از اسکار ۲۰۱۷ تا انتظار کن ۲۰۲۶؛
اصغر فرهادی، صدای سینما در برابر سیاستهای ترامپ
در شرایطی که گزارشهایی از کشته شدن غیرنظامیان در درگیریها همچنان تیتریک دوران جنگ به شمار میآید، انتظارات مردمی از اصغر فرهادی افزایش یافته است.
به گزارش سینماآفیس، شرق نوشت: در ژانویه ۲۰۱۷، دونالد ترامپ تازه وارد کاخ سفید شده بود که یکی از جنجالیترین دستورات اجرایی اولیه خود را صادر کرد: ممنوعیت ورود شهروندان هفت کشور مسلماننشین، از جمله ایران، به خاک ایالات متحده. این قانون موسوم به «تراول بن» (Travel Ban) یا «ممنوعیت مسلمانان»، موجی از اعتراضات جهانی به راه انداخت. در ایران، این خبر بلافاصله واکنش هنرمندان را برانگیخت.
ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینما، یکی از اولین کسانی بود که موضع گرفت. او در اینستاگرام و توییتر (ایکس) نوشت که حتی اگر این قانون شامل حال هنرمندان نشود، برای شرکت در مراسم اسکار به آمریکا نخواهد رفت. این اظهارنظر ساده اما قاطع، جرقهای شد برای بحثهای گسترده در داخل و خارج از کشور. علیدوستی تأکید کرد که این تصمیم را نه فقط برای خود، بلکه در اعتراض به سیاستی میگیرد که مردم عادی یک کشور را به خاطر ملیتشان مجازات میکند. واکنش او سریعاً در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت و توجهها را به سمت فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی، که نامزد اسکار بهترین فیلم خارجیزبان بود، بیشتر کرد.
اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی که پیش از آن با فیلم «جدایی نادر از سیمین» اسکار گرفته بود، نیز بلافاصله موضع خود را اعلام کرد. او در بیانیهای نوشت که حتی در صورت معافیت از این قانون، در مراسم اسکار شرکت نخواهد کرد. فرهادی این تصمیم را نشانهای از احترام به مردم ایران و شش کشور دیگر دانست که تحت تأثیر این سیاست قرار گرفته بودند.
او تأکید کرد که این قانون «غیرانسانی» است و نمیتواند در برابر آن سکوت کند. آکادمی اسکار نیز با صدور بیانیهای قوی، اقدام ترامپ را محکوم کرد و از فرهادی و فیلمش دفاع نمود.
بسیاری از چهرههای هالیوود نیز با این موضع همراه شدند و اسکار ۲۰۱۷ را به صحنهای برای اعتراض به سیاستهای ضد مهاجرتی تبدیل کردند.
در ششم اسفند ۱۳۹۵ (۲۴ فوریه ۲۰۱۷)، فرهادی نمایندگان خود را برای مراسم معرفی کرد: انوشه انصاری اولین زن گردشگر فضایی ایرانی-آمریکایی، و فیروز نادری مسئول اجرایی سابق ناسا در عملیات مریخ. این انتخاب هوشمندانه بود؛ نمادی از دستاوردهای علمی و فرهنگی ایرانیان در سطح جهانی، در مقابل سیاستی که تلاش میکرد مرزها را بر اساس ملیت ببندد.
وقتی «فروشنده» اسکار را برد، پیام فرهادی توسط انوشه انصاری خوانده شد: «من متأسفم که امشب با شما نیستم. غیبت من به احترام مردم کشورم و شش کشور دیگر است که قانون غیرانسانی جدید مانع ورودشان به آمریکا شده است.» این پیام در رسانههای جهانی پخش شد و تأثیر عمیقی گذاشت.
یکی از حمایتهای قابل توجه از این موضع، از سوی صادق خان شهردار وقت لندن بود. خان اعلام کرد که فیلم «فروشنده» را در یکی از میدانهای اصلی لندن (ترافالگار اسکوئر) به صورت رایگان برای عموم به نمایش خواهد گذاشت. این رویداد با حمایت بازیگرانی مانند کایرا نایتلی همراه و به یک رویداد فرهنگی-سیاسی تبدیل شد.
«خان» نمایش فیلم را «افتخار» خواند و از مردم لندن دعوت کرد تا برای تماشای آن بیایند. این اقدام، نمادی از مقاومت شهری در برابر سیاستهای فدرال آمریکا بود و نشان داد که اعتراض فرهادی فراتر از مرزهای هالیوود، در پایتختهای اروپا نیز بازتاب یافته است. فرهادی بعداً از این «جنبش قدرتمند» علیه ممنوعیت سفر قدردانی کرد.
مواضع فرهادی در آن برهه، موجی بیسابقه علیه «قوانین لحظهای» ترامپ ایجاد کرد. رسانههای مخالف ترامپ در آمریکا و اروپا، این غیبت را به عنوان یک اعتراض هنری قدرتمند برجسته کردند. هالیوود، که اغلب به دلیل گرایشهای لیبرال خود شناخته میشود، در آن شب بیشتر از همیشه متحد به نظر میرسید. بسیاری از کارگردانان، بازیگران و تهیهکنندگان با فرهادی همصدا شدند و تأکید کردند که هنر نباید در برابر تبعیض سکوت کند. این رویداد نشان داد که سینماگران میتوانند با ابزار هنر و رسانه، صدای اعتراض مردمی را به گوش جهان برسانند.
