a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

«محکوم» و پیدایش نئو نوآرِ ایرانی

سیامک مردانه که تجربهٔ نخستین کارگردانی مستقل خود را با این اثر رقم می‌زند با اعتماد به نفسی شگفت‌انگیز، زبان بصری را با دقتی سینمایی به کار می‌گیرد.

محمد تقی زاده-در فضایی که سریال‌های نمایش خانگی ایران همچنان بیشتر در مسیر درام‌های خانوادگی(از یاد رفته)، ملودرام‌های احساسی(شغال) یا کمدی‌های سطحی(اجل معلق) حرکت می‌کنند، حضور «محکوم» ساختهٔ سیامک مردانه مانند یک نفس تاریک و مهیب در میان هوای آرام روزمره است.

این سریال نه‌تنها به دلیل روایت جنایی‌اش، بلکه به خاطر جرئت در ورود به قلمروی تابوی سیستم قضایی و انسان‌های درون آن، می‌تواند نقطهٔ عطفی در تاریخ نمایش خانگی محسوب شود. اما فراتر از موضوعاتش، «محکوم» به‌عنوان یک اثر، نخستین تلاش ملموس برای شکل‌گیری یک نوآرِ ایرانی است تلاشی که نه‌تنها نگاهی به دنیای فاسد و ابهام‌آلود جنایت می‌اندازد، بلکه زیر ذره‌بین، روانی را هم که در سایهٔ عشق، مادری، گناه و انتقام نفس می‌کشد، می‌گذارد.

فضای نوآر در کوچه‌های تهران

از نخستین قاب‌ها، «محکوم» با زبان تصویر خود سخن می‌گوید. فضای بصری آن با رنگ‌های خاکستری، نورهای خاموش، هوای ابری و بارانی، و فضاهای بستهٔ خانه و ادارهٔ پلیس نه صرفاً برای زیبایی‌شناسی، بلکه به‌عنوان بازتابی از درونِ شخصیت‌ها طراحی شده است. این سبک بصری، وام‌گرفته از سینمای نوآر کلاسیک، در سینمای ایران بی‌سابقه نیست، اما به این سطح از هماهنگی با محتوای روان‌شناختی و روایت جنایی، کمتر دیده شده است.

سیامک مردانه که تجربهٔ نخستین کارگردانی مستقل خود را با این اثر رقم می‌زند با اعتماد به نفسی شگفت‌انگیز، این زبان بصری را با دقتی سینمایی به کار می‌گیرد؛ گویی هر سایه، هر باران، و هر نگاه خیره‌شده، گره‌ای از رازهای پنهان داستان است.

شخصیت‌هایی در لبهٔ سایه

نوآر، سینمای قهرمانان سیاه است این‌بار نه با کلاه فدورا و سیگار دست‌چپ، بلکه با لباس رسمی قضاوت و چهره‌ای از خستگی مادری. نسرین، کاراکتر ایفای نقش شده توسط یکی از مشهورترین بازیگران زن سینمای ایران، قاضی‌ای است که همزمان مادرِ پسری متهم به قتل است.

این دوگانگی، نه به شکل ساده‌انگارانه‌ای از «درگیری اخلاقی»، بلکه با پیچیدگی‌هایی روان‌شناختی و اجتماعی به تصویر کشیده می‌شود. آیا او از موقعیت قدرت خود سوءاستفاده می‌کند؟ آیا عشق مادری، او را از خطِ عدالت خارج کرده؟ این سؤالات، بازتابِ همان ابهام اخلاقی است که در نوآر جوهرهٔ شخصیت‌پردازی را تشکیل می‌دهد.

در سوی دیگر، خسرو با بازیِ کوروش تهامی، تراپیستی است که خود به‌شدت نیاز به تراپی دارد. مرگ دخترش، بازگشت همسر سابقش، و رابطهٔ پیچیده‌اش با نسرین، او را به مرز دیوانگی سوق می‌دهد. این شخصیت، نه قهرمان است و نه شرور بلکه فردی است که در برابر نیروهایی فراتر از کنترلش، در حال غرق شدن است. او نمادی از آن افرادی است که در دنیای نوآر، تنها در برابر سایه‌های خود قرار می‌گیرند.

جنایتی که داستان را تغییر می‌دهد

اگر نوآر با یک جرم آغاز می‌شود، «محکوم» نیز با مرگ تابان دختر خسرو در قسمت دوم، از فضای ملودرام خانوادگی خارج می‌شود و وارد دنیایی از شک، سکوت و کینه می‌گردد. این جنایت، نه تنها واقعه‌ای روایی، بلکه کاتالیزوری است که تمام روابط را به هم می‌ریزد و پرسش‌هایی دربارهٔ عدالت، اعتماد و هویت مطرح می‌کند.

در اینجا، جست‌وجوی حقیقت نه توسط یک کارآگاه کلاسیک، بلکه توسط والدین، عاشقان و حتی یک قاضی در قالب تعلیق سینمایی  به مخاطب منتقل می‌شود. و این تعلیق، دقیقاً همان حسی است که نوآر مدرن را از ملودرام متمایز می‌کند.

ورود به قلمروی ممنوع: دستگاه قضا

شاید جسارت‌ترین حرکت «محکوم»، نگاهش به سیستم قضایی باشد. در سینمای ایران، دستگاه قضا معمولاً چیزی فراتر از خط قرمز است یا به عنوان نمادی از عدالت مطلق، یا به کلی نادیده گرفته می‌شود. اما در اینجا، نسرین نه‌تنها قاضی است، بلکه درگیر همان سیستمی می‌شود که باید از آن فاصله بگیرد. این موضوع، نه به صورت انتقاد مستقیم، بلکه از طریق درگیری‌های درونی و سکوت‌های معنادار، به مخاطب منتقل می‌شود.

این نوع نقدِ ظریف و غیرمستقیم، ممکن است تنها راه ممکن برای صحبت از فساد در فضای رسانه‌ای ایران باشد—اما همین ظرافت است که «محکوم» را به اثری سیاسی‌تر از ظاهرش تبدیل می‌کند.

جایگاه «محکوم» در نمایش خانگی ایران

محکوم کامل نیست. گاهی گفت‌وگوها مصنوعی می‌شوند، پیش‌فرض‌های روایی گاه از باورپذیری کم می‌آورند، و گسترهٔ شخصیت‌پردازی در برخی نقاط تنگ می‌شود. اما این نقص‌ها، اهمیتِ آنچه این سریال سعی دارد بگوید را کم نمی‌کنند.

محکوم، نوآرِ کلاسیک هالیوود نیست و نباید هم باشد. این اثر، نوآری ایرانی است: یک نوآری که در آن جنایت، نه با سلاح، بلکه با سکوت رخ می‌دهد؛ قهرمان، نه کارآگاهی سرسخت، بلکه مادری دردکش است؛ و تاریکی، نه در کوچه‌های نیویورک، بلکه در چشمان قاضی‌ای که نمی‌داند باید به قانون باور کند یا به عشق.

«محکوم» نشان می‌دهد که این سبک فقط به سایه‌ها و سیگار نیست بلکه به انسان‌ها، شک‌هایشان و سایه‌های درونی‌شان وابسته است. و این، شاید جسارت‌ترین و زیباترین نوع نوآر باشد.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ ۱۱:۲۰
شماره خبر : 102656
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=102656
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.