فریبا اشویی :
یادداشتی بر فیلم مرد عینکی به کارگردانی کریم امینی به بهانه اکران آنلاین فیلم
مرد عینکی اثری جاهطلب و متفاوت در سینمای ایران است؛ فیلمی که از دل یک شخصیت شکستخورده، داستانی جهانی درباره بحران هویت و امنیت میسازد و با ریتم تند، شوخطبعی تلخ و اجرای درخشان بهرام افشاری مخاطب را تا پایان نگه میدارد.
فریبا اشوئی-سینما بارها شخصیتهایی را روایت کرده که بهدلیل یک سوءتفاهم یا بحران هویت، ناگهان وارد مسیری میشوند که هیچ نسبتی با زندگی معمولشان ندارد؛ درست شبیه آثاری چون شمال از شمال غربی(North by Northwest) هیچکاک یا کمدیهای سیاه برادران کوئن، که در آنها یک آدم کاملاً بیخطر به اشتباه در ابعاد جهانی مسئلهساز میشود. فیلم مرد عینکی کریم امینی با همین نگاه آغاز میشود؛ با این ایده که یک فرد معمولی، بهواسطه خطاهای سیستمی، فشارهای اجتماعی و شانس بد، به دل ماجرایی پرتاب میشود که ابعادی فراتر از مرزهای کشور پیدا میکند. حلیم رایگان از همان ابتدا با هویت مسئلهدارش معرفی میشود: نامی که نشانی از زنانگی دارد و نام فامیلی که انگار ارزش و جایگاه را از هویت او پس میزند. فیلم از همین جزئیات ساده بذر تحقیرهای دوران کودکی تا بزرگسالی را میپاشد و روان شخصیت را بر بستری میگذارد که بین خجالت، خشمِ پنهان و تلاش بیوقفه برای اثبات خود معلق میماند. تغییر نام حلیم به کامبوزیا هم تلاشی کودکانه اما دردناک برای ساختن دوباره شأن ازدسترفته است و شغلش در توالت عمومی پارک، استعارهای عینی از موقعیتی است که جامعه برای او تعریف کرده: انسانی در حاشیهها، در نقاط تاریک و نادیدهگرفتهشده.
اما نقطهای که فیلم را از رئالیسم اجتماعی جدا میکند و وارد فضای ابزورد سیاسی میسازد، لحظهای است که حلیم برای خرید یک شارژ ساده تمام اطلاعات هویتیاش را تحویل یک سایت تقلبی میدهد؛ عملی که در ظاهر کاملاً بیاهمیت است اما در جهانی که امنیت اطلاعات شکنندهتر از همیشه است، او را در ابعاد جهانی به فردی مشکوک تبدیل میکند. از اینجا به بعد روایت با یک شیب مهارنشدنی از دایره ایران بیرون میرود و وارد قلمرویی میشود که ترکیبی از کمدی جنایت بینالمللی و هجو سیستمهای امنیتی است. پلیس آمریکا، یاکوزای چینی، دزدان دریایی سومالی و حتی نامزد سابقش، همه حلیم را مانند گرهای میبینند که باید باز یا حذفش کرد. جهان فیلم عمداً غیرواقعی اما آشنا ساخته شده؛ جهانی که در آن کوچکترین خطا میتواند فرد بیگناهی را درگیر پیگردهای میانقارهای کند.
در دل این آشوب، بازی بهرام افشاری ستون نگهدارنده فیلم است. او با فیزیک خاص و توانایی فوقالعادهاش در اجرای معصومیت، درماندگی و خشم فروخورده، شخصیت حلیم/کامبوزیا را به یک کاراکتر کاملاً انسانی تبدیل میکند؛ انسانی که تماشاگر مدام بین خندیدن به او و همدردی عمیق با او معلق میماند. افشاری از چشمها، از ریتم بدن، از مکثهای حسابشده و از لحن لرزان و نامطمئن استفاده میکند تا این مرد دائماً تحقیرشونده را در بستری کمیک اما دردناک قابلباور نگه دارد. همین انتخابهای ظریف است که اجازه میدهد فیلم در بخشهایی حتی فراتر از ضعفهای ساختاریاش بدرخشد.
کریم امینی تلاش میکند لحن فیلم را بین کمدی موقعیت و پارودی سیاسی نگه دارد. در بسیاری از بخشها این ترکیب جواب میدهد و جهان فیلم با منطقی مختص خود و نزدیک به آثار برادران کوئن کار میکند؛ جهانی که در آن بلاهت، خشونت، بدشانسی و بیرحمی سیستمها همه با هم همکاری میکنند تا یک انسان معمولی را به فاجعه نزدیک کنند. البته فیلم گاهی میان دو قطب طنز و جدیت سیاسی لغزش دارد و این مسئله بهویژه در پایانبندی نمود بیشتری پیدا میکند، زمانی که مشخص میشود حلیم واقعاً پیشینهای تروریستی داشته و لقب گرگ را یدک میکشیده است. این چرخش جسورانه، اگرچه تضادی با لحن اولیه ایجاد میکند، اما طعم پایان را به ترکیبی از خنده، شگفتی و تلخی تبدیل میسازد؛ طعمی که برای یک کمدی سیاسیِ آگاهانه، اتفاقاً انتخابی مناسب است.
در سطحی زیرینتر، فیلم درگیر چند مضمون کلیدی است: بحران هویت، تلاش برای دیدهشدن در جامعهای که آدمهای حاشیهنشین را نمیبیند، بیاعتمادی فزاینده به سیستمها، و جهانی که انسانهای معمولی را یا نمیشناسد یا اشتباه میشناسد. فیلم حتی در شوخیهایش نیز لایهای از نقد وضعیت اجتماعی ایران را حمل میکند؛ وضعیتی که در آن یک انسان معمولی، حتی بدون خطا، میتواند قربانی سوءتفاهمهای اداری، امنیتی و تکنولوژیک شود.
مرد عینکی اثری جاهطلب و متفاوت در سینمای ایران است؛ فیلمی که از دل یک شخصیت شکستخورده، داستانی جهانی درباره بحران هویت و امنیت میسازد و با ریتم تند، شوخطبعی تلخ و اجرای درخشان بهرام افشاری مخاطب را تا پایان نگه میدارد. حتی اگر گاهی لحن از کنترل خارج شود یا پیوند میان واقعگرایی و فانتزی کاملاً هموار نباشد، فیلم همچنان یک تجربه تازه، جسور و قابلاعتناست؛ تجربهای که نشان میدهد سینمای ایران ظرفیت ورود به قلمرو کمدیهای بینالمللی و چندلایه را دارد و اگر این مسیر ادامه یابد، میتواند گونهای تازه را در سینمای ما تثبیت کند.


