a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
مهبد جهان نوش

گفت‌و‌گو‌ با مهبد جهان‌نوش:

بازی در فیلم «بچه مردم» نقطه عطفی در زندگی‌ام است

نقش اصلی فیلم بچه مردم گفت: زندگی من به قبل و بعد از «بچه مردم» تقسیم شد.

فرزانه متین- یکی از فیلم‌هایی که این روزها در سینماهای ایران در حال اکران است، فیلم «بچه مردم» به کارگردانی محمود کریمی و تهیه کنندگی سید علی احمدی در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر بسیار خوش درخشید و در ۱۴ رشته کاندید دریافت سیمرغ شد که سیمرغ بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی اول و‌ بهترین تدوین را از آن خود کرد.

داستان فیلم درباره‌‌ی کودکی به نام ابوالفضل است که مادرش او را گم کرده و مخاطب همراه با او اتفاقات و جریان پیچیده‌ی زندگی‌اش را دنبال می‌کند. در واقع این اثر، هویت و سرنوشت را به هم گره زده است.

مهبد جهان نوش یکی از جوانان خوش آتیه کشورمان در شخصیت ابوالفضل، نقش اصلی فیلم را بر عهده داشته است. جنس بازی وی به گونه‌ای‌ست که مخاطبان توانستند با نقش ابوالفضل ارتباط برقرار کنند. جهان نوش همچنین نامزد دریافت سیمرغ برای نقش اول مرد در جشنواره شده بود. او امسال تبدیل به یکی از بازیگران جوان پر کار شده است.

با «مهبد جهان نوش» در زمینه‌ی ورود به عرصه‌ی بازیگری و چالش‌هایی که با نقش‌اش در فیلم «بچه مردم» داشت، گفت‌وگو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید:
لطفا توضیح کوتاهی در مورد دوران تحصیل در مقطع هنرستان بدهید و این که چه اتفاقی افتاد که به سمت هنر و بازیگری علاقمند شدید؟

در مقطع راهنمایی برای تئاتر مدرسه، تست بازیگری دادم و نقش را توانستم از آن ِخود کنم. سپس در مسابقات استانی تهران شرکت کردم و رتبه اول بازیگری را کسب کردم. یکی از دوستان نزدیک‌ام که تئاتر بازی می‌کرد به من پیشنهاد شرکت در کلاس بازیگری داد. طی سرچ‌هایی که کردم کلاس بازیگری کودک و نوجوان آموزشگاه پانیذ را پیدا و ثبت نام کردم. حدود دو سال در آن جا دوره گذراندم، طی یک سال اول به من پیشنهاد بازی در یک تئاتر به کارگردانی رضا ثروتی دادند، در تست قبول شدم و این نخستین کار حرفه‌ای‌ام شد.

این نمایش در تالار وحدت با هنرمندان چهره از جمله زنده یاد آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان، پانته‌آ بهرام، طناز طباطبایی و خیلی دیگر از بازیگران حرفه‌ای سینما و تئاتر اجرا شد.

بعد از آن با نمایش اسلو همبازی هوتن شکیبا در سالن سمندریان شدم همچنین در کاری از سعید زارعی اجرا داشتم. همزمان فیلم کوتاه هم کار می‌کردم. این گونه بود که در مسیر بازیگری افتادم و برایم جدی شد تا این که برای هنرستان هم همین رشته را ادامه دادم.

نمی‌خواستم در کنار یک رشته‌ی تحصیلی دیگر بازیگری را ادامه بدهم. در هنرستان هنرهای زیبا که بهترین هنرستان ایران مخصوص پسران است مشغول به تحصیل شدم. سال اول که به کرونا خورد و کلاس‌ها آنلاین برگزار شد. این هنرستان اساتید بسیار مجربی از جمله حمید پور آذری، علی شمس و حسین کیانی داشت. در سال آخر، وارد گروه آقای پورآذری به نام «پاپتی‌ها» شدم.

در حال حاضر در رشته ادبیات نمایشی در دانشگاه مشغول به تحصیل هستم اما با این که دانشجو هستم هیچ جا برای من مانند هنرستان نمی‌شود چرا که واقعا دروس آکادمیک تدریس می‌شد و پیشنهادم به کسانی که بازیگری را دوست دارند چه در تهران و چه در شهرستان تحصیل در هنرستان هنرهای زیباست چرا که گزینه‌ی فوق العاده‌ای است که امتحان نکردنش، ضربه می‌زند.

شما تجربه کار در فیلم کوتاه هم داشتید ؟
بله، فیلم کوتاه کار کرده‌ام.

