a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

امید فاخر:

خوانش رسانه‌ای از حضور آنا دِ آرماس در مسجد شیخ زاید

امید فاخر- بازدید آنا دِ آرماس، بازیگر مطرح هالیوود، از مسجد شیخ زاید در ابوظبی و انتخاب عبای مشکی و شال به‌عنوان پوشش، در ظاهر یک خبر ساده فرهنگی است؛ اما واکنش گسترده کاربران در فضای مجازی نشان می‌دهد که این رویداد فراتر از یک انتخاب شخصی یا احترام فردی به عرف محلی خوانده شده است. این اتفاق، در بستر رسانه‌ای امروز، به نقطه تلاقی سه امر مهم بدل می‌شود؛ سیاست فرهنگی دولت‌های عربی، منطق سلبریتی‌محور سرمایه‌داری فرهنگی، و حساسیت افکار عمومی نسبت به احترام و نمایش احترام.

 

مسجد شیخ زاید

نخست، باید به راهبرد کلان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات، توجه کرد. آنچه در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم، نوعی بازآرایی هویتی است؛ ترکیبی از سنت، دین، مدرنیته و مصرف‌گرایی جهانی. استفاده هدفمند از سلبریتی‌های جهانی—از فوتبالیست‌ها و بازیگران تا دانشمندان و هنرمندان—بخشی از پروژه برندسازی ملی است. حضور آنا دِ آرماس در مسجد شیخ زاید، صرفاً یک بازدید توریستی نیست؛ این تصویر، به‌سرعت به محتوای رسانه‌ای قابل گردش تبدیل می‌شود که پیامی دوگانه را مخابره می‌کند: «ما اسلامی هستیم» و «ما جهانی و مدرن هستیم». این همان مهندسی تصویر است؛ جایی که فرهنگ بومی نه به‌عنوان امری زیسته، بلکه به‌عنوان ویترین نمایش داده می‌شود.

در این چارچوب، فرهنگ عربی به‌نوعی در حال زیرورو شدن است؛ نه به معنای نابودی، بلکه به معنای بازتعریف در منطق سرمایه و رسانه. مسجد، که باید محل معنویت باشد، به لوکیشن نمادین برای تولید تصویر بدل می‌شود؛ تصویری که با حضور یک سلبریتی جهانی، ارزش خبری و اقتصادی می‌یابد. اینجا دین، فرهنگ و معماری، همگی در خدمت گردش تصویر قرار می‌گیرند.

دوم، خود سلبریتی‌ها نیز در این معادله بی‌سود نیستند. سلبریتی، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ او یک برند سیار است. هر حضور، هر عکس و هر ژست، بخشی از چرخه ارزش‌افزایی برند شخصی اوست. آنا دِ آرماس با انتخاب پوششی متناسب با عرف اسلامی، نه‌تنها از بروز حاشیه منفی جلوگیری می‌کند، بلکه سرمایه نمادین تازه‌ای می‌اندوزد؛ تصویر بازیگری که به فرهنگ‌ها احترام می‌گذارد. این احترام، در منطق رسانه‌ای، خود تبدیل به محتوا و سرمایه می‌شود؛ سرمایه‌ای که مستقیم به جیب نمی‌رود، اما در بلندمدت به افزایش محبوبیت، قراردادها و مقبولیت جهانی می‌انجامد. در واقع، بخشی از درآمدهای کلان نفتی این کشورها، از مسیر همین مناسبات نرم و نمادین، به گردش می‌افتد و سلبریتی‌ها نیز سهم خود را—ولو غیرمستقیم—برمی‌دارند.

سوم، واکنش مثبت بخشی از افکار عمومی به احترام آنا به فرهنگ محلی قابل تأمل است. این تحسین، نشان‌دهنده عطش عمومی برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن فرهنگی است. در جهانی که اغلب فرهنگ‌های غیرغربی یا نادیده گرفته می‌شوند یا تحقیر، دیدن یک چهره غربی که قواعد محلی را رعایت می‌کند، به‌سرعت به نشانه‌ای از احترام و حتی پیروزی نمادین تبدیل می‌شود. اما یک مسئله؛ آیا این احترام، عمیق و متقابل است یا صرفاً یک ژست هوشمندانه رسانه‌ای؟

رسانه‌ها معمولاً در این نقطه توقف می‌کنند و از طرح پرسش‌های انتقادی پرهیز دارند. کمتر پرسیده می‌شود که چرا احترام به فرهنگ، فقط در سطح پوشش و تصویر باقی می‌ماند و به سطوح عمیق‌تر—مانند حقوق انسانی، آزادی بیان یا عدالت اجتماعی—تعمیم داده نمی‌شود. احترام نمادین، اگر به نقد ساختارها نرسد، به‌راحتی در خدمت بزک‌کردن قدرت قرار می‌گیرد.

ما با یک صحنه کلاسیک از جهان معاصر روبه‌رو هستیم؛ دولت‌ها از سلبریتی‌ها برای مشروعیت و جذابیت استفاده می‌کنند، سلبریتی‌ها از فضاهای فرهنگی برای تقویت برند خود بهره می‌برند و افکار عمومی میان تحسین و ساده‌سازی گرفتار می‌شود. بازدید آنا دِ آرماس از مسجد شیخ زاید، اگرچه در ظاهر محترمانه و بی‌حاشیه است، اما در عمق، نمونه‌ای روشن از پیوند دین، فرهنگ، سرمایه و رسانه در عصر سلبریتی‌هاست؛ پیوندی که بدون نگاه انتقادی، تنها به مصرف تصویر ختم می‌شود، نه فهم فرهنگ.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۰۹ ۱۰:۳۰
شماره خبر : 104073
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104073
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.