در گفت وگو با امیرحسین ترابی :
نشانهگذاری قاتلها، فلسفه و قواعد خاص خود را دارد
با امیرحسین ترابی درباره سریال «بِرِتا» و از علاقهاش به ژانر جنایی و پلیسی صحبت کردهایم.
فرزانه متین– این روزها از پلتفرم فیلمنت، سریال «بِرِتا؛ داستان یک اسلحه» به کارگردانی امیرحسین ترابی و تهیهکنندگی کامران حجازی در حال پخش است و تاکنون سه قسمت آن منتشر شده است. ترابی پیشتر در سال ۱۴۰۱ سریال «خون سرد» را در ژانر جنایی و پلیسی برای نمایش خانگی ساخته بود که با استقبال قابل توجه مخاطبان مواجه شد.
با امیرحسین ترابی درباره سریال «بِرِتا» و از علاقهاش به ژانر جنایی و پلیسی صحبت کردهایم. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
🔺شما برای نمایش خانگی، دو سریال «خون سرد» (۱۴۰۱) و سریال «بِرِتا؛داستان یک اسلحه» (۱۴۰۴) را در حوزه جنایی و پلیسی ساختهاید، آیا انتخاب ایننوع ژانر از علاقمندیهایتان بوده یا این که خلاء آن را در حوزه تصویر حس میکردید؟
صادقانه بخواهم پاسختان را بدهم باید بگویم، فضای جنایی از دوران کودکی از علاقمندیهای من بوده است. خاطرم هست که روزنامه کیهان، پاورقی در مورد قصههای جنایی داشت مانند داستان جفری دامر (قاتل زنجیرهای امریکایی ) که من همهی آنها را دنبال میکردم یا اینکه رو به روی دانشگاه، رمانهای جنایی بازپرس یاوری(ایشان بازنشسته شدند و هماکنون کار وکالت میکنند) و مرحوم بازپرس محقق را میخریدم. همچنین آن دوران، مجلهی خانواده، پروندههای مربوط به قتل وجنایت را به نگارش در میآوردند و در قسمت آخر از مخاطبان میخواستند که قاتل را پیش بینی کنند، من هم نامه میدادم و قاتل را پیش بینی را میکردم که چند بار هم جایزه گرفتم. خاطرم هست از بازپرس محقق میخواستم که سر صحنهی جرم بروم یا اینکه سریال «مزد ترس » که در تلویزیونپخش میشد را خیلی دوست داشتم. وقتی وارد حوزه سینما شدم، فقدان این ژانر را حس کردم. بنابراین دو سریال «خون سرد» و «بِرِتا» را به عنوان نئو نوآر ایرانی خلق کردم و تعلق خاطرم را به این ژانر نشان دادم. در مورد فیلم سینماییام، «هزارتو» هم رگههایی از این ژانر در آن دیده میشد البته بیشتر معمایی بود.
🔺در مورد سریال «خون سرد» گفته میشود که بیشتر اقتباس از سریال «دکستر» تولید آمریکا بوده و یا حتی به سریال شما، دکستر ایرانی میگویند، آیا شما از سریال «دکستر» الهام گرفته بودید؟
فکر می کنم من و به همراه تیم نویسندگیام ،«محمد مهدی عزیز محمدی» و «علیرضا عطاالله تبریزی» این ژانر را در ایران در حوزهی نمایش خانگی خلق کردیم که بعدها در سریالهای دیگر، دیده شد. اما «خون سرد» الهام گرفته از «دکستر» نبود. وقتی که بخواهید خط مستقیم ژانر جنایی را رعایت کنید، مسلما رعایت اصول و قواعد آن باعث میشود که سریالهای جنایی به یکدیگر شباهت پیدا کنند. قاتلان سریالی بر اساس شواهد،مدارک، اسناد و … شاخصههای مشترکی دارند. همگی آنها تروماهای کودکی را پشت سر کذاشتهاند یا در بزرگسالی، انزوای شخصی دارند، خانواده دارند، در ظاهر انسانهای آرامی هستند اما افراد مشخصی شدهای را برای قتل انتخاب میکنند. دارای آیین هستند و مخفیگاه دارند که آیینهایشان را در آن جا اِعمال میکنند. آنها نشانههایی برای پلیس میگذارند که بگویند من انسان به اصطلاح خفنی هستم. همیشه پلیس عقب تر از آن هاست اما با توجه به نشانهگذاریها به تدریج پلیس و قاتل هم قدم میشوند و سپس پلیس جلوتر از قاتل پیش میرود. وقتی تمامی این قواعد را رعایت کنیم ناگهان سریال شبیه یک سریال دیگر میشود، شما اگر سریال «دکستر»، «هانیبال » و … دیده باشید، متوجه میشوید که هر کدام قاتلهای سریالی دارند که در وجوهی شبیه به هم هستند اما مجموعههایی مستقل به شمار میروند. موردی که آنها را از یکدیگر متفاوت میکند، نگاه کارگردان و زاویه دید برای ورود به روایت قصه است.