نخستین فیلمم به نام «کفش‌هایش» از آرش انیسی برای حدود سال ۹۶، ۹۷ بود. کمیته امداد آن زمان سفارش چند فیلم‌ کوتاه داده بود که از تلویزیون پخش شود. بعد از آن فیلم «قرعه» را با «محسن جسور» و سپس فیلمی دیگر با عنوان «۱/۲۰،۱/۲۰۰ » را با «سعید زارعی» کار کردم که چندین جایزه برد. در فیلم «تدلیس» هم بازی کردم.

در کل در کارنامه‌ام فیلم کوتاه زیاد دارم البته در هنرستان هم فیلم‌کوتاه بازی کرده بودم.

گویا شما تصمیم‌تان را گرفته بودید از بازیگری کنار بکشید اما ناگهان در نقش اول فیلم محبوب «بچه مردم» بازی کردید و درخشیدید، دلیل این که تصمیمتان عوض شد، چه بود؟

من حدود شش هفت سال کار می‌کردم اما هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. دو تا تئاتر خوب کار کردم که کرونا شد و همه چیز تعطیل شد. در حال اجرای تئاتر کوری بودم که با تظاهرات ۱۴۰۱ مصادف و کار تعطیل شد. در دفاتر سینمایی تست می‌دادم، حتی برای فیلم «پسران گریه نمی‌کنند» خانم پوران درخشنده در تست قبول شدم و متاسفانه بنا به دلایلی که همه می‌دانند ساخت فیلم میسر نشد. به خیلی از دفتر‌های سینمایی می‌رفتم یا چهره‌ام متناسب با نقش نبود، یا پروژه می‌خوابید و … ناامید شده بودم. این‌که چرا من که این رشته را خوانده‌ام هنوز هیچ اتفاقی برایم نمی افتد، همزمان در کافه هم کار می‌کردم‌ چرا که تلاش‌هایم بر این بود مستقل از خانواده درآمد داشته باشم.

طی سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ تصمیم داشتم به فرانسه مهاجرت کنم‌ و در حال یادگیری زبان فرانسه بودم و تا ۵،۶ ماه بعد قرار بر این بود که بروم. ناگهان یکی از دوستانم از ایتالیا برایم فراخوان «بچه مردم» را فرستاد. دقیقا یادم بود که در کافه بودم و با خودم‌می‌گفتم: بی‌خیال! من که این‌همه تلاش کردم و نشد. نمی‌دانم چه اتفاقی رخ داد که با خودم گفتم ‌تیر آخرم را هم امتحان کنم. از خودم و تجاربم باید فیلمی ارائه می‌دادم و آن را ارسال می‌کردم. بالافاصله برایم پیام آمد ساعت ۷ بعدازظهر در سرای دانش (سعادت آباد) باشم تا آقای صلاحی تست بگیرند.

با توجه به این‌که باید شیفت کاری‌ام عوض می‌شد با عجله با موتور خودم را رساندم و آقای صلاحی در حال بستن دفتر بودند و من با نفس زدن خودم را رساندم. تست دادم و در آنجا برای اولین بار بود که دیدم یک سری اتفاقات مثبت در حال رخ دادن است و با یک حال خوب بیرون آمدم.

ابتدا از سه هزار نفر تست گرفتند سپس گروه هزار نفر، صد نفر، پنجاه نفر و ده نفر شد. چهار نقش تاثیرگذار در سنین نوجوانی انتخاب شدند، نقش ابوالفضل به من رسید و این‌ گونه وارد پروسه‌ی فیلم «بچه مردم» شدم.

من پیش از «بچه مردم» یک فیلم هم با مرحوم کیومرث پور احمد همکاری داشتم به نام «پرونده باز است» و در جشنواره چهل و یکم به نمایش درآمد. متاسفانه فیلم آنطور که باید دیده می‌شد، نشد. این هم یکی از دلایلی بود بود که من را بیشتر ناامید کرده بود. به همین دلیل همه فکر می‌کنند فیلم «بچه مردم» کار اول من است در صورتی که قبل از آن در فیلم «غریب» آقای لطفی که به زندگی شهید بروجردی پرداخته شده بود، بازی کرده بودم اما وقتی به سینما رفتم بنا به یک سری دلایل همه‌ی سکانس‌هایم حذف شده بود.

فکر کنید با کلی ذوق می‌خواهید فیلم‌تان را در سینما ببینید که ناگهان متوجه می‌شوید هیچ سکانسی از شما نیست!

در مورد فیلم «بچه مردم» و چالش‌هایی که با نقش «ابوالفضل» داشتید، توضیح می‌دهید؟

فیلم «بچه مردم» به نظر من نقطه عطف زندگی‌ام بوده است. در واقع زندگی من به قبل و بعد از «بچه مردم» تقسیم شد. کار کردن با محمود کریمی تجربه‌ی لذت بخشی بود. اولین فیلم بلندشان محسوب می‌شد، البته ایشان کارهای مستند بسیاری انجام داده‌اند. پروژه هم لذت بخش بود و هم‌ سخت. فیلم سرشار از لحظات عجیب و غریب، حسی، کمدی و فانتزی است، در کل اثری سرحال است.

