«غوطهور»؛ تریلری پلیسی با جسارت موضوعی و ضعف روایی
فیلمساز تلاش کرده اثری کلاسیک در ژانر پلیسی ارائه دهد، اما ضعف در شخصیتپردازی قهرمان داستان باعث شده فیلم از استانداردهای این گونه فاصله بگیرد.
فیلم سینمایی «غوطهور» از فیلمهای چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است که در ژانر تریلر پلیسی، روایتگر ماجرای یک قتل زنجیرهای است. این فیلم نخستین تجربهی بلند محمدجواد حکمی در مقام کارگردان و با تهیهکنندگی سعید پروین ساخته شده است. در این اثر بازیگرانی چون محسن قصابیان، مهران غفوریان، آیدا ماهیانی، پیام احمدینیا، مسعود کرامتی، نسیم ادبی و رویا جاویدنیا به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم حول محور یک افسر پلیس میانسال میگذرد که در کنار بحرانهای شخصی و در آستانهی ارتقا به مقامی بالاتر، درگیر پروندهای پیچیده و پرابهام میشود.
غوطهور از چند منظر قابل بررسی است؛ نخست آنکه کارگردان با جسارت، برای اولینبار همجنسگرایی را بهعنوان تم اصلی در یک فیلم پلیسی مطرح میکند؛ موضوعی که از این حیث اثر را واجد اهمیت میسازد. با این حال، در برخی رگههای روایی، شباهتهایی آشکار با فیلم «بیخوابی» ساختهی کریستوفر نولان دیده میشود؛ فیلمی که خود بازسازی اثری نروژی به همین نام (محصول ۱۹۹۷) است و با بازی آل پاچینو و رابین ویلیامز شناخته میشود.
فیلمساز تلاش کرده اثری کلاسیک در ژانر پلیسی ارائه دهد، اما ضعف در شخصیتپردازی قهرمان داستان باعث شده فیلم از استانداردهای این گونه فاصله بگیرد. محسن قصابیان که پیشتر با بازی در فیلم منصور و سریال نمایش خانگی داریوش خوش درخشیده بود، در غوطهور بهدلیل اتکای فیلمنامه به الگوهای کلیشهای و نبود عمق شخصیتی، نتوانسته بازی قابلقبولی ارائه دهد. در مقابل، آیدا ماهیانی در نقش «ماهک» موفق ظاهر شده و بهخوبی از پس ایفای نقش یک قاتل سایکو برآمده است. با وجود تعلق فیلم به ژانر تریلر، غوطهور در ایجاد تعلیق چندان موفق عمل نمیکند و میان وفاداری به واقعیت، اخلاق و قانون معلق میماند. حکمی بار دراماتیک اثر را افزایش داده و برخی سکانسها جذابیت لازم برای جذب مخاطب را دارند، اما تمرکز بیش از حد بر شخصیت قهرمان، یعنی سرهنگ حسن کارخانه، بهجای پیشبرد منسجم روند حل پرونده، به روایت لطمه زده است. پایانبندی فیلم نیز با نقصان همراه است؛ مخاطب انتظار تقابل نهایی میان سرهنگ کارخانه، رئیس اداره پلیس با بازی مسعود کرامتی و مأمور اصلی حل پرونده، سرهنگ اسحاقی، را دارد، اما فیلم ناگهان به پایان میرسد. موسیقی نیز حضوری پررنگ و گاه اغراقشده در فیلم دارد.
با این حال، باید اذعان کرد غوطهور از منظر انتخاب سوژه و بهعنوان یک فیلم اول، مسیر درستی را انتخاب کرده است. اگر انگیزههای شخصیت «ماهک» با دقت بیشتری واکاوی میشد، روایت میتوانست جذابتر و منسجمتر باشد؛ ضعفی که بیش از هر چیز به فیلمنامه بازمیگردد.


