a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
سینمای ایران و ادبیات

سینمای ایران و ادبیات؛ رابطه‌ای که به فراموشی سپرده شد

در این روزها ، فیلم‌های سینمایی هیچ نزدیکی با رمان‌ها ندارند و اقتباس‌های شاهکاری چون گذشته صورت نمی‌گیرد که جزو یکی حلقه‌های گمشده در سینمای ایران است. در زیر به مرور چند نمونه فیلم‌های سینمایی موفق با اقتباس از رمان‌های معروف می‌پردازیم.

به گزارش سینما آفیس، ادبیات و سینما در ایران همیشه رابطه‌ای نزدیک اما پرفرازونشیب داشته‌اند؛ با این حال، هرگاه فیلمسازی جسارت کرده و به سراغ یک داستان یا رمان رفته، گاه نتیجه اثری شده که از متن ادبی فراتر رفته و به هویتی مستقل در سینما رسیده است. از «گاو» داریوش مهرجویی و «آرامش در حضور دیگران » ناصر تقوایی تا «شازده احتجاب» بهمن فرمان‌آرا، «گاوخونی» بهروز افخمی و «مهمان مامان» مهرجویی، سینمای ایران نمونه‌هایی دارد که نشان می‌دهند اقتباس ادبی صرفاً انتقال یک داستان از صفحه کتاب به پرده سینما نیست؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای بازآفرینی یک جهان ادبی با زبان تصویر باشد.

با نگاهی به این آثار می‌توان دریافت که هرچه فیلمساز در فهم روح اثر ادبی موفق‌تر بوده و در عین حال از وابستگی صرف به متن فاصله گرفته، اقتباس نیز به اثری ماندگارتر تبدیل شده است. متاسفانه در این روزها ، فیلم‌های سینمایی هیچ نزدیکی با رمان‌ها ندارند و اقتباس‌های شاهکاری چون گذشته صورت نمی‌گیرد که جزو یکی حلقه‌های گمشده در سینمای ایران است. در زیر به مرور چند نمونه فیلم‌های سینمایی موفق با اقتباس از رمان‌های معروف می‌پردازیم:

فیلم گاو (۱۳۴۸)

ساخته داریوش مهرجویی، اقتباسی از یکی از چهارمین داستان‌ مجموعه «عزاداران بیل» نوشته غلامحسین ساعدی است و از مهم‌ترین آثار موج نوی سینمای ایران به شمار می‌رود. همکاری خلاقانه ساعدی با مهرجویی در نوشتن سناریوی فیلم گاو به یک نمونه خوب و موفق در آمد.

داستان در روستایی فقیر و دورافتاده می‌گذرد. مردی به نام مش حسن تنها صاحب یک گاو در روستاست. این گاو برای او فقط یک حیوان نیست؛ تمام سرمایه، اعتبار، هویت و حتی دل‌بستگی عاطفی اوست. اهالی روستا نیز گاو را مایه افتخار و برکت روستا می‌دانند. روزی که مش حسن برای انجام کاری از روستا خارج شده، گاو به‌طور ناگهانی از بین می‌رود. اهالی که از واکنش او وحشت دارند، تصمیم می‌گیرند حقیقت را پنهان کنند و به او بگویند که گاو فرار کرده است. اما وقتی مش حسن بازمی‌گردد، به تدریج دچار بحرانی عمیق می‌شود. او نمی‌تواند نبود گاو را بپذیرد و ذهنش واقعیت را به شکلی دیگر بازسازی می‌کند. از اینجا، فیلم به بررسی فروپاشی روانی انسان، وابستگی، هویت و رابطه فرد با جامعه می‌پردازد.

هویت و ازخودبیگانگی، فقر و محرومیت و مرز میان واقعیت ‌‌توهم از موضوعات اصلی فیلم است. بازی درخشان عزت‌الله انتظامی در نقش مش حسن هنوز هم یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای ایران دانسته می‌شود.فیلم با وجود سادگی ظاهری، لایه‌های فلسفی، روان‌شناختی و اجتماعی عمیقی دارد و به همین دلیل پس از بیش از پنج دهه همچنان موضوع تحلیل و پژوهش است.

برای صدور مجوز نمایش، مسئولان از سازندگان خواستند در ابتدای فیلم متنی اضافه شود که به مخاطب القا کند داستان مربوط به سال‌ها قبل از اجرای اصلاحات و برنامه‌های نوسازی حکومت (انقلاب سفید) است و وضعیت نمایش‌داده‌شده، ایرانِ معاصر را بازنمایی نمی‌کند. با این توضیح، فیلم سرانجام اجازه اکران یافت.

آرامش در حضور دیگران(۱۳۴۹)

ساخته‌ی ناصر تقوایی است که دست به اقتباس از کتاب « واهمه‌های بی‌نام و نشان» غلامحسین ساعدی زد. این فیلم، اولین اثر بلند سینمایی ناصر تقوایی بود.

