a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
زن پوشی در سینمای ایران

تاریخ زن پوشی در سینمای ایران

با اکران «خانم والده» و حضور رضا عطاران در شمایل زنانه، دوباره بحث مردان زن‌پوش و سابقه این اتفاق در سینمای ایران مطرح شده است.

به گزارش سینما آفیس، زن‌پوشی در سینما و نمایش، پدیده تازه‌ای نیست. از سال‌های دور، تغییر ظاهر مردان و قرار گرفتن آنها در لباس و شمایل زنانه، یکی از شگردهای شناخته‌شده برای خلق موقعیت‌های کمیک بوده است؛ اما در سینمای ایران این شگرد در دوره‌های مختلف، معنا و کارکردهای متفاوتی پیدا کرده است. گاهی تنها قرار است تماشاگر با دیدن مردی در لباس زنانه بخندد و گاهی این تغییر ظاهر، بخشی از قصه و حتی موتور اصلی روایت است. حالا با اکران «خانم والده» و حضور رضا عطاران در شمایل زنانه، دوباره بحث مردان زن‌پوش و سابقه این اتفاق در سینمای ایران مطرح شده است.

«خانم والده» ساخته سهیل موفق و با حضور رضا عطاران، از تازه‌ترین نمونه‌های این جریان است. حضور عطاران با گریم و لباس زنانه از همان ابتدا به یکی از عناصر مورد توجه تبلیغات فیلم تبدیل شد و تصویری که از او منتشر شد، به سرعت ذهن مخاطب را به نمونه‌های قبلی این جنس نقش‌آفرینی برد. فیلمی که قصه ندارد و تنها زن پوشی رضا عطاران موتور محرکه‌ی فیلم شده است.

اما اگر بخواهیم به عقب برگردیم، تاریخ زن‌پوشی در سینمای ایران فقط با «آدم‌برفی» شروع نمی‌شود. یکی از نمونه‌های پیش از انقلاب، فیلم‌مادموازل خاله – ۱۳۳۶به کارگردانی، امین امینی با بازی علی تابش است. تابش در نقش «خاله» ظاهر می‌شود و از قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده مردپوشی/زن‌پوشی در سینمای ایران است. این فیلم نشان می‌دهد این شگرد از همان سال‌های نخست سینمای عامه‌پسند ایران با سینما همراه بوده است.

فیلم مهم پس از انقلاب، «دستفروش» محسن مخملباف است. محمود بصیری در یکی از اپیزودهای فیلم نقش پیرزنی سالخورده را بازی می‌کند. این انتخاب البته با شرایط خاص تولید و دشواری یافتن بازیگر زن مناسب برای چنین نقشی ارتباط داشت و در نتیجه زن‌پوشی در اینجا بیش از آنکه یک شوخی کمدی باشد، به یک ضرورت اجرایی و روایی تبدیل شده بود.

اما آنچه زن‌پوشی را به شکل گسترده‌ای وارد حافظه عمومی مخاطب ایرانی کرد، «آدم‌برفی» داود میرباقری بود. فیلمی که در سال ۱۳۷۳ ساخته شد و سه سال بعد، در سال ۱۳۷۶، روی پرده رفت. اکبر عبدی در نقش عباس خاکپور، مردی که برای گرفتن ویزای آمریکا به ترکیه رفته، پس از ناکامی در دریافت ویزا تصمیم می‌گیرد با تغییر ظاهر و پوشیدن لباس زنانه، در قالب زنی به نام «درنا» ظاهر شود تا راهی برای مهاجرت پیدا کند.

اینجا زن‌پوشی دیگر صرفاً یک شوخی تصویری نیست. عباس برای رسیدن به هدفی مشخص، هویت ظاهری خود را تغییر می‌دهد و همین تغییر، موقعیت‌های مختلفی را برای فیلم به وجود می‌آورد. از سوی دیگر، «آدم‌برفی» زن‌پوشی را به مسئله مهاجرت و هویت پیوند می‌زند. به همین دلیل هم نمی‌توان آن را صرفاً در ردیف کمدی‌هایی قرار داد که مردی لباس زنانه می‌پوشد تا چند دقیقه‌ای تماشاگر را بخنداند.

