«غبار میمون»؛ تجربهای ناموفق در سینمای سیاسی
غبار میمون با تهیهکنندگی سعید مرادی و فیلمنامهای از امیر بوالی، در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
آرش معیریان که عمدهی فعالیتهای سینماییاش در حوزهی کمدی شکل گرفته، با فیلم غبار میمون تلاش کرده است تجربهای متفاوت را در ژانر سیاسی رقم بزند. معیریان در سال ۱۳۸۳ با ساخت فیلم کما به یکی از پرفروشترین کارگردانان سینمای ایران تبدیل شد، اما اینبار ورود او به سینمای سیاسی، نتیجهی قابل قبولی به همراه نداشته است.
غبار میمون با تهیهکنندگی سعید مرادی و فیلمنامهای از امیر بوالی، در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. بنابر گفتهی نویسنده، داستان فیلم برگرفته از واقعیت است. روایت فیلم درباره صدرا، نیروی ارشد امنیتی است که پس از شناسایی ایمانوئل ـ دانشمند علوم شناختی و منبع اطلاعاتیاش ـ توسط سرویسهای بیگانه، راهی کشوری ثالث میشود؛ کشوری که ایمانوئل پیشتر به بهانهی حضور در یک همایش علمی، همراه با نیروهای امنیتی ایران در آن حضور داشته است.
با وجود ظرفیت بالای سوژه، فیلم در اجرا دچار ضعفهای جدی است. سینما عرصه روایت و شخصیتپردازی است، نه تریبونی برای صدور بیانیه، اما غبار میمون بیش از آنکه به قواعد درام پایبند باشد، به ارائه پیام مستقیم بسنده میکند. فیلمنامه، دیالوگنویسی، شخصیتپردازی، تدوین و حتی قاببندیها، همگی نشانههایی از یک اثر ناپخته و آماتورگونه دارند. این فیلم میتوانست با روایتی منسجمتر و حذف خردهروایتهای زائد، به یک اثر سیاسی قابل تأمل تبدیل شود، اما آنچه در جشنواره به نمایش درآمد، بیش از آنکه یک فیلم سینمایی باشد، به تلهفیلمی ضعیف شباهت دارد.
حضور بازیگرانی چون علی دهکردی، پژمان بازغی و لیلا زارع ـ که همگی از چهرههای توانمند سینمای ایران هستند ـ نیز نتوانسته به نجات فیلم کمک کند. کارگردان در پرداخت شخصیتها ناکام مانده و کاراکترها از همان ابتدا در حد تیپ باقی میمانند. ضعف در معرفی شخصیتها ، ارتباط مخاطب با روایت را دشوار میکند. در مجموع، غبار میمون نهتنها تجربهای موفق در کارنامه آرش معیریان محسوب نمیشود، بلکه یکی از آثار مضعیف جشنواره فیلم فجر است؛ فیلمی که با وجود موضوع حساس و ظرفیت بالقوه، در اجرا و ساختار سینمایی ناکام مانده است.


