تکرار فرمول شکستخوردهی تریلرهای نتفلیکس؛
«زنی در کابین شماره ۱۰» تکرار فرمول شکست خورده تریلر های نتفلیکس
چه در نسخهی مکتوب و چه در اقتباس سینمایی، داستان فاقد عمق و پیچیدگی لازم برای یک تریلر نفسگیر است.
فرزانه متین– از ابتدا، ژانرهایی چون تریلر–معمایی و جنایی همواره طرفداران پروپاقرص خود را داشتهاند و فیلمسازان نیز همواره درصدد بودهاند آثارشان را در این گونهها بسازند. با این حال، بسیاری از این فیلمها بهرغم تلاش سازندگان، در زمرهی آثار پرفروش و مخاطبپسند قرار نمیگیرند و دلیل عمدهی آن، تکرار سوژه و نبود خلاقیت در روایت است؛ از همین رو، شکست در گیشه و میان مخاطبان اجتنابناپذیر میشود. فیلم جدید «زنی در کابین شماره ۱۰» (The Woman in Cabin 10) محصول ۲۰۲۵ آمریکا و ساختهی نتفلیکس نیز از این قاعده مستثنی نیست.
ماجرای فیلم دربارهی لو بلکلاک با بازی «کایرا نایتلی» است؛ ژورنالیستی که برای پشت سر گذاشتن یک واقعهی تروماتیک، تصمیم میگیرد گزارشی دربارهی یک خیریهی مرتبط با بیماران سرطانی تهیه کند. او در همین راستا آخر هفته به یک کشتی تفریحی مجلل دعوت میشود. لو بهطور اتفاقی متوجه میشود شخصی از کابین همسایهاش، یعنی کابین شماره ۱۰، به دریا افتاده یا عمداً به پایین پرتاب شده است. اما خدمه و برگزارکنندگان ثروتمند مراسم اطمینان میدهند که هیچکس در آن کابین ساکن نبوده است. لو که نمیتواند این گفتهها را بپذیرد، تصمیم میگیرد خود شخصاً حقیقت را کشف کند.
فیلم اقتباسی است از رمان پرفروش «روث وار» که زمانی در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار داشت. با این حال، چه در نسخهی مکتوب و چه در اقتباس سینمایی، داستان فاقد عمق و پیچیدگی لازم برای یک تریلر نفسگیر است. «سایمون استون» در مقام کارگردان نتوانسته لایههای معمایی و روانشناختی اثر را بهخوبی به تصویر بکشد. فیلم تلاش دارد حس ترس، اضطراب و تنش را به مخاطب منتقل کند، اما در این زمینه ناکام میماند. ریتم تند و شتابزدهی روایت، فرصت اندیشیدن را از تماشاگر میگیرد و مجالی برای شکلگیری تعلیق باقی نمیگذارد.
به نمایش درآمدن فضای لوکس کشتی، افراد مرفه و اینفلوئنسرهای بیهدف، نه تنها جذابیتی ندارد بلکه به کلیشههای مرسوم سینمای معمایی دامن میزند. روایت تکراری و سطحی، مرزبندی میان خیر و شر را بهصورت تصنعی و قابل پیشبینی ترسیم میکند. در کارگردانی هیچ نوآوری یا خلاقیت بصری دیده نمیشود و فیلم بیشتر شبیه تلاشی سطحی برای ساخت یک تریلر «آبکی» است تا اثری تأثیرگذار.
«کایرا نایتلی» نیز در نقش لو، بازی قابلقبولی ارائه نمیدهد و شخصیتش نه عمق دارد و نه تحول درونی. او حتی در حد یک تیپ کلیشهای هم ظاهر نمیشود. حاصل کار، فیلمی است که نه از نظر فنی قابل دفاع است و نه از نظر دراماتیک در یاد میماند؛ اثری که تماشاگر پس از پایانش، چیزی برای به خاطر سپردن ندارد.
از سوی دیگر، طراحی صحنه و فیلمبرداری نیز کمکی به نجات فیلم نمیکنند. استفادهی بیش از حد از نورهای سرد و زوایای بسته، قرار بوده احساس خفگی و تعلیق ایجاد کند، اما تنها باعث خستگی بصری مخاطب میشود. موسیقی متن هم که میتوانست نقطهی قوت فیلم باشد، با تکرار تمهای بیهیجان، از القای حس دلهره بازمیماند. به نظر میرسد سازندگان بیش از حد به شهرت رمان و بازیگر اصلی تکیه کردهاند و از پرداخت درست به فیلمنامه غافل ماندهاند. «زنی در کابین شماره ۱۰» در نهایت نمونهای است از فیلمهایی که میخواهند ژانر معمایی را زنده نگه دارند، اما در فقدان خلاقیت، تنها به تکرار گذشته بسنده میکنند.
انتهای پیام/


