a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
نورمبرگ

فرزانه متین :

نورمبرگ؛ بازخوانی تاریخی با نگاه روانشناسانه

 زمانی که فیلم «نورمبرگ» را می‌بینیم، در ابتدا ممکن است فکر کنیم با بازسازی یک رویداد تاریخی مواجه‌ایم، اما به زودی درمی‌یابیم که تمرکز فیلم نه بر واقعیت تاریخی، بلکه بر ابتذال شر و چگونگی تأثیرگذاری دیکتاتورها بر دیگران است. هرچه فیلم جلوتر می‌رود، این نکته را به ما گوشزد می‌کند: «دروغ بزرگ، اگر مداوم تکرار شود، باورپذیر می‌شود.»

این فیلم ساخته «وندر بیلت» با نگاهی روانشناسانه به بازخوانی دادگاه‌های تاریخی نازی‌ها می‌پردازد. منبع اصلی آن کتاب «نازی و روانپزشک» نوشته «جک ال. هامی» است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. داستان از ۷ مه ۱۹۴۵، آخرین روز جنگ، با دستگیری «هرمان گورینگ» آغاز می‌شود. مخاطب از همان ابتدا همراه «هرمان»، دومین پیشوای نازی و دست راست هیتلر، می‌شود و روانپزشکی به نام «داگلاس کلی» ، با نقش‌آفرینی «رامی مالک»، باید او را در زندان نورمبرگ مورد بررسی روانی قرار دهد.

«کلی» به سرعت شیفته «هرمان» می‌شود، چرا که او باور دارد از محاکمه جان سالم به در خواهد برد. همین اعتماد به نفس هرمان، روانپزشک را هم مجذوب و هم مشکوک می‌کند. از این رو، «کلی» تصمیم می‌گیرد کتابی درباره «هرمان گورینگ» بنویسد و ریشه‌های روانشناختی مردانی را بررسی کند که فریب هیتلر را خورده‌اند. اما به تدریج، هنگامی که دادگاه‌ها آغاز می‌شوند، این «کلی» است که فریب «گورینگ» را می‌خورد و در اینجا مرز میان اخلاق شخصی و جستجوی حقیقت در ذهنش پاره می‌شود.

در نهایت، «هرمان گورینگ» با سؤال‌های پی‌درپی که نشان می‌دهد از پیشوای خود فرمان می‌برده، شکست داده می‌شود. مردی که در دادگاه بارها ادعا کرده بود تنها نام اردوگاه‌های اجباری و قتل‌عام یهودیان را شنیده، حالا توسط همان پیشوایی که فرمانش را اجرا کرده، مغلوب می‌شود. در اینجا نظریه مسئولیت فردی در سیستم‌های شرور به وضوح دیده می‌شود: آیا سیستم مجرم است یا افراد؟ انتخاب‌های کوچک افراد، جنایت‌های بزرگ می‌سازند، و این درست نقطه مقابل جمله معروف است: «اگر من نمی‌کردم، دیگری می‌کرد.»

فیلم «نورمبرگ» بیش از هر چیز یک اثر کلاسیک و پرزرق‌وبرق است که می‌خواهد در جشنواره‌ها خودنمایی کند، اما بسیاری از پرسش‌های «هرمان» بدون پاسخ باقی می‌ماند. زمانی که او به «داگلاس کلی» می‌گوید: «آمریکا هم با آلمان‌ها فرقی نمی‌کند. گلوله و بمب آمریکا مردم را نمی‌کشند؟ شما ۱۵۰ هزار ژاپنی را با یک دکمه بخار کردید و حالا می‌خواهید مرا به خاطر جنایت‌های جنگی محاکمه کنید، چون ما باخته‌ایم و شما برده‌اید؟ اگر غیر از این بود، روایت طور دیگری رقم می‌خورد.»

با وجود تلاش فیلم برای ارائه یک روایت کلاسیک از نخستین دادگاه‌های بین‌المللی، در پایان کمی ناکام می‌ماند. «نورمبرگ» نشان می‌دهد جنایات جنگی محدود به گذشته نبوده و نخواهد بود. هرچند هالیوود نمی‌خواهد به دوران معاصر اشاره کند، اما هنگام پیگیری لحن فیلم درمی‌یابیم که بیش از آنکه درباره نازی‌ها و قتل عام یهودیان باشد، به شرایط امروز اسرائیل و نسل‌کشی شباهت دارد.

اوج فیلم در سکانس پایانی رقم می‌خورد، زمانی که «کلی»پس از بازگشت به آمریکا در یک برنامه رادیویی هشدار می‌دهد: «نازیسم با ترکیب نفرت، ترس و قدرت پیش رفت و ردپای همین ترکیب را می‌توان حتی در آمریکا دید، این بار بدون چکمه و یونیفورم.» این درام تاریخی و روانشناسانه، تلخ و متفاوت، تلنگری به مناسبات امروزی کشورهاست.

یکی از نقاط قوت فیلم، بازی «راسل کرو» است. او به شدت هوشمندانه و قوی ظاهر شده و باعث می‌شود نقش «رامی مالک» در سایه بازی کرو کمی ضعیف و شکننده به نظر برسد.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ ۱۰:۳۳
شماره خبر : 104286
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104286
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.