a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

پروانه؛ سایکودرامی سرگیجه‌آور و‌ ناتمام

«پروانه» تلاش می‌کند در ژانر سایکودرام و معمایی حرکت کند، اما متأسفانه ردپای آشکار دو فیلم شناخته‌شده سینمای جهان، یعنی «مظنونین همیشگی» ساخته برایان سینگر و «جزیره شاتر» اثر مارتین اسکورسیزی، به‌وضوح در ساختار و روایت آن دیده می‌شود.

فیلم «پروانه» به کارگردانی محمد برزویی‌پور و تهیه‌کنندگی بهمن کامیار از آثار حاضر در جشنواره امسال است. کامیار که سال گذشته با فیلم «لاک‌پشت» در بخش اکران‌های ویژه جشنواره حضور داشت، امسال با «پروانه» در مقام تهیه‌کننده به این رویداد بازگشته است. فیلم روایت‌گر ماجرای قتل زنی به نام پروانه است؛ قتلی که پدرام به عنوان مظنون اصلی آن معرفی می‌شود و قرار است داستان از زاویه دید او روایت شود. مهدی پاکدل، آناهیتا درگاهی، هومن برق‌نورد و محمد علیمحمدی بازیگران اصلی این فیلم هستند.

سوژه‌ی فیلم در نگاه اول می‌تواند جذاب به نظر برسد، اما در عمل با اثری خام و ناپخته مواجه‌ایم. «پروانه» تلاش می‌کند در ژانر سایکودرام و معمایی حرکت کند، اما متأسفانه ردپای آشکار دو فیلم شناخته‌شده سینمای جهان، یعنی «مظنونین همیشگی» ساخته برایان سینگر و «جزیره شاتر» اثر مارتین اسکورسیزی، به‌وضوح در ساختار و روایت آن دیده می‌شود؛ ارجاعاتی که نه در حد ادای دین، بلکه بیشتر در حد تقلید باقی مانده‌اند.

یکی از مشکلات جدی فیلم، حرکت بی‌قرار و آشفته دوربین است؛ دوربینی که به‌ویژه در سکانس‌های اتاق بازجویی، حالتی شبیه به سندروم دست و پای بی‌قرار دارد و بیش از آنکه به تعلیق کمک کند، موجب سرگیجه و خستگی مخاطب می‌شود. در بسیاری از لحظات، میان دوربین و روایت فاصله‌ای محسوس وجود دارد؛ گویی این دو هر کدام مسیر جداگانه‌ای را طی می‌کنند. استفاده از فلاش‌بک به عنوان تمهید روایی نیز نه‌تنها کمکی به پیشبرد دراماتیک داستان نمی‌کند، بلکه به شکلی کاملاً خطی، کش‌دار و بدون فراز و فرود سینمایی به کار گرفته شده است.

در بخش بازیگری، فیلم با ضعف‌های جدی روبه‌روست. مهدی پاکدل ضعیف‌ترین بازی فیلم را ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که قرار است در طول سه پرده فیلم نقش‌هایی چون مظنون، عاشق، همکار، شریک جرم، قاتل و حتی فردی دچار اختلال روانی را تجربه کند، اما در عمل در همه این موقعیت‌ها یکسان ظاهر می‌شود. لحن یکنواخت صدای او بیش از هر چیز به باورپذیری نقش آسیب زده است. بازی آناهیتا درگاهی در نقش پروانه نیز تفاوتی با دیگر نقش‌های پیشین او ندارد و فاقد اکت یا ویژگی متمایز است. محمد علیمحمدی در نقش آرمان نیز بیشتر شبیه یک بلندگو عمل می‌کند تا یک شخصیت؛ او نه‌تنها در نقش فرو نرفته، بلکه حتی در حد یک تیپ هم شکل نمی‌گیرد. این در حالی است که سعید روستایی در «برادران لیلا» توانسته بود از همین بازیگر اجرایی کنترل‌شده و یکدست بگیرد؛ امری که در این فیلم کاملاً مغفول مانده است. در این میان، بازی هومن برق‌نورد قابل قبول‌تر و به‌اندازه‌تر از سایرین است.

فیلم در ده دقیقه پایانی تلاش می‌کند با یک چرخش داستانی مخاطب را غافلگیر کند، اما این رودست، به دلیل طولانی‌بودن فیلم، ضعف بازی‌ها، فلاش‌بک‌های کش‌دار و فیلم‌برداری ناهنجار چندان تأثیرگذار از آب درنمی‌آید. در نهایت، به نظر می‌رسد کارگردان به جای بهره‌گیری از عناصر زیباشناسانه سینما، تنها به استفاده کلیشه‌ای از سیگار و باران بسنده کرده؛ عناصری که نه‌تنها کمکی به فضاسازی یا پیشبرد داستان نمی‌کنند، بلکه بیشتر به تزئینی سطحی تبدیل شده‌اند.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۱/۲۰ ۰۲:۱۸
شماره خبر : 104399
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104399
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.