گفتوگو با عباس رنجبر؛
در گفتگو با عباس رنجبر:نمایش خانگی، بازگشت به مخاطبِ انتخابگر است
مجموعه ساحل هستی قرار است برای سال آینده از یکی از پلتفرمهای نمایش خانگی پخش شود. در این زمینه با «عباس رنجبر» نویسنده و کارگردان گفتوگویی کردهایم که در زیر میخوانید.
فرزانه متین- سریال «ساحل هستی» به کارگردانی عباس رنجبر و تهیه کنندگی بهمن صارمی برای تولید در شبکه نمایش خانگی به مرحله پیش تولید رسیده است. «ساحل هستی» یک درام اجتماعی ـ معمایی است که داستان وکیلی را روایت میکند که در مسیر افشای فساد دارویی، ناخواسته درگیر توطئهای پیچیده میشود.
- شما از سال۱۳۶۰ تا ۱۳۹۵ مشغول فیلمسازی در سینما و تلویزیون بودید، لطفا در مورد فعالیت و تحصیلاتتان توضیح دهید.
من از سال ۱۳۶۰ فعالیت حرفهای خودم را در حوزه سینما و تلویزیون آغاز کردم. فارغالتحصیل رشته عکاسی در دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم و درطول این سالها تجربهی کار در حوزههای مختلف تصویر را از فیلم کوتاه و مستند تا سریال و تئاتر داشتهام. در کنارفیلمسازی، تدریس در دانشگاههای هنری و آموزشگاههای سینمایی بخش جداییناپذیر زندگی من بوده است؛ چرا که همیشه معتقد بودم آموزش، بخشی از نفسِ خلاقیت است. این سه آیتم باید کنار هم باشد؛ آموزش، پروژهش، سنجش.
در این مسیر بیش از چهاردهه، دهها اثر تولید کردم. از آثار درام اجتماعی تا مستندهای تحقیقی و سریالهایی که هرکدام بربخشی از هویت فرهنگی جامعه ایرانی تمرکز داشتند. برای من، سینما فقط ابزار بیان نیست، بلکه یک زبان فرهنگی است که میتواند میان هنرمند و جامعه پلی واقعی بسازد.
- دلیل این که شما از سینما وتلویزیون به سمت نمایش خانگی رفتید، چیست؟
واقعیت این است که در سالهای اخیر، بستر پخش آثار نمایشی دچار تحول بنیادین شده است. نمایش خانگی، برخلاف محدودیتهای زمانی و ساختاری تلویزیون، امکانی فراهم کرده تا فیلمساز بتواند قصه را با ریتم، لحن و آزادی خلاقانهتری روایت کند.
برای من، نمایش خانگی یعنی بازگشت به مخاطبِ انتخابگر؛تماشاگرِ امروز خودش انتخاب میکند چه ببیند، چطور ببیند و از چه روایتی تأثیر بگیرد. این سطح از آگاهی و استقلال مخاطب به فیلمساز اجازه میدهد تا صادقتر و جسورتر باشد.
از طرفی ساختار تولید در پلتفرمها پویاتر و مدرنتراست و میتوان کیفیت فنی، میزانسن سینمایی و استاندارد بینالمللی را در سریالسازی بهکار گرفت. برای من، این تغییر مسیر یک تصمیم اقتصادی نبود، بلکه انتخابی هنری و محتوایی برای تجربه کردن سینمای مؤلف در قالب سریال بود. از شوخی گذشته شاید سیما به نیروهای جوانتری نیاز داشته باشد. البته به گفته خودشان…
- سریال «ساحل هستی» در مورد قاچاق داروست که کمتر اثری در ایران به این معضل پرداخته است. آیا این موضوع از دغدغههای شما محسوب میشود یا اینکه خلأ آن را در قاب تصویر حس میکردید؟
«ساحل هستی» حاصل چندین سال دغدغه شخصی من دربارهی فساد سازمان یافته در حوزه سلامت و دارو است. ما در جامعهای زندگی میکنیم که گاهی جانِ انسان، قربانی سود میشود. این تلخ است و سینما وظیفه دارد به این دردها نزدیک شود.