سکانس‌های فیلم‌بسیار زیاد بود. اولین چالشی که من با آن روبه رو شدم این بود که از سن ۱۵ سالگی تا ۲۳،۲۴ سالگی باید یک شخصیت را بازی می‌کردم. قطعا نوع نگاه و لحن کاراکتر را که بازی می‌کنی اهمیت بسیاری دارد.

در ۱۵ سالگی یک‌کاراکتری داشتم و در جوانی با حجمی از ریش کاراکتر دیگری می‌شد و این بسیار سخت بود. در واقع حضور علی صلاحی به عنوان بازیگردان و گروه خوب‌شان در این پروژه خیلی کمک حال بود و‌گرنه قطعا به این کیفیت از بازی نمی‌رسیدیم.

چالش دیگر این بود فیلم مربوط به دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ است ‌که ما این دهه را زندگی نکرده‌ایم و هیچ تجربه‌ای نداشتیم. در پیش‌تولید آقای صلاحی خیلی با ما تمرین‌کرد، عکس و فیلم نشان دادند و با توجه به نقش‌هایمان یک سری کتاب معرفی کردند که به من کتاب «دمیان» را پیشنهاد دادند که بخوانم و این دومین چالش بود.

کلا این نقش سرشار از چالش بود، خدا را شکر! که تجربه‌ی بسیار لذت بخشی برای من بود.

فکر نمی‌کنم این تجربه بازی در «بچه مردم» دوباره برایم تکرار شود. با این‌کست حرفه‌ای کار کردن مورد خاصی بود.

چالش بعدی موتور سواری بود که من اصلا موتور سواری نکرده بودم بنابراین آموزش دیدم. الان که این فیلم را می‌بینید یکی از سخت‌ترین سکانس‌‌ها مربوط به موتور سواری ام است. فراز و نشیب‌هایی که برای ابوالفضل به وجود می‌آید و باید آن را بازی می‌ کردم سخت بود چرا که می‌توانست این نقش از فیلم بیرون بزند و مخاطب نتواند با او ارتباط بگیرد.

قهرمان داستان، یک پرتره است که باید درست بازی کنی و سمپات باشی تا تماشاگر با آن ارتباط برقرار کند. آقای صلاحی و کریمی خیلی درست من را هدایت کردند و‌ این نقش به دل مردم نشست.

بازی با بازیگران پیشکسوت مانند رضا کیانیان، گوهر خیراندیش، حسن معجونی و…چگونه بود؟

من استرسی در هنگام بازی با این بزرگواران نداشتم. تجربه بازی با رضاکیانیان، گوهر خیراندیش، حسن معجونی، سیامک صفری و بهروز شعیبی و… تجربه‌ای خاص بود. پارتنر خوب بسیار تاثیر گذار است. سکانس‌هایی که بااین پیشکسوتان داشتم به نظرم بهتر از بقیه سکانس‌هاست. حسی که از آن‌ها می‌گرفتم عجیب بود. خانم خیر اندیش در حقم مادرانگی کرد و بسیار هنرمند خوش انرژی هستند و هوایم را داشتند. آقای کیانیان آنقدر انسان باسواد و شریفی هستند با این‌که جلسات فیلمبرداری کم بود اما من یک دنیا آموزه‌های سینما از ایشان یاد گرفتم. همچنین آقای معجونی که بازیگری صبور و بسیار حرفه‌ای بودند.

امیدوارم سینما قدر این هنرمندان را بداند و دوست دارم دوباره با آن‌ها همبازی شوم و این تجربه برای‌ام تکرار شود.

تا چه حد حس و حال نقش ابوالفضل با خودتان هماهنگی داشت یا نزدیک بود؟

نقش ابوالفضل از من بسیار دور بود. با یک انسانی طرف هستیم که در درجه‌ی اول با فقدان پدر و مادر روبه روست که من چنین تجربه‌ای نداشتم یا این که لحظات غریبی که ابوالفضل تجربه می‌کند را من امتحان نکرده بود‌م. با تمرین‌هایی که داشتم تلاش کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم و در آن پروسه با ابوالفضل زندگی کنم.

شما برای کسب سیمرغ نقش اول مرد، نامزد شده بودید. چه حس و حالی داشتید که در اولین نقش آفرینی کاندید شده بودید؟

تجربه فوق العاده‌ای بود. یکی از جذاب‌ترین، با نمک‌ترین و قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌ام کاندید شدن در جشنواره فیلم فجر بود. با این که سومین تجربه‌ی کاری محسوب می‌شد اما من در این فیلم نقش اصلی داشتم و این که در کنارت بازیگران دیگری چون شهاب حسینی، رضا عطاران، امین حیایی و … کاندید شده بودند و من آرزو داشتم فقط یک بار آن‌ها را از نزدیک ببینم و با فیلم‌هایشان خاطره داشتم، خیلی حس و حال خوبی داشت.

