به بهانه حضور یک لات در تاک شوی فرهنگی هنری:
از جاهلی تا معاصر؛ تحول تیپ لات در سینمای ایران
اگر لات پیش از انقلاب را قهرمان تراژیک و صدای اعتراض نسل جوان بدانیم، لات پس از انقلاب کاراکتری چندوجهی است که بازتابی از پیچیدگیهای اجتماعی امروز ایران را در خود دارد.
محمد تقی زاده– سینمای جاهلی دهههای ۳۰ و ۴۰ خورشیدی، بازتابی از فرهنگ کوچهبازاری و کشاکش سنت و مدرنیته در جامعه ایران بود. در این سینما، تیپهای «لوطی» و «لات» بهعنوان شخصیتهای محوری ظاهر شدند؛ لوطیها با فتوت و جوانمردی شناخته میشدند، در حالی که لاتها بیشتر با خشونت، غیرت محلهای و اعتراض اجتماعی تعریف میشدند. فیلم لات جوانمردنمونهای از تلاش برای بازنمایی لوطیِ اخلاقمدار و سنتی بود، در حالی که قیصر مسعود کیمیایی (۱۳۴۸) نقطه عطفی در بازتعریف تیپ لات شد؛ قیصر با غیرت و انتقامجوییاش، صدای اعتراض نسل جوان علیه بیعدالتی اجتماعی گردید و شمایل لات را به قهرمان تراژیک بدل کرد.این روند شمایل سازی در سینمای بعد از انقلاب و با پرداخت و تصویرسازی مختلف از لات لمپن تا اراذل و ناموس پرست و غیرتی گسترش موضوعی و مضمونی پیدا کرد. در ادامه نگاهی به این دونوع بازنمایی سینمایی به عنوان یک شمایل محبوب و مبتوان گفت ماندگار داشتیم:
شمایل لات پیش از انقلاب
در دهههای ۴۰ و ۵۰، لات به یکی از پررنگترین تیپهای سینمای ایران بدل شد. او نماینده طبقه پایین شهری بود؛ مردی که در حاشیه نظم رسمی جامعه زندگی میکرد اما برای خود کدهای اخلاقی داشت. خشونت آشکار، غیرت محلهای، زبان کوچهبازاری و ظاهر ساده از ویژگیهای اصلی این تیپ بود. قیصر در فیلم کیمیایی، ابی در کندو و داشآکل در داشآکل هر یک نمونههایی از این شمایل بودند؛ شخصیتهایی خشن اما محبوب، چون عدالت شخصی و غیرت اجتماعی را نمایندگی میکردند. برای مخاطب آن دوره، لات صدای اعتراض بود؛ قهرمانی که در برابر بیعدالتی میایستاد، حتی اگر راهش خون و خشونت بود.
شمایل لات پس از انقلاب
با وقوع انقلاب، فضای فرهنگی و اجتماعی تغییر کرد و تیپ لات در دهههای ۶۰ و ۷۰ تقریباً از سینما حذف شد. کاراکترهای مثبت و اخلاقی جای او را گرفتند و حضور لات محدود به تیپهای فرعی شد. اما در دهه ۸۰، این تیپ با چهرهای تازه بازگشت؛ مارمولک با بازی پرویز پرستویی نمونهای شاخص بود که لات را در قالبی طنزآلود و زیرکانه بازتعریف کرد.
در دهه ۹۰ و ۱۴۰۰، لات دوباره جدی شد و به کاراکتری چندلایه و اجتماعی بدل گردید. در شنای پروانه، جواد عزتی و امیر آقایی تصویری مدرن و پیچیده از لات ارائه دادند؛ شخصیتی که دیگر صرفاً خشونتطلب نبود، بلکه درگیر با رسانه، قدرت و روابط پیچیده محله بود. در مغزهای کوچک زنگزده، فرهاد اصلانی لات اجتماعی و حاشیهای را به نمایش گذاشت. حامد بهداد در جرم و امین حیایی در درخونگاه نیز لاتهایی تراژیک و اخلاقی را بازی کردند. حتی در آثار طنز و عامهپسند مثل اخراجیها با کامبیز دیرباز یا یاغی با عباس جمشیدی، این تیپ حضوری پررنگ داشت.
اگر لات پیش از انقلاب را قهرمان تراژیک و صدای اعتراض نسل جوان بدانیم، لات پس از انقلاب کاراکتری چندوجهی است که بازتابی از پیچیدگیهای اجتماعی امروز ایران را در خود دارد. محبوبیت لات در هر دودوره ناشی از توانایی او در بازتاب دادن احساسات جمعی مردم است: پیشتر اعتراض و غیرت، امروز تضادها و بحرانهای اجتماعی. همین ند لایگی باعث شده شمایل لات به یک تصویر نوستالژیک اما ماندگار درحافظهی جمعی ایرانیان تبدیل شود؛ تصویری که هر بار با بازیگری تازه وروایتی متفاوت دوباره بر پردهی سینما جان میگیرد.
تقابل سنت و مدرنیته در سینمای جاهلی پیش از انقلاب، با تیپهای لات و لوطی بهخوبی نمایان شد. لات جوانمرد تلاش داشت لوطیِ اخلاقی و سنتی را بازنمایی کند، در حالی که قیصر با شمایل لات خشن و انتقامجو، اعتراض اجتماعی را به تصویر کشید. پس از انقلاب، این تیپ ابتدا حذف شد، سپس در قالب طنز بازگشت و در نهایت به کاراکتری مدرن و چندلایه بدل شد که بازتابی از پیچیدگیهای اجتماعی امروز ایران است. محبوبیت لات در هر دو دوره ناشی از توانایی او در بازتاب دادن احساسات جمعی مردم است: پیشتر اعتراض و غیرت، امروز تضادها و بحرانهای اجتماعی. همین چندلایگی باعث شده شمایل لات به یک تصویر نوستالژیک اما ماندگار در حافظهی جمعی ایرانیان تبدیل شود؛ تصویری که هر بار با بازیگری تازه و روایتی متفاوت دوباره بر پردهی سینما جان میگیرد.




