سقف؛ چگونه به جشنواره راه پیدا کرد؟
«سقف» یک موقعیت ساده را بهانه کرده تا یک خانواده معمولی را در ویلایی محبوس کند و به اسم «تبعات روانی جنگ» آنها را به سطح حیوانات پایین بیاورد.
یکی از آثاری که در چهل وجهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و پرسش برانگیز است؛ فیلم سقف به کارگردانی ابراهیم امینی است. این که چگونه همچین فیلم ضد انسانی میتواند به مسابقه جشنواره راه پیدا کند؟ در خلاصه داستان آمده است این فیلم با تمرکز بر حمله رژیم صهیونیستی ساخته شده است اما آنچه که دیده میشود این است که جنگ تنها ابزاری برای پیشبرد داستان است. این فیلم را همان کسی کارگردانی کرده که زمانی «مرد بازنده» را نوشته بود؛ مردی که حداقل میجنگید، حداقل تقلا میکرد، حداقل چیزی برای از دست دادن داشت. حالا همان نویسنده، شخصیتهایی ساخته که از همان لحظه اول باختهاند و حتی زحمت ایستادن را هم به خودشان نمیدهند. واقعیت این است که «سقف» هیچ درسی ندارد جز درس فرصتطلبی و سطحینگری. شخصیتها نه تنها هیچ عمق یا تحول واقعی ندارند، بلکه درجا میزنند؛ عصبی، پرخاشگر، خودخواه و در نهایت همان آدمهای بیتفاوت و خستهکننده اول فیلم باقی میمانند. فیلم ادعا میکند که نشاندهنده «عصبیزدگی و منزجر شدن از خود» در بحران است، اما در عمل فقط یک مشت دعوای خانوادگی تکراری، شوخیهای پیشپاافتاده و دیالوگهای کلیشهای را به خورد مخاطب میدهد که حتی یک لحظه هم باورپذیر یا تأثیرگذار نیست.
«سقف» یک موقعیت ساده را بهانه کرده تا یک خانواده معمولی را در ویلایی محبوس کند و به اسم «تبعات روانی جنگ» آنها را به سطح حیوانات پایین بیاورد. پدر خانواده، که ظاهراً دکتر است، به قدری حقیر و بیاراده نشان داده میشود که حتی سگ خانه هم از او جدیتر به نظر میرسد. دیالوگ معروف «حتی تو بگی گوش میدم» نه اوج تلخی است، بلکه نقطه اوج مسخرهبازی و خودزنی بیمزهی فیلمنامه است. این شخصیت نه قربانی جنگ است، نه نماد چیزی؛ فقط یک عروسک خیمهشببازی است که نویسنده و کارگردان با لذت تمام تحقیرش کردهاند. زن خانواده هم وضع بهتری ندارد؛ زنی که حاضر است برای ماندن در خانهای که صاحبش به او پیشنهاد شرمآور داده، همه چیز را تحمل کند، بدون اینکه حتی یک لحظه خشم واقعی، عزتنفس یا حداقل یک واکنش انسانی از خودش نشان بدهد. اینها شخصیت نیستند؛ اینها کاراکترهای کاغذی بیروحی هستند که انگار از یک دوره نویسندگی آماتور دهه ۷۰ بیرون کشیده شدهاند. اکران عمومی سقف، ضربهی اساسی به سینمای ایران خواهد زد.


