مروری بر آثار سینمایی با محوریت « پدر»
آثار سینمایی با محوریت « پدر»
در میان داستانهای سینمایی ایران، پدران مثبت تصویرگر ایدهآلها و آرمانهای خانوادگیاند؛ شخصیتهایی که نهتنها قهرمان فرزندان خود هستند، بلکه نمادی از پایداری، محبت و حکمت در دل جامعه بهشمار میآیند. با این حال، تعداد آثار سینمایی ایران که بهطور مشخص با محوریت نقش پدر ساخته شدهاند، بسیار کم است. در ادامه، مروری داریم بر شش اثر شاخص سینمای ایران با محوریت پدر؛
بوی پیراهن یوسف | ابراهیم حاتمیکیا
«بوی پیراهن یوسف» یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران در نمایش نقش مثبت و معنوی پدر است. پدر این فیلم، هم منتظر است و هم مقاوم؛ پدری نمادین که سالها چشمبهراه بازگشت فرزندش مانده و نمایندهی تمام پدران چشمانتظار پس از جنگ است.
علی نصیریان با بازی درخشان خود، یکی از ماندگارترین تصویرهای پدر در سینمای ایران را خلق میکند؛ پدری که ستون معنوی روایت و تجسم ایمان، صبر و امید است.
پدر | مجید مجیدی
این فیلم روایت رابطهی پدر و پسری است که پیوند خونی ندارند، اما رابطهی پدرـ فرزندیای که بهتدریج میان آنها شکل میگیرد، کمعمقتر از دیگر روابط خانوادگی سینما نیست.
«پدر» مجید مجیدی یکی از آثار پرافتخار این فهرست است که جوایز داخلی و خارجی متعددی را از آن خود کرده است. این فیلم با بازی درخشان محمد کاسبی، یکی از واقعگرایانهترین، شریفترین و انسانیترین تصویرهای پدر در سینمای ایران را ارائه میدهد؛ پدری مسئول، کمحرف و متعهد.
به نام پدر | ابراهیم حاتمیکیا
یکی دیگر از فیلمهای پدرمحور سینمای ایران و باز هم ساختهای از ابراهیم حاتمیکیا. او حدود ده سال پس از «بوی پیراهن یوسف»، در دوازدهمین اثر سینماییاش، به سراغ رابطهی پدر و دختری میرود که عواقب جنگ دامان زندگیشان را گرفته است.
فیلم روایت پدری جانباز و رزمندهی سابق جنگ با بازی پرویز پرستویی و رابطهی پرتنش او با دختر نوجوانش با نقشآفرینی گلشیفته فراهانی است. دختر در اثر مینِ باقیمانده از جنگ دچار آسیب شدید جسمی میشود و همین حادثه، رابطهی عاطفی و فکری پدر و دختر را وارد بحرانی عمیق میکند.
در «به نام پدر» با یکی از پیچیدهترین و انسانیترین تصویرهای پدر در سینمای ایران مواجهایم؛ پدری فداکار، مسئول و در آستانهی فروپاشی.
جدایی نادر از سیمین | اصغر فرهادی
«جدایی نادر از سیمین» یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران دربارهی پدر است؛ فیلمی که در زمان اکران، با استقبال گسترده مواجه شد، در میان آثار برتر جهان قرار گرفت و جایزهی اسکار را برای ایران به ارمغان آورد.
سیمین قصد مهاجرت دارد، اما نادر بهدلیل مراقبت از پدر مبتلا به آلزایمرش حاضر به ترک کشور نیست. این اختلاف به جدایی میانجامد. نادر که حضانت دخترش ترمه را بر عهده میگیرد، برای مراقبت از پدرش زنی به نام راضیه استخدام میکند؛ تصمیمی که به حادثهای پیچیده و در نهایت به یک بحران حقوقی و اخلاقی ختم میشود.
نادر یکی از واقعیترین و چندلایهترین تصویرهای پدر در سینمای ایران است؛ نه کاملاً مثبت و نه منفی. او پدری مسئول، اخلاقگرا اما لجوج و انسانی متناقض است که میان حقیقت، مصلحت و حفظ خانواده گرفتار شده و همزمان الگو و مسئلهساز است.
دهلیز | بهروز شعیبی
«دهلیز» روایت زندگی مردی با بازی رضا عطاران است که بهدلیل قتل غیرعمد در زندان به سر میبرد. همسرش تلاش میکند با گرفتن رضایت اولیای دم، زمینهی آزادی او را فراهم کند. در این میان، پسر خردسالشان که از حقیقت ماجرا بیخبر است، در غیاب پدر رشد میکند و مادر ناچار میشود میان حقیقت، مصلحت و آیندهی فرزندش تصمیم بگیرد.
برخلاف بسیاری از فیلمها، پدر در «دهلیز» حضور فیزیکی اندکی دارد، اما در ساختار درام، حضوری بسیار پررنگ و تأثیرگذار دارد. پدر این فیلم خطاکار اما پشیمان، مسئولیتپذیر و در پی جبران است؛ پدری که اگرچه از خانواده حذف شده، اما از ذهن و زندگی فرزند حذفناشدنی است.
حوض نقاشی | مازیار میری
پدر فیلم «حوض نقاشی» با بازی درخشان شهاب حسینی، یکی از خاصترین و مثبتترین تصویرهای پدر در سینمای ایران است. فیلم روایت زندگی زوجی با ناتوانی ذهنی خفیف است که پسری سالم دارند. آنها با وجود محدودیتهایشان تلاش میکنند والدین خوبی باشند، اما با ورود پسر به سن نوجوانی، فاصلهی فکری و اجتماعی میان او و والدینش بیشتر میشود.
پسر که از متفاوت بودن پدر و مادرش خجالت میکشد، بهتدریج دچار بحران هویتی و عاطفی میشود.
«حوض نقاشی» بهروشنی میگوید: پدر بودن، توانایی ذهنی نمیخواهد؛ مسئولیت و عشق میخواهد.








