مرز بین حقیقت و خیال بر پرده سینما
«لاکپشت» اثری عامهپسند نیست؛ بلکه فیلمی است که برای درک لایههای پنهانش نیاز به صبر و توجه بیشتری دارد.
فیلم «لاکپشت» به کارگردانی، تهیهکنندگی و نویسندگی بهمن کامیار از آثار جنجالی این روزهای سینماست. اثری که بیش از دو سال در توقیف ماند و بدون اعلام دلیل مشخصی اجازهی نمایش نداشت. سرانجام در چهلم و سومین جشنواره فیلم فجر، در یک سانس ویژه اکران شد و بازی درخشان فرهاد اصلانی مورد تحسین قرار گرفت.
در این فیلم علاوه بر فرهاد اصلانی، بازیگرانی چون نازنین بیاتی، صابر ابر، آزیتا حاجیان و نازنین کریمی به ایفای نقش پرداختهاند. «لاکپشت» یک سایکودرام است که داستانش حول محور روانپزشکی به نام پیروز ارجمند (با بازی فرهاد اصلانی) شکل میگیرد. او پس از ماجرای درمان یکی از بیمارانش که به دلیل شکست عشقی اقدام به خودکشی کرده بود، با او ازدواج میکند. اما شبی سرنوشتساز، شایان (صابر ابر) – همان معشوق قدیمی همسرش – ناگزیر وارد خانهی پیروز میشود و تقابل میان این دو به بحرانی جنونآمیز و در نهایت به مرگ شایان ختم میگردد.
اوج فیلم، جایی است که شایان در خانهی پیروز حضور دارد و دیالوگهای رد و بدل شده میان او و دکتر، به مثابهی یک کلاس درس در فن بیان و زبان بدن عمل میکند. صابر ابر در این بخش خوش میدرخشد و میتوان گفت برگ برندهی فیلم است.
در طول روایت، تماشاگر با ترس، اضطراب و توهمات پیروز مواجه میشود؛ حالاتی که او را در مرز باریکی میان واقعیت و خیال نگه میدارند. کارگردان بهخوبی موفق شده این سردرگمی را به مخاطب منتقل کند. از سوی دیگر، حضور فرماز (نازنین بیاتی)، دختر پیروز، با شمایلی مبهم و رازآلود پیش میرود تا سرانجام در پایان مشخص شود که او مرده بوده و پیروز تنها در خیال خود با او گفتوگو میکرده است؛ و حتی نشانههایی وجود دارد که مرگ دختر بیارتباط با خود پیروز نیست.
از نیمهی دوم فیلم، تعلیق و رازآلودگی شدت میگیرد و «لاکپشت» به تصویری از جامعهای بیمار بدل میشود؛ با این حال، هرچند فیلمنامه، ساختاری منسجم دارد، برخی خطوط داستانی ناتمام باقی میمانند. استفادهی بیش از حد از کلوزآپ نیز در بعضی صحنهها آزاردهنده است و ریتم اثر را خستهکننده میکند. تماشای فیلم پس از پایان، مخاطب را وادار میکند برای درک بهتر ماجرا دستکم دوباره به دیدنش بنشیند، در حالی که بهمن کامیار میتوانست با پرداختی دقیقتر، این ژانر کمتجربه در سینمای ایران را پررنگتر و قدرتمندتر جلوه دهد. یکی از انتقادهای جدی به فیلم، گریم شخصیت نازنین بیاتی است که شباهت آشکاری به کاراکتر اصلی فیلم «کروئلا» ساختهی کریگ گیلسپی دارد. همچنین برخی منتقدان «لاکپشت» را اقتباسی آزاد از فیلم «نهنگ» (The Whale) ساختهی دارن آرنوفسکی – یک درام روانشناختی – میدانند.
در نهایت باید گفت، «لاکپشت» اثری عامهپسند نیست؛ بلکه فیلمی است که برای درک لایههای پنهانش نیاز به صبر و توجه بیشتری دارد.


