a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید

یادداشتی از محمد ناصری‌راد:

زنی که می‌خواهد قواعدِ بازی سیاه و سفید را تغییر دهد

مستند "بی‌وزیر" ساخته الهام آقالری، روایتی انسانی از زنی به نام ملیحه صفایی است که با وجود نابینایی، مسیر حرفه‌ای خود را در ورزش شطرنج ادامه داده و به جایگاه نایب‌رئیسی فدراسیون شطرنج نابینایان و کم‌بینایان رسیده است.

عنوان “بی‌وزیر” به‌ واسطه پیوندش با اصطلاحات شطرنج، به وضعیت مهره‌ای اشاره دارد که وزیر، قدرتمندترین مهره صفحه، را در اختیار ندارد، اما همچنان می‌تواند بازی را ادامه دهد و برای پیروزی بجنگد.

این عنوان، در لایه‌ای استعاری، با تجربه زیسته شخصیت اصلی و مواجهه او با محدودیت‌ها ارتباط پیدا می‌کند، زنی که با وجود دشواری‌های جسمانی و موانع پیش رو، با تکیه بر اراده و توانایی‌هایش مسیر خود را می‌سازد.

بدین‌ترتیب، نام فیلم هم به جهان شطرنج تعلق دارد و هم افقی برای تأمل درباره قدرت، امکان و ادامه‌دادن می‌گشاید.

مستند “بی‌وزیر” ساخته الهام آقالری، روایتی انسانی از زنی به نام ملیحه صفایی است که با وجود نابینایی، مسیر حرفه‌ای خود را در ورزش شطرنج ادامه داده و به جایگاه نایب‌رئیسی فدراسیون شطرنج نابینایان و کم‌بینایان رسیده است.

شخصیت اصلی با تکیه بر تخصص، اراده و مطالبه‌گری، محدودیت‌های پیش روی خود را به بخشی از تجربه زیسته‌اش تبدیل می‌کند و با دستاوردهای ورزشی، در پی ارتقای جایگاه ایران در رقابت‌های بین‌المللی است.

اهمیت انتخاب این سوژه در آن است که فیلم، زنی را در مرکز روایت قرار می‌دهد که هویت خود را به معلولیت فرو نمی‌کاهد و در مقام کنشگری مستقل، برای تحقق اهدافش تلاش می‌کند.

شطرنج نیز با ماهیت راهبردی خود، ظرفیت آن را دارد که به استعاره‌ای از انتخاب، پیش‌بینی و مواجهه انسان با موقعیت‌های پیچیده زندگی تبدیل شود.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه مستند، حضور الهام آقالری در مقام فیلم‌بردار و صدابردار اثر خود است. این انتخاب، افزون بر نشان‌دادن جسارت و استقلال مؤلف، امکان ارتباط مستقیم‌تر با سوژه را فراهم کرده است.

مسئولیت هم‌زمان ثبت تصویر و صدا، البته مستلزم تسلط بر قاب‌بندی، حرکت دوربین و مدیریت صداست، اما در اینجا می‌تواند نشانه‌ای از تلاش فیلم‌ساز برای نزدیک‌شدن به جهان شخصیت و ثبت موقعیت‌های پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی او باشد.

شناخت مؤلف از فضای شطرنج و همراهی با شخصیت اصلی نیز به نظر می‌رسد از آشنایی سطحی فراتر رفته و در نحوه مواجهه با سوژه انعکاس یافته است.

ورود دوربین به خانه و اتاق خواب شخصیت اصلی، گفت‌وگو درباره زندگی مشترک و نحوه آشنایی او با همسرش، روایت را از محدوده مسابقات و افتخارات ورزشی فراتر می‌برد و به حریم خصوصی شخصیت نزدیک می‌کند.

در این میان، اشاره به اینکه دست او و همسرش حتی هنگام اختلاف نیز در دست یکدیگر باقی می‌ماند، از جزئیات معنادار فیلم است. این رفتار روزمره، بدون نیاز به توضیح اضافی، مفهوم همراهی را به تصویر در آورده و رابطه‌ای را نشان می‌دهد که در آن اختلاف‌ها به گسست عاطفی منجر نمی‌شوند.

چنین لحظه‌ای از آن جهت اهمیت دارد که معنا را از دل زندگی واقعی استخراج می‌کند و به تجربه‌ای ملموس بدل می‌سازد.

از منظر دراماتیک، شخصیت اصلی واجد هدف، موانع و مسیری مشخص برای رسیدن به خواسته‌هایش است. این مؤلفه‌ها زمینه شکل‌گیری روایتی مبتنی بر کنش و تصمیم‌گیری را فراهم می‌کنند و در کنار دستاوردهای ورزشی، تصویری از زنی ارائه می‌دهند که می‌تواند برای دیگر زنان، به‌ویژه زنان دارای معلولیت، الهام‌بخش باشد. بااین‌حال، قدرت چنین روایتی به میزان پرهیز آن از قهرمان‌سازی یک‌بعدی وابسته است. هرچه تناقض‌ها، دشواری‌ها و وجوه شخصی شخصیت با دقت بیشتری در فیلم حضور پیدا کنند، مخاطب امکان بیشتری برای شناخت انسانی او خواهد داشت.

در سطح بصری، برخی قاب‌بندی‌ها و میزانسن‌ها به زبان سینمای داستانی نزدیک می‌شوند. این گرایش به انسجام تصویر و برجسته‌شدن موقعیت‌های دراماتیک کمک می‌کند، اما در صورت غلبه طراحی بر مشاهده، ممکن است از حس طبیعی و پیش‌بینی‌ناپذیر واقعیت بکاهد.