حالا، نزدیک به یک دهه بعد، تاریخ تکرار میشود اما با شدت بیشتر. دونالد ترامپ بار دیگر به ریاست جمهوری رسیده و این بار نه فقط یک دستور مهاجرتی، بلکه فرمانهایی مرتبط با تنشهای نظامی و امنیتی با ایران صادر کرده است. در شرایطی که گزارشهایی از کشته شدن غیرنظامیان در درگیریها همچنان تیتریک دوران جنگ به شمار میآید، انتظارات مردمی از اصغر فرهادی افزایش یافته است.
مردم ایران، که فرهادی را به عنوان یکی از نمایندگان فرهنگی خود در عرصه جهانی میشناسند، منتظر هستند که او بار دیگر «صدای مردم» باشد. این انتظار کاملاً طبیعی است؛ فرهادی در گذشته نشان داده که در لحظات حساس، سکوت را انتخاب نمیکند و با بیانیهها و تصمیماتش، به مسائل انسانی توجه دارد.
هفتاد و نهمین جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۲۶، بستری مناسب برای این موضعگیری فراهم کرده است. فیلم جدید فرهادی با عنوان «داستانهای موازی» در بخش مسابقه اصلی حضور دارد و با بازیگرانی مانند ایزابل هوپر، ونسان کسل و ویرجینی افیرا، توجه زیادی را جلب کرده است.
جشنواره کن که همیشه فضایی برای بیان دیدگاههای هنری و سیاسی بوده، میتواند صحنهای برای اظهارنظر فرهادی در مورد رویکردهای «دست راستی» ترامپ شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حضور فرهادی در کن و هرگونه بیانیهای از سوی او درباره غیرنظامیان و حقوق انسانی، بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی خواهد داشت.
فرهادی در آثارش همیشه بر لایههای پیچیده انسانی، عدالت اجتماعی و تأثیر سیاست بر زندگی روزمره افراد تمرکز داشته است. فیلمهایی مانند «فروشنده» و «جدایی» نشاندهنده نگاه عمیق او به تنشهای اخلاقی و اجتماعی هستند. این نگاه مولف، او را به یک صدای معتبر تبدیل کرده که فراتر از سرگرمی، به مسائل واقعی میپردازد. در سال ۲۰۱۷، غیبت او از اسکار، هنر را به ابزاری برای مقاومت تبدیل کرد. حالا در کن ۲۰۲۶، انتظار میرود که این صدای آشنا دوباره طنینانداز شود، به ویژه در شرایطی که اخبار کشتههای غیرنظامی، نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است.
البته، فرهادی همیشه تأکید کرده که سینماگر است نه سیاستمدار. او در مصاحبهها گفته که موضعگیریهایش ریشه در ارزشهای انسانی دارد، نه ایدئولوژی خاص. این رویکرد، او را از بسیاری از هنرمندان متمایز میکند؛ موضع او بیشتر اخلاقی و انسانی است تا جناحی. در سال ۲۰۱۷، این انسانگرایی باعث شد که حتی رقبای فیلمش در اسکار نیز به نوعی با او همدل شوند و قانون مهاجرتی را مورد انتقاد قرار دهند. حالا در کن، چنین موضعی میتواند فراتر از مرزهای ایران، حمایت سینماگران جهان را جلب کند.
تأثیر فرهادی در آن زمان فراتر از یک جایزه بود. او نشان داد که یک فیلمساز میتواند بدون حضور فیزیکی، پیام خود را به میلیونها نفر برساند. آکادمی اسکار، لندن، هالیوود و رسانههای جهانی همه بخشی از این زنجیره شدند. امروز، با توجه به سابقه، بسیاری از ایرانیان امیدوارند که فرهادی در کن، بار دیگر بر اهمیت حفظ جان غیرنظامیان، احترام به حقوق بشر و لزوم گفتگوی انسانی تأکید کند. جشنواره کن، با غیبت نسبی هالیوود و تمرکز بر سینمای مولف، فضای مناسبی برای چنین صدایی فراهم کرده است.
در نهایت، داستان فرهادی و ترامپ، فراتر از دو شخصیت فردی است. این روایت درباره قدرت هنر در برابر سیاست، صدای فرد در برابر قدرتهای بزرگ، و پایداری ارزشهای انسانی در دنیای پرتلاطم است. فرهادی در ۲۰۱۷ با غیبت خود، حضوری قدرتمندتر ایجاد کرد. در ۲۰۲۶، حضور او در کن میتواند فرصتی باشد تا دوباره یادآوری کند که سینما، آینه جامعه است و سینماگران، گاهی وجدان بیدار آن.
مردم ایران، که سالها با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست و پنجه نرم کردهاند، فرهادی را نمادی از مقاومت فرهنگی میدانند. انتظار آنها از او، نه یک بیانیه سیاسی خشک، بلکه یک یادآوری انسانی است: اینکه در میان تنشها، جان انسانها، به ویژه غیرنظامیان، نباید هزینه شود. اگر فرهادی این بار هم با بیانیهای سنجیده و هنرمندانه ظاهر شود، بدون شک موجی مشابه ۲۰۱۷ ایجاد خواهد کرد و صدای ایران را در یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی جهان طنینانداز خواهد نمود.