«آدم‌برفی» از این جهت یک نقطه مهم در این مسیر است. حتی حاشیه‌های فیلم نیز نشان داد که زن‌پوشی در سینمای ایران فقط یک اتفاق ساده در حوزه گریم و بازیگری نیست و می‌تواند به موضوعی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود. فیلم سه سال در توقیف ماند و سرانجام پس از اکران، با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شد.

اکبر عبدی بعد از «آدم‌برفی» نیز چند بار به سراغ این تجربه رفت.

نکته جالب اینجاست که حالا سال‌ها بعد، رضا عطاران خودش در «خانم والده» در چنین شمایلی مقابل دوربین قرار گرفته است؛ بازیگری که پیش‌تر در «خوابم میاد» در مقام کارگردان، اکبر عبدی را در نقش زن قرار داده بود. بنابراین حضور او در «خانم والده» ناخواسته یادآور همان تجربه قدیمی نیز هست.

در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ زن‌پوشی در سینما ذاتاً نه موفق است و نه ناموفق. آنچه اهمیت دارد این است که فیلم با این امکان چه می‌کند. اگر قرار باشد صرفاً مردی را با لباس زنانه مقابل دوربین قرار دهیم و بعد مجموعه‌ای از شوخی‌های تکراری را از تفاوت ظاهر، حرکات و موقعیت او استخراج کنیم، طبیعتاً بعد از چند بار تکرار، جذابیت این شگرد کم می‌شود. تماشاگر پیش از این بارها چنین تصویری را دیده است در واقع همان تصویری است که در فیلم « خانم والده» دیده می‌شود.

اما اگر تغییر جنسیت ظاهری شخصیت بخشی از منطق داستان باشد، ماجرا متفاوت می‌شود. «آدم‌برفی» نمونه‌ای روشن از چنین استفاده‌ای است؛ عباس برای رسیدن به هدفی مشخص، ظاهر خود را تغییر می‌دهد و این تغییر بخشی از مسیر داستان است. در «دستفروش» نیز شرایط ویژه نقش و تولید، انتخاب بازیگر مرد را توجیه می‌کند. در نمونه‌های دیگر، این امکان بیشتر به عنوان ابزار تولید موقعیت کمیک مورد استفاده قرار گرفته است.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم زن‌پوشی در سینمای ایران یک سابقه طولانی دارد و از «مادموازل خاله» تا نمونه‌های پس از انقلاب، در دوره‌های مختلف تکرار شده است.

فهرست نمونه‌ها بعدها با فیلم‌هایی چون «مزاحم»، «مکس»، «کلاهی برای باران»، «قاعده بازی» و چند کمدی دیگر نیز گسترده‌تر شد.

در واقع شاید بتوان گفت «آدم‌برفی» در این میان یک استثناست؛ چون لباس زنانه برای شخصیت عبدی تنها یک وسیله برای خنداندن نیست، بلکه با بحران هویت و مسئله مهاجرت گره خورده است. همین تفاوت باعث می‌شود پس از گذشت سال‌ها، هنوز وقتی صحبت از مردان زن‌پوش در سینمای ایران می‌شود، نام «آدم‌برفی» پیش از بسیاری از نمونه‌های دیگر به ذهن بیاید.
انتهای پیام/.

هیچ فایل صوتی برای این پست ثبت نشده است.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
تاریخ و زمان انتشار خبر : 1405/07/05 02:57
شماره خبر : 105661
لینک کوتاه : https://daftarecinemaii.ir/?p=105661
بدون نظر

پیام بگذارید

از محدودیت زمانی فراتر رفت لطفاً یکبار دیگر کپچا را کامل کنید.