داستان درباره سرهنگی بازنشسته است که پس از مرگ همسر اولش، با زنی جوان به نام منیژه ازدواج می‌کند و از شهرستان به تهران می‌آید تا در کنار دو دخترش زندگی کند. اما خیلی زود درمی‌یابد که خانواده‌اش دیگر آن خانواده‌ای نیست که در ذهنش ساخته بود: دختر بزرگ‌تر در رابطه‌ای شکست‌خورده و آشفته گرفتار است. دختر کوچک‌تر باردار شده و ناچار به ازدواجی ناخواسته می‌شود. اطرافیان، از روشنفکران تا پزشکان و دوستان خانواده، هر کدام گرفتار نوعی سردرگمی، پوچی و ازهم‌گسیختگی‌اند. سرهنگ که سال‌ها با نظم و اقتدار نظامی زندگی کرده، در مواجهه با این دنیای جدید به‌تدریج تعادل روانی خود را از دست می‌دهد و به انزوا و جنون نزدیک می‌شود. فیلم بیش از آنکه داستانی حادثه‌محور باشد، روایتی روان‌شناختی از فروپاشی یک انسان و یک خانواده است.

فیلم در همان ابتدا با سانسور مواجه شد ‌و تا سال ۱۳۵۲ به نمایش در نیامد. و با استقبال منتقدان روبه‌رو شد، اما تنها حدود دو هفته بعد، با اعتراض جامعه پرستاران به نحوه نمایش شخصیت یک پرستار در فیلم، از پرده پایین کشیده شد و اکرانش متوقف شد.

فیلم شازده احتجاب(۱۳۵۳)

به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا از مهم‌ترین اقتباس‌های سینمایی بر اساس یکی از مدرن‌ترین و پیچیده‌ترین داستان‌های ایرانی آن زمان یعنی «شازده احتجاب» نوشته هوشنگ گلشیری انجام داد. بسیاری از منتقدان ، شازده احتجاب را بهترین اقتباس سینمایی از یک رمان مدرن ایرانی می‌دانند.

داستان درباره آخرین بازمانده یک خاندان اشرافی قاجار است؛ مردی به نام شازده احتجاب که به بیماری سل مبتلاست و روزهای پایانی عمرش را در عمارتی قدیمی می‌گذراند.فیلم با رفت‌وآمد مداوم میان حال و گذشته روایت می‌شود. شازده در تنهایی خود، خاطرات تلخ خانواده‌اش را مرور می‌کند: پدربزرگ و پدرش که با خشونت و استبداد حکومت می‌کردند. قتل‌ها، اعدام‌ها و سرکوب مردم. رابطه بیمارگونه‌اش با همسرش فخرالنسا که در نهایت به نابودی او می‌انجامد. رابطه پیچیده با خدمتکار خانه، فخری.

در واقع، فیلم بیشتر از اینکه یک داستان خطی باشد، سفر در ذهن شازده است؛ ذهنی که زیر بار خاطرات، عذاب وجدان، بیماری و فروپاشی یک طبقه اجتماعی از هم می‌پاشد.

ناخدا خورشید(۱۳۶۵)

ساخته ناصر تقوایی بعد از انقلاب با برداشت آزاد از کتاب «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی صورت گرفت. در واقع ناخدا خورشید اقتباسی خلاقانه بود که داستان را به جنوب ایران منتقل کرده و بسیاری آن را یکی از بهترین اقتباس‌های بومی سینمای ایران می‌دانند.

ناخدا خورشید، ناخدای یک لنج کوچک در بندری جنوبی است؛ مردی که یک دستش را از دست داده اما همچنان با سختی زندگی خود را می‌گذراند. خواجه ماجد، یکی از افراد بانفوذ بندر، با لو دادن فعالیت‌های ناخدا باعث می‌شود بار قاچاق او از بین برود و ناخدا با مشکلات مالی جدی روبه‌رو شود. در همین شرایط، مردی به نام فرحان وارد بندر می‌شود. او قصد دارد چند زندانی یا فراری سیاسی را با کمک ناخدا از راه دریا به آن سوی مرز برساند. ناخدا ابتدا قبول نمی‌کند، اما مشکلات مالی او را وادار می‌کند پیشنهاد فرحان را بپذیرد. از اینجا، ماجرا به سمت خشونت، خیانت و درگیری پیش می‌رود. اما نکته مهم این است که تقوایی صرفاً داستان همینگوی را به ایران منتقل نکرده است؛ او شخصیت‌ها، روابط و فضای اجتماعی داستان را به شکلی جدی ایرانی کرده است. به همین دلیل «ناخدا خورشید» را بیشتر یک اقتباس آزاد و خلاقانه می‌دانند تا ترجمه تصویری رمان همینگوی.

