از «بوتیک» تا «بت»؛
سقوط حمید نعمتالله !
به گزارش سینما آفیس، «بت» را میتوان یکی از ناامیدکنندهترین تجربههای حمید نعمتالله دانست؛ فیلمی که نشان میدهد حتی فیلمسازی با کارنامهای قابل دفاع هم ممکن است در دام ایدهزدگی، پراکندگی روایت و شخصیتپردازی ناقص گرفتار شود. مشکل اصلی «بت» نه در انتخاب موضوعی نامناسب، بلکه در ناتوانی از تبدیل یک ایده بالقوه جذاب به درامی منسجم و تأثیرگذار است. فیلم میخواهد درباره شهرت مجازی، میل به دیدهشدن و مناسبات سودجویانه جامعه امروز حرف بزند، اما آنقدر درگیر شخصیتهای متعدد و خردهروایتهای پراکنده میشود که قصه اصلی توان لازم برای درگیرکردن مخاطب را از دست میدهد.
این ناکامی زمانی جدیتر به نظر میرسد که «بت» را در کنار سه اثر شاخص نعمتالله، یعنی «بوتیک»، «بیپولی» و «رگ خواب» قرار دهیم؛ آثاری که نشان میدهند این کارگردان زمانی در تبدیل بحرانهای اجتماعی به تجربههای انسانی و سینمایی، دست بسیار پرتری داشته است.
«بوتیک» را میتوان یکی از مهمترین آثار کارنامه نعمتالله دانست؛ فیلمی که با نگاهی تلخ و واقعگرایانه، زندگی جوانانی را روایت میکند که در مناسبات اقتصادی و اجتماعی جامعه، جایی برای تحقق آرزوهایشان پیدا نمیکنند. جهان فیلم، جهان آدمهایی است که میان خواستههای کوچک و واقعیتهای بزرگ گرفتار شدهاند. نعمتالله در این اثر، با شناختی دقیق از فضای اجتماعی و روابط انسانی، شخصیتهایش را از دل موقعیتهای ملموس بیرون میکشد و بدون آنکه به شعارهای مستقیم پناه ببرد، تصویری از سرخوردگی و بنبست نسلی ارائه میدهد که رؤیاهایش زیر فشار شرایط اجتماعی رنگ میبازند
اهمیت «بوتیک» در این است که مسئله اجتماعی را به تجربهای شخصی و عاطفی تبدیل میکند و به همین دلیل، همچنان میتوان با شخصیتهایش ارتباط برقرار کرد.
«بیپولی» نیز از دیگر تجربههای موفق نعمتالله است؛ فیلمی که با تکیه بر موقعیتهای کمیک، به سراغ یکی از جدیترین بحرانهای زندگی روزمره، یعنی سقوط اقتصادی و تأثیر آن بر روابط زناشویی میرود. نعمتالله در این فیلم نشان میدهد که چگونه از دست رفتن موقعیت مالی میتواند غرور، مناسبات خانوادگی و تصویر آدمها از خودشان را متزلزل کند.
او بهجای آنکه فقر را صرفاً بهعنوان یک معضل اقتصادی مطرح کند، پیامدهای روانی و اجتماعی آن را در رفتار شخصیتها نشان میدهد. همین تلفیق طنز و تلخی، «بیپولی» را از بسیاری از کمدیهای متکی بر شوخیهای سطحی جدا میکند. فیلمساز در اینجا بهخوبی میداند چگونه از یک موقعیت اجتماعی، درامی قابل لمس بسازد و مخاطب را همزمان بخنداند و به فکر فرو ببرد.
در «رگ خواب» نیز نعمتالله به یکی از مهمترین ویژگیهای سینمای خود، یعنی تمرکز بر بحران درونی شخصیت، بازمیگردد. این بار با زنی روبهرو هستیم که در جستوجوی عشق و امنیت عاطفی، به رابطهای وابستهکننده کشیده میشود و بهتدریج استقلال و اعتمادبهنفس خود را از دست میدهد. قدرت فیلم در این است که سقوط شخصیت اصلی را نه با توضیحات مستقیم، بلکه از طریق جزئیات رفتاری، تغییرات روحی و موقعیتهای روزمره پیش میبرد.
«رگ خواب» نشان میدهد که نعمتالله در صورت تمرکز بر یک شخصیت و دنبالکردن دقیق مسیر تحول او، میتواند درامی تأثیرگذار خلق کند؛ درامی که مسئلهای فردی را به تجربهای عمومی و قابل درک تبدیل میکند.
اما «بت» در مقایسه با این سه فیلم، از همان ابتدا با مشکل مهمی روبهروست: فیلم ایدهای معاصر و قابل تأمل دارد، اما نمیتواند آن را به قصهای پرکشش و منسجم تبدیل کند. موضوع شهرت در فضای مجازی، میل به دیدهشدن و بهرهکشی از آدمها ظرفیت آن را دارد که به نقدی جدی از مناسبات امروز جامعه بدل شود. با این حال، تعدد شخصیتها و خردهروایتها، تمرکز فیلم را بر هم میزند و مانع از آن میشود که کشمکش اصلی شخصیت محوری بهاندازه کافی گسترش پیدا کند. در نتیجه، مضمون اجتماعی بر درام غلبه میکند و فیلم بهجای آنکه مخاطب را از مسیر تجربه شخصیتها به نتیجه برساند، در میان موقعیتهای پراکنده گرفتار میشود.
طولانیبودن فیلم نیز این مشکل را تشدید میکند. در «بوتیک» و «رگ خواب»، بحران شخصیتها بهتدریج شکل میگیرد و هر موقعیت، بخشی از مسیر سقوط یا دگرگونی آنان را روشن میکند؛ اما در «بت»، همه اتفاقات به یک اندازه در پیشبرد داستان مؤثر نیستند. شخصیتپردازی نیز به عمق آثار موفق نعمتالله نمیرسد و برخی تصمیمها و تغییر رفتارها، زمینهچینی دراماتیک کافی ندارند. شکست «بت» را نمیتوان صرفاً به انتخاب موضوعی نامناسب نسبت داد. مسئله اصلی، فاصله میان ایده و اجرای آن است.





