a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
هیولای درون من

محمدرضا فهمیزی:

هزارتوی سیاهی

“ترجیح میدی یه قتل بسازی تا تو آینه نگاه کنی.”
این جمله‌ای که “شلی” به “آگی” (پارتنر پیشینش) می‌گوید کلیدی‌ترین مفهوم مینی سریال جدید شبکه “نت فلیکس” است. نگاه کردن به آینه یا در واقع به درون خود. چقدر از ما حاضریم این کار را انجام دهیم و نقایص و تیرگی های خودمان را ببینیم یا ترجیح می‌دهیم بجای آن ایرادات و سیاهی های دیگران را_بعضاً_ با ریزبینی بسیار ببینیم؟

“هیولای درون من” داستان چنین آدم هایی است که دیدن جنبه های منفی وجود دیگران ، باعث می شود بخش های تاریک خود را فراموش کنند. این نکته‌ای است که دقیقاً از زبان آگی می شنویم: «واقعیت اینه به شرورهامون نیاز داریم، زنده و سرحال چون بدون اونها مجبوریم با خودمون روبرو بشیم.»

«آگاتا ویگز» و «نایل جارویس» هر دو به دلایل گوناگون که مهم‌ترین آن، رابطه ویران و پر از تروما با پدری دیکتاتور، خودخواه و حلافکار است، روح و روانی بیمار و پر از سیاهی و آشوب دارند. «آگی» کتابی نوشته به نام «سگ صفت»(نامه‌ای به پدرم) و بخاطر آن معروف‌ترین جایزه روزنامه‌نگاری دنیا یعنی پولیتزر را در حوزه ادبیات برده است بعلاوه او از 4 سال پیش که پسر 8 ساله اش را بر اثر رانندگی بی احتیاط جوانی مست به نام «تدی» از دست داده دیگر نتوانسته چیزی بنویسد و به خاطر این دو واقعه وجودش سرشار از نفرت و انتقام شده است به نحوی که تقریبا در تمام طول سریال او را با لباس‌هایی به رنگ‌هایی تیره همچون: خاکستری، سیاه، قهوه ای تیره و… می‌بینیم. شاید از همین رو هم هست که با هیچ مردی نمی‌تواند ارتباط بگیرد از سوی دیگر «نایل» میلیاردر جذاب و بدنام را داریم که نفرت از پدر نقش موثری در شکل‌گیری شخصیتش داشته است چون تولدش در شرایطی رخ داده که به دلیل بیماری خطرناک، بارداری برای مادرش خطر جانی داشته اما پدرش بخاطر علاقه به فرزند و حفظ میراث ، توجهی به این امر نمی‌کند. در نتیجه دو سال پس از تولد نایل ،مادرش می‌میرد و به همین خاطر او به مرور تبدیل به موجودی بی‌رحم و ترسناک‌تر از پدرش می‌شود که برای رسیدن به اهدافش هر کاری را مجاز می داند‌ حتی کشتن آدم‌ها.

«هیولای درون من» بر مبنای فرمول جذاب و امتحان پس داده ادبیات کلاسیک یعنی تقابل قهرمان و ضد قهرمان روایت می‌شود و «آگی» با اینکه  به ظاهر شخصیت مثبت داستان است و در چشم دیگران (از جمله نایل) نویسنده‌ای معروف، برجسته و جهانی است اما تاریکی‌های درونش هم کم نیست که به صورت نمادین در ظاهر خانه‌اش متجلی شده است. خانه ای نامرتب و بهم ریخته که چند سال است دست نخورده و نیاز به تعمیرات دارد از جمله وان حمام و سینک ظرفشویی که نماد نظافت و تمیزی باید باشند مرتب ازشان لجن بیرون می‌آید. اما او اگر وجودش درگیر سیاهی و تلخی شده اما «نایل» دقیقا خود هیولاست و حتی شاید به گونه‌ای دیگر یادآور پدر برای «آگی». در نتیجه همانطور که شخصیت دیکتاتور و خودخواه پدرش موجب نوشتن کتاب قبلی و شهرت، ثروت و حال خوبش (اگرچه مقطعی) شد وجود هیولایی همچون «نایل» هم با گذشته‌ای بسیار تیره و مرموز انگیزه نوشتن کتاب جدیدش می‌شود.

همین امر هم در نهایت باعث جلب توجه او به نقاط منفی و تیره خود و نجات از آن می شود به نحوی که در اواخر سریال جایی در مواجه با «نینا»( همسر نایل) به او می گوید: «من اون داستانی را (اشاره به حادثه مرگ پسر کوچکش) برای خودم تعریف کردم که واسه زنده موندن دلم می خواست بشنوم اما شاید خودم هم مقصر بودم.» اتفاقاً چند صحنه پیش‌تر در فلاش بک دیده بودیم که قبل از تصادف، در حال گفتگویی تلفنی با شخصی درباره اینکه چرا دیگر با پدرش صحبت نمی‌کند ،بود از طرفی بچه هم مدام بهانه می‌گرفت و اسباب بازی اش را می‌خواست بنابراین کامل حواسش به رانندگی نبود. از این جا به بعد است که «آگی» با وجود اینکه همه شرایط به ضرر اوست، به رستگاری می‌رسد چون هم «نایل» با انداختن جسد «تدی» در خانه او کاری کرده که قاتل جلوه کند و هم «اریکا» (مامور اف بی آی) که قرار بود از او حمایت کند با توجه به تهدید عموی «نایل» مبنی بر افشاگری در تماس تلفنی «آگی» به او می‌گوید نمی‌شناسدش و هم «شلی» با پلیس‌ها برای دستگیری او همکاری می‌کند.

در واقع «آگی» وقتی چشمش به سیاه چال ترسناک درون خودش باز می‌شود از زندان بیرونی آزاد می‌شود و به آرامش می‌رسد در حالی که برای «نایل» این اتفاق نمی‌افتد او متوجه سیاهی‌های درون خودش نمی‌شود و حتی در آخرین گفتگویی هم که با «آگی» در زندان دارد هیچ تغییری در افکارش به وجود نیامده است. نهایتاً هم در زندان کشته می‌شود.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : ۱۴۰۴/۱۰/۱۰ ۱۰:۳۰
شماره خبر : 104101
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=104101
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.