فیلم گاوخونی(۱۳۸۱)

به کارگردانی بهروز افخمی بر اساس رمان «گاوخونی» نوشته‌ی جعفر مدرس صادقی ساخته شده است . از دید افخمی این رمان غیر قابل اقتباس به نظر می‌رسید.

راوی جوانی است که از اصفهان به تهران آمده و تلاش می‌کند از گذشته و خاطراتش فاصله بگیرد. اما گذشته دست از سر او برنمی‌دارد. مهم‌ترین عنصر این گذشته، پدر مرده او است؛ پدری که در ذهن و خواب‌های پسر همچنان حضور دارد. خاطرات کودکی، رابطه با پدر، اصفهان، زاینده‌رود و ماجرای ازدواج و جدایی، همه در ذهن راوی درهم می‌آمیزند. به تدریج مشخص نیست آنچه می‌بینیم واقعاً اتفاق افتاده، خواب است یا بخشی از خاطرات و تخیل راوی. همین مرز مبهم میان خواب و بیداری، گذشته و حال و واقعیت و خیال هسته اصلی رمان و فیلم را شکل می‌دهد.
مشکل اصلی این بود که بخش مهمی از جذابیت رمان در ذهن راوی اتفاق می‌افتد. مدرس‌صادقی داستان را به صورت اول‌شخص روایت کرده و خواب‌ها و خاطرات را به‌گونه‌ای در هم می‌ریزد که خواننده مدام میان واقعیت و خیال سرگردان می‌شود.

افخمی برای انتقال این وضعیت به سینما، از صدای راوی، مونولوگ‌های طولانی و تصویرهایی که از نگاه او دیده می‌شوند استفاده کرد. در واقع، راوی فقط داستان را تعریف نمی‌کند؛ ما بسیاری از تصاویر را نیز از زاویه دید ذهنی او می‌بینیم. برخی منتقدان، وفاداری فیلم به رمان را نقطه قوت آن می‌دانند؛ حتی گفته شده که بخش‌هایی از گفتار فیلم بسیار نزدیک به متن کتاب است.

اما منتقدان دیگری معتقدند همین وفاداری بیش از حد، تبدیل به نقطه ضعف فیلم شده است. یعنی افخمی به جای اینکه منطق ذهنی رمان را به یک زبان کاملاً سینمایی تبدیل کند، در بسیاری از مواقع متن ادبی را به تصویر و صدا منتقل کرده است. یک نقد صریح حتی فیلم را نمونه‌ای از اقتباس‌هایی دانسته که نتوانسته‌اند به یک اثر مستقل از کتاب تبدیل شوند.

فیلم مهمان مامان(۱۳۸۲)

به کارگردانی داریوش مهرجویی بر اساس کتاب « مهمان مامان» نوشته هوشنگ مرادی کرمانی است. داستان درباره عفت خانم و خانواده‌اش است. یک روز خبر می‌رسد که خواهرزاده او همراه همسر تازه‌عروسش قرار است به خانه آنها بیاید. مشکل اینجاست که خانواده عفت خانم وضع مالی خوبی ندارند و تقریباً چیزی برای پذیرایی از مهمان ندارند.

اما در فرهنگ خانواده، آبرو و مهمان‌نوازی مسئله کوچکی نیست. بنابراین همسایه‌ها یکی‌یکی وارد ماجرا می‌شوند و هرکدام چیزی برای برپا کردن سفره می‌آورند. یکی مرغ می‌آورد، دیگری گوشت، یکی ظرف و وسایل پذیرایی و دیگری کمک دیگری می‌کند.به این ترتیب، یک مهمانی ساده تبدیل به ماجرایی بزرگ می‌شود و خانه قدیمی و همسایه‌های آن، تبدیل به تصویری کوچک از جامعه ایران می‌شوند. تفاوت مهم فیلم با کتاب این است که مهرجویی داستان را گسترش می‌دهد.

او تعدادی شخصیت و موقعیت را به داستان اضافه می‌کند تا بتواند یک فیلم سینمایی پرتحرک‌تر بسازد. نکته جالب این است که خود هوشنگ مرادی کرمانی سال‌ها بعد درباره همکاری‌اش با مهرجویی گفت که از این کار مشترک راضی بوده است و معتقد بود فیلم به دلیل نمایش شخصیت‌های کاملاً ایرانی و نشان دادن مهر و محبت میان مردم، بیشتر دیده شد.

ارزش فیلم در این است که مهرجویی روح داستان مرادی کرمانی را حفظ می‌کند اما آن را به یک اثر سینمایی مستقل تبدیل می‌کند.
کتاب، داستانی ساده درباره یک مهمانی است؛ اما مهرجویی از همین موقعیت، تصویری از جامعه، فقر، آبروداری، همسایه‌داری و فرهنگ مهمان‌نوازی ایرانی می‌سازد.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۵/۰۶/۱۲ ۰۴:۱۱
شماره خبر : 105524
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105524
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.