مسئله اصلی، میزانسن‌پردازی در سینمای مستند نیست، بلکه چگونگی حفظ تعادل میان مداخله مؤلف و استقلال موقعیت واقعی است، تعادلی که کیفیت نهایی بیان سینمایی اثر را تعیین می‌کند.

تلاش مؤلف برای استفاده از فرم شطرنج در انتقال مفاهیم، ایده‌ای است که ظرفیت گسترش بیشتری دارد. هندسه صفحه، حرکت مهره‌ها و پیامدهای زنجیره‌ای تصمیم‌ها می‌توانستند در ترکیب‌بندی قاب‌ها، ریتم روایت و پیوند میان موقعیت‌های ورزشی و زندگی شخصیت حضور پررنگ‌تری پیدا کنند. در چنین رویکردی، شطرنج از موضوع اصلی فیلم فراتر می‌رود و به عنصری ساختاری در روایت تبدیل می‌شود. البته موفقیت این تمهید به آن بستگی دارد که استعاره‌ها از دل موقعیت‌های واقعی شکل بگیرند و به تصاویر تحمیل نشوند.

تدوین و ریتم فیلم از نقاط قوت آن هستند. جابه‌جایی میان موقعیت‌های ورزشی و لحظه‌های خصوصی زندگی شخصیت، به روایت امکان می‌دهد از معرفی صرف سوژه فاصله بگیرد و وجوه مختلف زندگی او را کنار هم قرار دهد. همچنین پرهیز از استفاده اغراق‌آمیز از موسیقی و فضاسازی صوتی، به تصاویر اجازه می‌دهد بدون اتکای بیش از اندازه به محرک‌های عاطفی، تأثیر خود را بر مخاطب بگذارند. این انتخاب در مواجهه با موضوعی که ظرفیت بالایی برای احساسات‌گرایی دارد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و به حفظ صداقت روایی مستند کمک می‌رساند.

برخورد اتفاقی شخصیت با دوربین، جزئیاتی است که می‌توانست با تکراری حساب‌شده به موتیفی بصری تبدیل شود. بازگشت این رخداد در موقعیت‌هایی متفاوت، در صورت برخورداری از منطق روایی، امکان ایجاد پیوندی میان حضور دوربین، حرکت شخصیت و تجربه او از محیط را فراهم می‌کرد. در شکل فعلی، این لحظه بیشتر به یک اتفاق گذرا شباهت دارد و ظرفیت فرمی آن به‌طور کامل گسترش نمی‌یابد.

از دگر سو یکی از عوامل موفقیت “بی‌وزیر”، همراهی طولانی‌مدت الهام آقالری با سوژه، هم در روزهای پیش از فیلم‌برداری و هم در جریان ضبط مستند باشد. این فرصت برای زیستن در کنار شخصیت و شناخت تدریجی جهان او، به شکل‌گیری رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد و صمیمیت انجامیده که نشانه‌های آن در فیلم مشهود است. دسترسی دوربین به لحظه‌های خصوصی زندگی، ثبت جزئیات روزمره و حضور طبیعی شخصیت در برابر دوربین، از نتایج چنین ارتباطی به نظر می‌رسند. این همراهی، فاصله میان فیلم‌ساز و سوژه را کاهش داده و به آقالری امکان داده است به‌جای اکتفا به ثبت موقعیت‌های رسمی ورزشی، به لایه‌های شخصی و انسانی زندگی قهرمانش نزدیک شود، امتیازی که در سینمای مستند شخصیت‌محور، نقشی تعیین‌کننده در صداقت و کیفیت روایت دارد.

در پایان‌بندی، حرکت مصمم شخصیت با پیراهنی به رنگ روشن به سوی عمق تصویر، کیفیتی تأمل‌برانگیز دارد. این حرکت می‌تواند استمرار مسیر زندگی او را تداعی کند و به‌جای ارائه جمع‌بندی کلامی، معنای پایان را به تصویر واگذار کند. تأثیر این انتخاب به زمینه‌سازی بصری و روایی آن در طول فیلم وابسته است، اما در سطح تصویر، امکان گشوده‌ماندن مسیر شخصیت پس از پایان روایت را فراهم می‌آورد.

“بی‌وزیر” مستندی انسانی است که با انتخاب سوژه‌ای صاحب هدف، توجه به جزئیات زندگی خصوصی و پرهیز از احساسات‌گرایی افراطی، می‌کوشد تصویری فراتر از بازنمایی کلیشه‌ای معلولیت ارائه دهد. استقلال مؤلف در ثبت تصویر و صدا، شناخت او از شخصیت، تدوین مناسب و توجه به روابط انسانی، از ویژگی‌های قابل دفاع اثرند. در مقابل، گسترش پیوند میان فرم شطرنج و ساختار روایت، استفاده هدفمندتر از موتیف‌های بصری و دقت بیشتر در نسبت میان میزانسن و واقعیت ثبت‌شده، می‌توانست به غنای سینمایی فیلم بیفزاید.

دستاورد اصلی مستند در ترسیم زنی است که زندگی‌اش را با تصمیم‌ها و کنش‌های خود پیش می‌برد و از خلال حضورش، امکان‌های تازه‌ای برای بازاندیشی درباره توانایی، استقلال و جایگاه اجتماعی افراد دارای معلولیت پیش روی مخاطب می‌گذارد.

انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : 1405/07/26 02:24
شماره خبر : 105787
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105787
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.