نگاهی به جدیدترین فیلم سعید روستایی؛
زن و بچه؛ ملودرامی تاریک
جنس داستان فیلمهای روستایی همیشه فاصلهی کمی با زندگی روزمره دارد و خانواده دغدغهی اصلی اوست؛ با این حال به نظر میرسد در زن و بچه کمی اغراق صورت گرفته باشد.
سینماآفیس: سعید روستایی از فیلمسازان مولف و خوش ذوق بعد از سه اثر تقریبا پخته و کامل، این بار فیلم جدیدش را به نام زن و بچه راهی پردهی سینماها کرده است. جنس داستان فیلمهای وی همیشه فاصلهی کمی با زندگی روزمره دارد و خانواده دغدغهی اصلی اوست اما به نظر میرسد در زن و بچه کمی بزرگنمایی صورت گرفته باشد. روستایی در فیلم جدیدش به سراغ تلخیها و ناکامیهای زنان در جامعهی مردسالار رفته است. آنچه که در بنیان زنوبچه می بینیم؛ سفر قهرمانانهی زنی معصوم به جنگجو که در نهایت به صلح با جهان درون و بیرون میرسد. این ملودرام مدرن آکنده از عشق، مرگ، دلشکستگی، خشم و انتقام است و البته به وضوح میتوان گفت روستایی در زن و بچه تا توانسته بذر ناامیدی پاشیده تا جایی که مخاطب بعد از دو ساعت تماشا با حالی بد سالن را ترک میکند.
مهناز با بازی پریناز ایزدیار بین دو شیفت کاری درگیر نگهداری از دو فرزندش علی یار، نوجوان بازیگوش و بیش فعال و ندا دختر با هوش و سر و کله زدن با مادر با بازی فرشته صدرعرفایی و خواهر جوانش است که در این میان به حمید (با بازی پیمان معادی) راننده آمبولانس خوش مشرب و سلطهجو دل بسته بلکه از این روزمرگی نجات پیدا کند. در جلسهی خواستگاری حمید از مهناز، سلسله اتفاقاتی رخ میدهد که سرانجام به مرگ علی یار ختم می شود. همینجاست که مهناز افسار خود را از دست میدهد و انگشت اتهام را به سوی همهی مردان زندگیاش میگیرد به غیر از خودش که مقصر اصلی است. تصمیمها و رفتارهای گاه جنون آمیز مهناز و سایر شخصیتها نه از ذات پایدار بلکه از فشارهای طاقت فرسایشان نشات میگیرد که در آن زندگی میکنند. از این رو تا حدی روایت سطحی و ساده انگارانه میشود.
به وضوح مشخص است که روستایی در تلاش برای ترسیم تصویری جامع از دشواریهای زندگی یکزن مستقل در جامعه امروز، کمی غلو آمیز عمل کرده با اینحال نمی توان منکر ساختار فنی محکم فیلم شد. فیلمنامه در زن و بچه چفت و بست دارد، داستانش پر از اوج و فرود است و مخاطب را وارد چرخهی تعلیق میکند. بازیها هماهنگ و یک دست هستند. کارگردانی مسلط، فیلمبرداری و تدوین حرفهای همگی در خدمت فضای فیلماند و نگاه روستایی مانند آثار قبلیاش پر از جزئیات دردناک، بیپیرایه و بیرحم به واقعیتهاست. فیلم ما را با این مسئله مواجه میکند که گاهی سخت ترین انتقامها از دل عشق، زاده میشوند و انسان نیز در مواجهه با سوگ، دست به اعمالی میزند که زمانی از آن میگریخت.