قهرمان داستان من، «هستی مشتاق» وکیلی آرمانگراست که درمسیر افشای فساد دارویی، درگیر توطئهای پیچیده میشود. امادر عمق داستان، فراتر از مافیای دارو، من به انسانی نگاه میکنم که میان عدالت، عشق و وجدان گرفتار است.
در حقیقت، قاچاق دارو فقط سطح بیرونی روایت است؛ در لایه درونی، این سریال دربارهی انسانی است که در جامعهای آلوده، هنوز به پاکی ایمان دارد. کمبود چنین موضوعاتی در درام ایرانی همیشه برایم سؤال بود. ما معمولاً از فساد یا قانون فقط تیتر میسازیم، اما در «ساحل هستی»، قصه از دلِ زندگی برمیآید، با درامی پرتعلیق، احساسی و واقعگرایانه. برای همین این اثر را نه فقط یک سریال، بلکه بیانیهای اخلاقی و اجتماعی میدانم.
- آیا گروه بازیگری مشخص شده و کدام هنرمندان قرار است جلوی دوربین شما قرار بگیرند؟
بخش عمدهای از ترکیب بازیگران نهایی شده و در مرحله مذاکرات پایانی هستیم. همانطور که پیشتر گفتم، نگاه من درانتخاب بازیگر، ترکیب تجربه و تازگی است. در کنار چند چهره مطرح سینما که نقشهای محوری را ایفا خواهند کرد، قصد دارم از بازیگران جوان، تربیتیافته و مستعدِ تئاتر و آموزشگاههای سینمایی استفاده کنم. تجربه سالها تدریس به من نشان داده که چقدر استعدادهای پنهان در میان نسل تازه وجود دارد. به همین دلیل، «ساحل هستی» میتواند سکویی باشد برای دیده شدن همین چهرههای تازه و خلق شیمیِ تازهای میان نسل قدیم وجدید بازیگری.
- فکر میکنید فیلمبرداری از چه زمانی آغاز میشود و تا کی به اتمام میرسد؟ آیا سریالتان امسال برای نمایش خانگی آماده میشود و پلتفرم ارائهدهنده مشخص شده است؟
پیش تولید رسمی پروژه از چندی پیش آغاز شده و در حال نهایی سازی لوکیشنها و قرارداد با بازیگران هستیم. برنامهریزی تولید بر اساس استاندارد زمانبندی ۱۵ قسمت ۵۰ دقیقهای طراحی شده است. امیدوارم همه چیز طبق برنامه پیش برود، پس از مرحله پس تولید و تدوین، هدف ما این است که «ساحل هستی» در پاییز سال آینده به نمایش خانگی برسد. مذاکرات اولیه با چند پلتفرم معتبر انجام شده اما هنوز به صورت رسمی اعلام نشده تا قراردادها نهایی شود. برای من مهمتر از انتخاب پلتفرم، حفظ استقلال محتوایی و شأن اثر است؛ پلتفرمی که در خدمت کیفیت باشد، نه بالعکس.
- خودتان فکر میکنید سریالتان در زمینه جذب مخاطب، در رقابت باسایر سریالهای نمایش خانگی موفق عمل خواهد کرد؟
بله، با اطمینان میگویم بله. چون «ساحل هستی» قصهای دارد که بر اساس احساسات انسانی و واقعیتهای اجتماعی نوشته شده است. ما در فضای پرهیاهوی امروز به جای تکرار الگوهای خارجی به سراغ دغدغههای ملموس خودمان رفتهایم؛ خانواده، عشق، عدالت، مادرانگی و وجدان.
این سریال در عین جذابیت و تعلیق، بار احساسی و انسانی دارد و همین بزرگترین عامل ارتباط با مخاطب است. من معتقدم اگر به مخاطب ایرانی احترام بگذاری و روایت صادقانه ارائه دهی، خودش بهترین حامی تو خواهد بود.
«ساحل هستی» بهجای فریب، گفتوگو میکند و این گفتوگو همان چیزی است که در آثار امروز کمتر دیده میشود.