زمانی که آقای شهسواری کاندیدها را اعلام می‌کردند، وقتی نام من را بردند خانواده‌ام از خوشحالی مثل بمب منفجر شدند و این اتفاق بزرگی برای من محسوب می‌شد و استثنایی بود. اصلا فکرش را هم نمی‌کردم. امیدوارم در جشنواره‌های آینده، بتوانم سیمرغ را بگیرم.

این روزها استقبال از فیلم بچه مردم بالاست و بخشی از آن بر عهده شما بوده، شما حتما فیلم را با سایر مخاطبان تماشاکرده‌اید، بازخوردها چگونه بوده است؟

خدا را شکر استقبال خوب بوده اما به نظر من فروش و استقبال باید بیشتر از این باشد. زمانی که کنار مردم فیلم را تماشا می‌کنی، تجربه‌ی خوبی است. مردم اغلب با فیلم و شخصیت ابوالفضل ارتباط برقرار می‌کنند و بازخوردها جالب است که تعریف برخی آن‌ها خالی از لطف نیست. مثلا در سینما شاهد، یک عزیزی بعد از تماشای فیلم با چشمان گریان من را بغل کرد و‌گفت :«تو من را نشان دادی، من هم یکی مثل تو در فیلم بودم.»

کلا در سینماها یکی من را در آغوش می‌گیرد، دیگری قهقهه می زند، بعضی‌ها دست می‌زنند. در جشنواره کودک ‌نوجوان اصفهان، تماشاکردن فیلم در کنار کودک و نوجوانان خیلی حس و حال جالبی داشت. «بچه مردم» در کل فیلمی است که هم مورد پسند خانواده‌هاست و‌هم‌کودک و‌نوجوان. امیدوارم همه این اثر را ببیند چون فیلمی است برای ایران و مردم ایران.

گویا این روزها بسیار پرکار شده‌اید ، در چه پروژه‌هایی فعالیت دارید و آیا در جشنواره امسال هم حضور دارید؟

فکر نمی‌کردم بعد از «بچه مردم » با پیشنهادهای زیادی روبه‌رو شوم. فردای روز اختتامیه جشنواره با یک فیلم سینمایی قرارداد بستم که امسال در جشنواره فیلم فجر حضور دارد به نام « خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام.» از امیر شهاب رضویان.

در حال حاضر مشغول به بازی در یک سریال برای یکی از پلتفرم‌های نمایش خانگی هستم و احتمالا در اواخر امسال و یا اوایل سال آینده پخش می‌شود. تقریبا هر هفته یا ‌دو هفته یک بار به من پیشنهاداتی برای بازی در نقش اصلی می‌شود. باید از فیلمسازان ‌و‌نویسندگان ممنون باشیم که از جوانانی که تازه به عرصه‌ی سینما ورود کرده‌اند حمایت می‌کنند.

خاطرم هست در سال‌هایی اصلا نقش‌هایی برای بازیگران ۱۹،۲۰ ساله در سینما وجود نداشت و یادشان رفته بود برای این سن هم نقش بنویسند. سینمای ایران در عرصه حضور نسل جدید عزمش راسخ شده و دیگر نقش یک‌جوان ۲۵ ساله را به یک بازیگر چهره ۴۰ ساله نمی‌دهد که این یک اتفاق خجسته‌ای‌ست.

آینده خود را با توجه به این که یک هنرمند جوان و مستعد هستید، چگونه می‌بینید؟

قطعا یک آینده‌ای برای خودم ترسیم کرده‌ام که آرتیست خوبی باشم نه صرفا یک بازیگر. با شهرت مشکلی ندارم. در کل کسی که بازیگری را انتخاب می‌کند مسلما از مشهور شدن خوشش می‌آید. به قول آقای کیانیان در فیلم که نقش شمس را داشتند، «آدم باید انسان باشد».

دوست دارم در تیم بازیگری روی‌ من حساب باز کنند. به هر حال آینده بازیگری، آینده‌ای نیست که بتوانی روی آن حساب کنی. مانند قمار است؛ یا پیروز می‌شوی یا شکست می‌خوری. تلاشم این است که با کمک انسان‌های شریفی مانند آقای کریمی و آقای صلاحی و …. مشورت کنم با انتخاب کارهای درست و نه گفتن به کارهای غلط.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۰۸/۱۹ ۰۳:۰۸
شماره خبر : 102636
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=102636
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.