🔺خب برویم به سراغ سریال بِرِتا، ایده این اسلحه و داستان از کجا سرچشمه گرفته است؟
سریال بِرِتا، سکانس افتتاحیه ای دارد که قاتل وارد خانه میشود در ابتدا در یک ظرف آش، قرص خواب آور میریزد، سپس اعضای خانه را با نشت گاز خفه میکند و پدر خانواده را با اسلحه میکشد، این صحنه به صورت دکمهای همیشه در جیب کتام همراهم بود تا اینکه با آقای «تبریزی»و «عزیزمحمدی» کلی گفت و گو کردیم تا جایی که یک و سال ونیم زمان برد تا به ایده بِرِتا برسیم. مقالههای بسیاری را مطالعه کردم، همچنین با دو سرهنگ آگاهی آشنا بودم، پروندهها را میخواندم، زیر و رو میکردم تا این که قصه شکل گرفت. در مورد ایدهی نام اسلحه بِرِتا، باید گفت در دوران نوجوانیام در یکی از فیلم های جیمزباند با نقش آفرینی «شان کانری»، زن داستان، اسلحه ای از نوع بِرِتا را در لباسش مخفی کرده بود و برای من این موضوع جالب بود. اسلحه بِرِتا فقط اسم نیست، کارکرد دارد و به عنوان یک شخصیت به آن در سریال دیده میشود. از این رو سریال، داستان اسلحهای را به نام بِرِتا تعریف میکند.
🔺قسمت اول سریال،شروع بسیار خوبی داشت و به نظر میآید در جذب مخاطب، خوب عمل کرد؟
بله- پایلوت در روند شروع سریال برای بیننده تاثیرگذار است و ما به این نکته آگاه و عالم بودیم. در برخی از سریالها متاسفانه، پایلوت چندان جذاب نیست فقط در انتهای قسمت اول یک بخش تعلیق میگذارند که مخاطب را برای تماشای قسمت بعدی نگهدارند اما ما در پایلوت میخی را کوبیدیم که سریال هیجان انگیز و پر انرژی باشد و تماشاگر از ابتدا با حس تعلیق درگیر شود.
🔺پیش از آغاز سریال بِرِتا، در خبرها از آن به عنوان اسپین آف و یا فصل دوم «خون سرد» نام میبردند؟
همانطور که دیدهاید، «بِرِتا» نه اسپین آفی برای «خون سرد» و نه فصل دوم «خون سرد» است. حتی اسم کاراکتر «شهرام حقیقت دوست »، در هر دو فصل با یکدیگر متفاوت است .
🔺شما در هر دو سریالتان با «شهرام حقیقت دوست»همکاری داشتید، علت انتخاب ایشان در بِرِتا چه بوده است؟
«شهرام حقیقت دوست» علاوه بر بازیگریاش که از نظر فنی بسیار توانمند است از منظر اخلاقی فردی جذاب و دلنشین به شمار میرود از این رو تصمیم گرفتم نقش اصلی را به او در قالب شخصیت «سرگرد امجد» بدهم. من قصه ۴۰ صفحهای را برای ایشان فرستادم که برایشان جذاب بود و نقش را پذیرفتند. «شهرام حقیقت دوست» مانند یک الماسی درخشان در دل کوه است.
🔺این که در دست هر جنازهای در سریال ما با یک سری فیگور حیوان گاو، گرگ و …روبه رو هستیم، به چه مطلبی اشاره میشود؟
این از اصول و قواعد نشانه گذاری قاتلهاست که هر کدام به طور متفاوت یک نشانهای از خود بر جای میگذارند مانند یادداشت، نامه و…این حرکت، فلسفهی اصلی تبدیل شدن به قاتل سریالی است.
🔺یکی از نقدهایی که به فیلم میشود، این است که سرگرد امجد در نقش یک پلیس کلیشهای فرو رفته است، در این مورد چه نظری دارید؟
زمانی که شما از یک ژانر تبعیت و رعایت میکنید باید قوانین آن را رعایت کنید مخصوصا که ژانر پلیسی باشد. ما در سریالهای خارجی، پلیس دیوانه، الکلی و حتی معتاد هممیبینیم اما با توجه به نظارتهایی که وجود دارد نمیتوانیم پلیسهایی را که با این نوع ویرانیها درگیر هستند را نشان دهیم. شما در سریال True Detective مشاهده میکنید که کارآگاه در آن جا میگوید: «من به دنبال هیولای بیرونی هستم تا با دنبال کردن قاتل، هیولای درون خودم را کشف کنم.». ما در این سریال نمیتوانیم پلیس این تیپی نشان دهیم ، محکوم هستیم که پلیس کلیشه ای را به تصویر بکشانیم و از ضوابط نظارتی خارج نشویم.
🔺بازخورد مخاطبان سریال در اینچند قسمتی که پخش شده، تا به حال چگونه بوده است؟
طبق آمارها، بینندگان سریال را دوست داشتند چرا که یک سریال پلیسی و جنایی با سریالهای ملودرام و کمدی متفاوت است. شما وقتی سریالهایی در این نوع ژانرها را مشاهده میکنید، ممکن است همزمان مشغول به کارهای دیگر هم بشوید اما در ژانر پلیسی و جنایی، شما یک بیننده خاص هستید که از دست دادن یک پلان و یا حتی اینسرت باعث میشود از داستان دور شوید و گرههای معما را از دست دهید. با توجه به کامنتهایی که از پیجهای سینمایی در فضای مجازی دیده میشود، مخاطبان تا این مرحله از سریال رضایت داشتند و بالای ۹۰ درصد از ریتم تند و هیجان سریال خوششان آمده است.