- ممنون میشوم در مورد اوضاع و احوال نمایش خانگی توضیح بدهید. (به زعم من اکثر سریالها یا در ورطهی خشونت افتادهاند یا به درونمایههای مبتذل گرایش دارند…)
تحلیل کاملاً درستی است. متأسفانه بخشی از تولیدات فعلی نمایش خانگی در دام دو افراط گرفتار شدهاند: خشونت نمایشی یا ابتذال عاطفی. از یک سو برای جذب مخاطب، برخی آثار به تقلید از سریالهای خارجی روی آوردهاند؛ و از سوی دیگر بعضی با حذف عمق فکری صرفاً به نمایش روابط سطحی یا اغراق شده بسنده کردهاند. در حالی که نمایش خانگی ظرفیت آن را دارد که تبدیل به سینمای دوم ایران شود. بستری آزادتر برای روایت، با همان اصالت فرهنگی و اخلاقی. مشکل اصلی، شاید بشود گفت برخی از سریالها محصول بازارند، نه اندیشه.
پیکاسو جمله زیبایی دارد که میگوید «فرق نقاش با هنرمند این است که نقاش میگرده ببینه مردم چی میخوان و اونو میکشه ولی هنرمند هرچی بکشه مردم دوست دارند!»
در «ساحل هستی» تلاش دارم تعادلی میان درام پرکشش و تفکر اجتماعی برقرار کنم. اما قضاوت با مردم است که بهترین قاضی آثار نمایشی هستند. نه خشونت برای هیجان، نه ابتذال برای فروش؛ بلکه روایتی انسانی با دغدغه عدالت، مادرانگی، عشق وآگاهی. اگر نمایش خانگی به سمت هویت فرهنگی برگردد بیشک میتواند آیندهی سینمای ایران را نجات دهد.
- در آثارتان همیشه زنان نقش محوری دارند. آیا این انتخاب آگاهانه است یا از تجربه زیسته شما میآید؟
من باور دارم جامعهای که زن را نبیند خودش را هم درست نمیبیند. زن عمود خیمه جامعه است. در بسیاری از آثارم، از بهرنگ صدف تا گوهر کمال و خط و گل بارون زده و…. بخصوص ساحل هستی، زنان در قلب روایت ایستادهاند.
برای من، زن فقط یک شخصیت نیست؛ او محور تغییر و وجدان جامعه است. هستی مشتاق، قهرمان «ساحل هستی» زنی است که در برابر سیستمی مردسالار میایستد و قانون را از زاویهای انسانی بازتعریف میکند. این نگاه ریشه در تجربه شخصی من دارد؛ در مشاهدهی زنانی که در سکوت، جهان را نگه میدارند.
- در دهههای گذشته شاگردان زیادی تربیت کردهاید. آیا میتوان گفت نگاه آموزشی شما در فیلمسازیتان هم حضور دارد؟
قطعاً. برای من تدریس ادامهی فیلمسازی است و فیلمسازی ادامهی تدریس. باور کنید تدریس مثل ورزش صبحگاهی است؛ تمام طول روز را میسازد و باعث میشود که فرش و تازه سرکار حاضر بشوید. وقتی سر کلاس درباره میزانسن یا روانشناسی کاراکتر حرف میزنم، در واقع با خودم هم تمرین میکنم.
«ساحل هستی» پر از لحظاتی است که از کلاسهای درس آمدهاند؛ جایی که یاد گرفتم هر کنش کوچک، میتواند معنای بزرگی در درام را تغییر دهد. من فیلمسازی را یک فرآیندآموزشی میدانم — هر پروژه، خودش یک دانشگاه تازه است. این مورد را هم اضافه کنم که تدریس یعنی آموزش دوسویه … من دائم از دانشجویانام در حال یادگیری هستم چرا که آموزش باعث میشود از نسل تازه نفس جامعه دور نشوی و دائم با دغدغه ایشان جلو رفته و دنبال پاسخ برای سوالات مکرر باشی.
- به عنوان فیلمسازی که تجربهی حضور در هر دو فضای داخل و خارجی از کشور را دارید، تفاوت اصلی را در چه میدانید؟
در خارج از ایران، سیستم منظمتر است اما احساس کمتر. درایران، احساس فراوان است اما نظم کمتر. تفاوت در میزان عشق نیست، در مدیریت عشق است. ما فیلمسازان ایرانی باید یادبگیریم بین شور هنری و ساختار حرفهای تعادل برقرار کنیم.
