بیلبورد؛ آفت شهرت
فیلم ایده خوبی دارد و اینکه خواسته به یک آسیبشناسی بپردازد قابل توجه است؛ اما این پروسه و روند بی حیثیت کردن چهره معروف فیلم بسیار طولانی میشود.
محبوبه جان نثاری– فیلم بیلبورد به کارگردانی سعید دشتی و تهیه کنندگی محمدرضا مصباح، به چهل و چهارمین دوره فیلم فجر راه یافته است. امین حیایی و آناهیتا درگاهی از بازیگران اصلی فیلم هستند. این فیلم به آسیبشناسی سلبریتی و چهره بودن میپردازد و خودخواهی و خودمحوری آنها را به چالش میکشد. اینکه آیا جنبهی قدرتی که پول و شهرت به سلیبریتی میدهد را دارد یا اینکه این قدرت برایش آفت میشود و خواسته و ناخواسته به اطرافیانش، خانواده، دوستان و همکاران آسیب میزند؟!
آناهیتا شمس با بازی آناهیتا درگاهی سلبریتی این فیلم است که فرزندش به گروگان گرفته میشود و صدایی ناآشنا از او میخواهد برای دوباره دیدن دخترش، تمام کارهایی که او میگوید را نعل به نعل باید انجام دهد. کارهایی در پیش چشم مردم، تا این چنین به لجن کشیده شود و به جای محبوبیت و معروفیتی که تا به اینجای زندگی برای خودش ساخته، کرور کرور نفرت بسازد.
فیلم ایده خوبی دارد و اینکه خواسته به یک آسیبشناسی بپردازد قابل توجه است؛ اما این پروسه و روند بی حیثیت کردن چهره معروف فیلم بسیار طولانی میشود؛ یعنی با پرده دومی طولانیتر از حد معمول روبرو هستیم که این روایت فیلم را کند و کشدار میکند.
همچنین طراحی و لوکیشن خانهی کودکیهای شمس بسیار دور از واقعیت است و هیچ معلوم نیست که آن خانهی بدون در و دیوار، چرا به این روز افتاده است و اینطور متروک و مخروبه شده است؟ چرا ماشین پدرش آن طور بدون استفاده در حیاط مانده و اوراق شده؟ آیا امکان دارد که خانهای به این وضع و اوضاع دربیاید در حالی که وارثان آن (شمس و مادرش) زنده و حاضر هستند؟ یعنی خود خانه که هیچ، زمین آن هم قابل استفاده و قابل فروش نبوده است؟
همینطور بعد از کش و قوسهای فراوانی که شمس از سر میگذراند و هر چه میخواهند انجام میدهد، آیا در پایان دیگر متنبه شده؟ آیا او دیگر بعد از این قرار نیست به اطرافیانش آسیب برساند؟ آیا او دیگر فهمیده در خیلی از جاهای زندگیاش اشتباه کرده؟ این سوالی است که در پایان فیلم بیپاسخ میماند.


