال شهر را روایت می‌کند، «دوئل» که بخشی از داستانش در فضای جنگ خرمشهر می‌گذرد، «کودک و فرشته» درباره مقاومت نوجوانان خرمشهری، و «دسته دختران» که به نقش زنان در نبردهای خیابانی خرمشهر می‌پردازد. با این حال، در عرصه‌ی تئاتر، این سوژه مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

مریم منصوری در «آمده بودیم اینجا بمیریم» تصویری تلخ از فلاکت، آوارگی و زخم‌های ماندگار مردم خرمشهر ارائه می‌دهد؛ نمایشی که نویسنده آن را به شهری تقدیم کرده است «که چشم‌های کارون بر او خیره مانده بود». این نمایشنامه که در سال ۱۴۰۰ روی صحنه رفت، نامزد مسابقه‌ی نمایشنامه‌نویسی جشنواره فتح خرمشهر و برگزیده بخش صحنه‌ای جشنواره مقاومت شد.

داستان درباره‌ی خانواده‌ای شش‌نفره است که پس از یورش نیروهای صدام به خرمشهر، ناچار به مهاجرت به قرچک تهران می‌شوند و تنها «آفاق»، دختر بزرگ خانواده، به دلیل شغل همسرش از کوچ جا می‌ماند. لحظه‌ی تلاقی خیال و واقعیت، نقطه اوج نمایش است. منصوری با بهره‌گیری از فرهنگ، زبان و زیست خرمشهری، جهان اثرش را باورپذیر و زنده می‌سازد. زندگی برای مردم خرمشهر در آن هشت سال چیزی جز کابوس نبود و حتی پس از پایان جنگ نیز، ساکنان این شهر همچنان با همان کابوس‌ها از خواب بیدار می‌شوند. چنان‌که حاج ندیم در بخشی از نمایش می‌گوید:

«خرمشهر یه زن داغ‌قشنگیه که چشم همه مردان پیِ شه! از انگلیس و روس و عثمانی بگیر تا همی صدام! مو اصلاً نمی‌فهمم ایی که میگن خرمشهر سقوط کرد یعنی چه! … تو سقوط نکردی، از نفس افتادی. هنوزم نفست بالا نیومده… جونش رو کشیدن که زبون‌بسته از نفس افتاد…»

نمایشنامه‌ی دوم، «برف زمین را گرم می‌کند»، بن‌مایه‌ای تلخ‌تر و تاریک‌تر دارد. منصوری این‌بار به سراغ موضوع قاتلان زنجیره‌ای رفته؛ سوژه‌ای بکر و کمتر پرداخت‌شده در ادبیات نمایشی و سینمای ایران. در سینمای ایران، تنها معدود آثاری چون «عنکبوت» ساخته ابراهیم ایرج‌زاد ـ بر اساس پرونده سعید حنایی و با بازی تحسین‌برانگیز محسن تنابنده ـ و «طلاخون» با الهام از پرونده مهین قدیری، نخستین زن قاتل سریالی ایران، به کارگردانی ابراهیم شیبانی، به این فضا نزدیک شده‌اند.

این در حالی است که در سینمای جهان، سالانه آثار متعددی با محوریت قاتلان زنجیره‌ای ساخته می‌شود؛ آثاری که علاوه بر جنایت، به لایه‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها نیز می‌پردازند؛ فیلم‌هایی چون «زودیاک»، «هفت» و «مانستر» و …متأسفانه این ژانر همچنان در سینمای ایران مغفول مانده است.

منصوری در «برف زمین را گرم می‌کند» با لحنی متفاوت و دیالوگ‌هایی دقیق و جان‌دار، به لایه‌های تاریک روان انسان نزدیک می‌شود. او از اغراق و شعارزدگی دوری می‌کند و جهان اثرش را با تلخیِ کنترل‌شده‌ای روایت می‌کند. دیالوگ‌ها زنده و برخاسته از بطن شخصیت‌ها هستند. جایی «عباس»، فرزند ظهیر قاتل ـ که خود به قاتلی زنجیره‌ای تبدیل شده ـ می‌گوید:

«تهرون یه زن سیگاری پیرِه که ریه‌هاش دیگه نا نداره، اما هنوزم روزی یه پاکت سیگار سنگین دود می‌کنه… شباش اصلاً یه زندگی دیگه داره… تاریکی با خودش آزادی دیگه میاره… من آدم شبم!»

این جملات، تصویری تلخ و آشنا از تهرانِ بی‌پناه و آشفته‌ی امروز ارائه می‌دهد؛ شهری که شب‌هایش بیش از روزهایش حقیقت را فریاد می‌زنند.

این نمایشنامه نیز افتخارات متعددی کسب کرده است؛ از جمله:

  1. برگزیده مسابقه نمایشنامه‌نویسی سی‌وپنجمین جشنواره تئاتر فجر
  2. نامزد جایزه ادبیات نمایشی پروین اعتصامی
  3. نامزد هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران
  4. و نامزد مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر شهر در سال ۱۳۹۵

شایان ذکر است که هر دو نمایشنامه‌ی منتشرشده در این کتاب، ظرفیت بالایی برای اقتباس سینمایی دارند؛ آثاری که با جهان داستانی، شخصیت‌پردازی و فضاسازی قدرتمند خود، می‌توانند به فیلم‌هایی تاثیرگذار در سینمای اجتماعی و روان‌شناختی ایران تبدیل شوند.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۳/۱۴ ۰۱:۳۳
شماره خبر : 105009
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105009
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.