من در بازگشت به وطن، سعی کردم این دو جهان را تلفیق کنم: دقت ساختاری و برنامه ریزی غرب و گرمای احساسی شرق.
- از نظر شما راز ماندگاری یک اثر نمایشی چیست؟
ماندگاری از تکنیک نمیآید، از «صدق» میآید. تماشاگر ممکن است جزئیات فنی را فراموش کند، اما هرگز احساس صادقانه را نه. اثر ماندگار، اثری است که دروغ نمیگوید — نه به مخاطب، نه به خودش. اگر قصه از دلِ راستین بیاید، حتی با کمترین امکانات هم میماند. همیشه به تیمام میگویم: «حقیقت رابسازید، نه محبوبیت را.»
- در طراحی بصری «ساحل هستی» چه تم یا زبان تصویری در نظر دارید؟
زبان بصری سریال بر پایهی کنتراست نور و سایه شکل گرفته؛چون داستان درباره مرز میان حقیقت و دروغ است.
لوکیشنها هم دو قطب دارند: فضای سرد و فلزی شرکت دارویی، در برابر رنگهای گرم خانهی هستی و پسرش.
در طراحی میزانسن، از تقابل خطوط عمودی و منحنی استفاده میکنیم تا تضاد قدرت و احساس در تصویر دیده شود.
برای من، تصویر فقط تزیین روایت نیست — خودش «راوی دوم» است.
- موسیقی و صدا در آثار شما همیشه نقش احساسی دارند. در«ساحل هستی» هم همین مسیر ادامه دارد؟
بله، موسیقی در این پروژه حکم «ضمیر ناخودآگاه» را دارد. به جای موسیقی توضیحی، سراغ تمهای احساسی و مینیمال رفتهایم. صدای امواج دریا و نوفههای شهری در ساختار صوتی سریال نقش روایی دارند. هربار که موجی در صحنه میپیچد در واقع گذشتهی هستی را به یاد میآورد. در قسمت پایانی موسیقی با دکلمهی خود هستی تلفیق میشود؛ نوعی وداع شاعرانه با عدالت و تولد دوبارهی عشق. فراموش نکنید که من در استان لرستان بزرگ شدم و هنوز صدای موسیقی آبشار های زیبا روح و روانم را تازه نگه داشته است.
- آیندهی نمایش خانگی را چطور میبینید؟
اگر از سطح سرگرمی کمی عبور کند، آینده درخشان است. نمایش خانگی میتواند آزمایشگاه سینمای مؤلف باشد، به شرطی که تولیدکنندگانش به محتوا وفادار بمانند، نه صرفاً به بازار. البته نباید ضلع سینما یعنی تجارت هم فراموش کنیم. به عنوان یک دانشجوی سینما متعقدم جهان آینده متعلق به روایتهای صادق و بومی است، نه تقلید از فرمهای وارداتی.
به نظرم در پنج سال آینده، پلتفرمها جای تلویزیون راخواهند گرفت، اما نه اگر ما فقط مصرفکننده باشیم؛ بلکه اگرخودمان تولیدگرِ اندیشه و احساس باشیم.
- فکر میکنید مطلبی باقی مانده که بتواند این گفتوگو را کاملتر کند؟
بله، سخنم با جوانان مشتاقِ رشتههای مختلف هنرهای نمایشی، بهویژه سینماست.به آنها میگویم: صبر پیشه کنید.راه هنر، مسابقه نیست؛ سفری است طولانی که در آن هر گام،خودش مقصدی تازه است. گاهی مسیر، خاموش و خستهکننده به نظر میرسد، اما درست در همان لحظههایی که همه چیزسخت میشود، استعداد واقعی شما در حال شکلگیری است.ازشکست نترسید، از دیدهنشدن دلسرد نشوید. هر هنرمند بزرگ،روزی در سکوت کار کرده است. ایمان داشته باشید که «زمان»،بهترین داور و مهربانترین تهیهکننده است.
و اگر روزی ناامیدی به سراغتان آمد، آن را در مراسمی باشکوه دفن کنید. با احترام، با لبخند، و با اطمینان از اینکه فردای سینما متعلق به شماست.
چرا که هر نسلی، اگر صادق باشد، سهمی ازجاودانگی هنر را خواهد داشت.


